۱۱ پاسخ

من خونه مادر شوهرم میشینم، هفت سال بساط همینه، هیچ کارم نمتونم بکنم حریف نمیشم، راه حل داشتی به منم بگو عزیز م

دختر منم این کارا با مامانم میکنه

از روانشناس کودک باید پرسید

طبیعیه خواهر....بچه های منم همین طوری ان

دختر من این مدلی تو خونه بازی میکنه کفش لباس چادر شال هر چیزی داریم بر میداره پخش پلا میکنه در حال بازی

من مادرشوهرمینا حساسن و از یه نظر دقت میکنن ببینن من چی میگم بامن همکاری میکنن اینش خوبه ولی خب از یه نظرم من میدونم نکن و بکنشون زیاده چون حساسن
ولی خونه مادرمینا ازادی فراوون از یه نظر راحتم چون دائما بچهام نکن و بکن نمیشنونن منم معذب نیستم از یه نطر بده چون کلا دیگ حرفمو گوش نمیکنن دایم میرن تو گوشی بهم بی ادبی میکنن فوق العاده هم لوس میشن غرغر و گریه ای خلاصه درهردوصورت خونم راحترم

پسرمنم دقیقا اینجوره😂😂

دختر من میره از توی کشو سوتین مادرمون برمی‌داره روی لباس میپوشه توی آینه خودشو نگاه میکنه

بله پسر منم خونه پدرشوهرم که میره همینشکلیه

پسر من خونه مامانم اینجوریه،هر کاری بکنه هیچی بهش نمیگن،منم چیزی بگم منو دعوا میکنن که بچه اس و کاریت نباشه،اینم تا میایم خونه دیگه حرفمو گوش نمیده

فک کنم طبیعیه ،،منم خودمو میکشم که خونه مامانبزرگا دست نزنه به وسایلاشون ولی فایده نداره

سوال های مرتبط

مامان نیلی مامان نیلی ۶ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون
مامان گیلاس🍒 مامان گیلاس🍒 ۵ سالگی
سلام مامانا خونه داداشم با خونه مامانم کنار همه آپارتمانیه بعد دخترم خیلی دوس بچه داره و به کسی نمیزنه دختر داداشم میاد خونه مامانم باهم بازی می‌کنن و مثل خیلی از بچه های دیگه دعوا هایی هم دارن ما داداشمو و زن داداشم میگن بچمون اصلا گریه نکنن و حساسیت نشون میدن هی به دخترم میگن نکن بکن یا اسباب بازی ها و بده دستش نمیزارن خودشون بازی کنن بچه و بچه خودشون میدن البته زنش داداشم این وسط زیاد میونمون یا زن دادشم خوب نیست پس زیاد پر داداشم و بچش میکنه من اصلان دخالت نمیکنم میگم بچه بچه خودشون میدونن حتی اگ بزنن بهم هم فقط باهم آشتیشون میدم ولی خب من تا جایی ک بتونم وقتی اینا هستن کم میرم ک کمتر باهم رو به رو بشن خاله دیشب زنگ زد ک بیاین خونه همه مون دعوت کرد منم اول قبول نکرد ک ای کاش اصلا قبول نمیکردم ک اصرار کرد رفتیم اونام آمدن اول بچه ها بازی کردن بعد یه ماشین حساب بود دخترم نمی‌داد دست دختر دادشم ایناهم یه تیکه میگن بده یا همش به بچه من میگن نکن بشین بدش بغبش نکن در صورتی ک دختر خیلی دوست دختر داداشم داره وقتی اینا اینجور عکس العمل نشون میدن دختر منم لج میکنه وسایلا و نمیده گاهی اوقات یعنی تو خونه خالم یتکه میگفتن بدش نکن منم اعصاب نکشید زنگ زدم باباش امد دنبالش رفتیم گفتم تا بحثی پیش نیومده آخه نمیگن ولشون کنیم بچه بچه خودشون میدونن بزرگتر نباید بره تو بحث بچه بنظرتون کارم اشتباه بود خالم امروز زنگ مامانم زده ک من نباید اینجور عکس العمل نشون میدادم باید بیخیال باشم راستی دادشمم امد در گفت این دوتا نباید کنار هم باشن باهم نمیسازن من باید چیکار کنم بنظرتون زیادی عکس العمل نشون دادم البته این مورد زیاده ها من یدونش تعریف کردم .. شما بودین چیکار میکردین؟