خب این که طبیعیه دختر من با مامانم اینطوری ولی نمیره بعدش پشیمون میشه چون خیلی وابسته هست
سعی کن بیشتر باهاش وقت بگذرونی
من دخترم تا ۴۰ روزگیکه خونه مامانم بودم بنده خدا مامانمم خیلی کمکم میکرد الانم دخترم باهاش خیلی جوره البته چون اون سمتی بیشتر میرفتم و میرم
ولی بین من و باباش به من وابسته تره چون کلا از اول دوست داشتمهمه چیش با من باشه اصلا دوست نداشتم هرکسی خیلی بغلش کنه نمیدونم چرا این شد که خیلی وابسته شد
ولی الان خیلی سختمه
من چی بگم که اگه به هردلیلی گریه کنه بغل من اروم نمیشه بغل مامانم سریع اروم میشه😑
اصلا ناراحت نباش عزیزم بچه ها اینجورین دختر من به شدت وابسته مادرم و همینطور برادرزادم شما مادرشی یه ساعت نباشی خونه رو میزاره رو سرش
این یه چیز طبیعی بین همه ی بچه هاست ربطی به ترجیح دادن نداره
از قدیم تا حالا همین بوده بچه مهمون میاد یا مهمونی میره بهش خوش میگذره تنوعه ، براهمین دوس نداره تموم شه
پسر من انقد بهم وابستس حتی تو ریکاوری اتاق عمل وقتی گربه میکرد با اینکه چشاش بسته بودو هوشیاری کامل نداشت با بغلش کردم آروم شد
همیشه ناراحت بودم ک چرا انقد وابستس ولی الان ک تاپیکتو خوندم دیدم حق داری من اشتباه میکردم مگه تا چ زمانی اینجوری دوست داره بهم بچسبه اینجوری منو بو میکشه
آدمیزاده دیگه ناسپاس و بهانه گیر و عجول
ولی کلا وابسته باشن یا نباشن وقتی بزرگ بشن بزرگترین عشقشون میشه مادره هیچکسو ب مادر ترجیح نمیدن و قدردان هستن
عزیزم کاملاااا حست رو درک میکنم متین هم تا ۶ ۷ ماهگی انگار حسی بهم نداشت مثل بقیه بچه ک وابسته مادرهاشون هستن بهم وابستگی نداشت حس میکردم فقط بخاطر شیر منو میخاد و اگ شیر خشک بود دیگررر هیچچچچ همزمان با این قضیه منم افسردگی داشنم مادرشوهرم تا اشاره ای ب این قضیه میکرد میخاستم بمیرم مثلا میگفت متین رو بزارید اینجا و برید گشنه شد فرنی میدم شاید منظوری نداشت اما من فکر میکردم منظورش اینه ک متین ب مادر احتیاج نداره خودم از پسش برمیام اون تایم خیییییلی ناراحت میشدم فکر میکردم میخاد بچمو ازم بگیره و صاحب شه...آه چ روزای سختی...اما الان بچه ها بزرگ شدن اگ اینجوری کنن پای بی مهری نزار تو خونه حوصله شون سر میره دلشون تنوع میخاد حتی ادمای جدید هم براشون تنوع هست
پسر من انقدر چسب بهم دوست دارم چند ساعتی پیش کسی بمونه
هیچ جا نمیمونه بدون من با پدرش میره پایین خونه مادر همسر یه نشد بالاس
چرا باید ناراحت باشی
خوبه پیش اونا راحته
میخواهی مثل من ناراحتی اعصاب بگیری
الان اوردمش پارک همش گریه
من پسرم. ۱۳ سال همش میرفت خونه مادربزرگش ولی دخترم عادت نکرد خیلی عذاب کشیدم
منم اصلا دوس ندارم اینجوری باشه
ولی پسرم بعضی وقتا این کارو میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.