تجربه زایمان طبیعی من از 12صبح دردم گرفت رفتم معاینه شدم 1سانت او نیم ولی تو آن اس تی درد نشون داد گفت تا چهار ساعت تحت نظر میمونی منم موندم شد 2سانت گفت برو پیاده روی کن بعد 3ساعت رفتم گفت معاینه کرد گفت هنوز 2سانتی بعد منم رفتم خونه از ساعت 10شب تا ساعت 2شب خیلی دردم شدید شد اومدم معاینه کرد 3سانتم بعد تا اومد دوباره امتحان کنه دوباره معاینه کرد کیسه ابم ترکید ولی همون 3سانتم لباس پوشیدم رفتم زایشگاه معاینه کرد 4سانت بودم بعد ب شوهرم گفت احتمال بره اتاق عمل چون قلب بچه خیلی افت داره منم هیچی نگفتم رفتم داخل زایشگاه برام گل مغربی گذاشتن 5عدد بعد نیم ساعت شدم 5سانت دوباره گل مغربی گذاشت برام شدم 7سانت گفت زور بزن دوتا زور زدم سرش در اومد رفتم رو تخت زایمان دوباره دوتا زور زدم ب دنیا اومد پسرم انگار دنیارو بهم دادن تا دیدمش اینقدر گریه کردم گفتم شاید بره دستگاه من مردم زنده شدم تا بهم دادنش الآنم الحمدالله پیشمه ظهر هم مرخص میشیم ب امید خدا 🩵👼😘

۷ پاسخ

چقدر زایمان طبیعی رو خوب و عالی تعریف کردی 😂😂😂
برخلاف تصور
من ک هرچی نزدیک‌تر میشم مث سگ میترسم
بس سراولی نابود شدم

ب سلامتی عزیزم انشاالله سایه پدر مادر همیشه بالا سرش باشه و خودشم سالم و صالح باشه و پاقدمش پر از خیر و برکت باشه

الهی شکررر، به سلامت‌ کنارهم بمونین ان شاءالله❤️

یه جوری قشنگ و تمیز تعریف کردی ادم حس خوب گرف از زایمان طبیعی انگار این وسط اصلا درد نکشیدی و خودش خود بخود باز شده 😅
مبارکت باشه عزیزم
ان شاءالله قدمش پر از خیر و برکت باشه🥰

بسلامتی عزیزم مبارک باشه😍

بسلامتی عزیزم این لحظه قشنگ قسمت ههمون بشه انشالله

خداروشکر دوتایی سالم و سلامتید.تبریک عزیزم

سوال های مرتبط

مامان دونات کوچولو مامان دونات کوچولو ۱۰ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 3
ساعت نه نیم معاینه شدم کیسه آبم پاره شد پرسیدم چند سانتم گفت چهار سانتی برو تو حیاط بیمارستان راه برو ساعت یک نیم بیا رفتم باز راه رفتم هی موقع دردا خودمو یک جایی نگه میداشتم درد تموم میشد باز راه میرفتم دوباره ساعت یک رفتم داخل معاینه کرد گفت تعغیر نکردی برو باز راه برو دوساعت دیگه بیا باز رفتم راه میرفتم یکم مینشتم رو صندلی دوباره بعد دوساعت رفتم داخل معاینه شدم همون اوضاع قبلی بود تا ساعت پنج صبح همینطور از درد ناله میکردم دیگه رفتم داخل معاینه کرد همون چهار سانت بودم دیگه گفت لباستو عوض کن اومد نمونه خون و ادرار گرفت و آنژوکت وصل کردم رفتم اتاق زایمان معاینه شدم معاینه لگنی گفت لگنت یکم برآمدگی دارع ولی بچت زیاد بزرگ نیست و مشکلی پیش نمیاد البته که من چند روز پیش معاینه لگنی شده بودم پیش دکترم و معاینه تحریکیم شدم که دکتر من همین حرف رو زده بود اون موقع دوسانت بودم اومدن سوزن فشار زدن بعد دوباره معاینه شدم ماما گفت که شیش سانتی خوب دهانه رحم دارع باز میشه و سرم بستش و رفت (ولی به نظرم به این دلیل بست که من تو شیفت اون زایمان نکنم چون شیفت داشت عوض میشد )
مامان آریا مامان آریا ۱ ماهگی
سلام مامان های گل ممنون از تبریک های همتون ببخشید تک تک جواب ندادم منو پسری دیروز مرخص شدیم میخوام تجربه زایمانمو بگم براتون.
17ام بود ساعت 5غروب یکم پیاده روی کردم بعد یکم از پله ها بالا پایین رفنم دیگه شد ساعت 7یکم ترشح خونی داشتم بدون هیچ دردی منم رفتم حموم شام درست کردم خوردیم وسایلامو ماظر کردم ب شوهرم زنگ زدم با مامانم رفتیم بیمارستان ساعت 11بود معاینه شدم گفت دوفینگر بازی باید بستری بشی منم شوهرم کار های بستریو انجام داد بستری شدم اصلا درد هم نداشتم خلاصع لباس پوشیدم رفتم یه سرم زد برام بعد اومد کیسه ابمو خودش پاره کرد خیلی بد انقد درد داشت ک بعد کم کم دردم شروع شد ولی قابل تحمل بود ساعت 2بود اومد معاینه کرد گفت شدی چهار سانت یه امپول زد من دردم بیشتر شد خیلی خیلی زیاد همش نفس عمیق میکشیدم بعد بازم هی میومد معاینه میکرد میرفت خلاصه ک پارم کردن بعد ساعت چهار احساس مدفوع داشتم همش دکترو صدا میزدم نمی اومد خواب بود منم همش جیغ ک الان بچم ب دنیا میاد خلاصه دکتر از خواب نازش بلند شد چرا انقد داد میزنی گفتم مدفوع میگفت بچس الان میاد زور نزن تا من لباس بپوشم منم نمیتونستم میخواستم دکترو خفه کنم ک انقد خونسرد کارشو میکرد خلاصه دیگه اومد گفت زور بزن منم دوسه تا زور زدم بچه دنیا اومد
مامان Mahoor مامان Mahoor ۱ ماهگی
دیگ با شلوار خیس رفتم تو زایشگاه و همون مامابدجنس گفت عه باز اومدی الکی آخ و اوف نکن معاینه کرد گفت 45سانتی یه جوری درد داری انگار میخوای زایمان کنی 😢 😢 بعد مادر شوهرم گفت عروسی که نیومدم مجبوریم اگ درد نداشت می‌خواستیم بیایم چیکار گفت حیف که کیسه آبش پاره شده وگرنه اصلا بستریش نمیکردم 😩 😩 دلم هری ریخت با اون همه درد دیگ ساعت 3بستری شد یهو دردم گرفت و یه ماما اومد گفت منم خانوم نورمحمدی ام مامات هر موقع بهت زور اومد خبرم کن اینقدر خوشحال بودم اون بدجنس نبوده گفتم خدایا کمک کن یهو تا اومد سرم بزنه صداش زدم که فشار میاد مقعدم تو درد اومد معاینه ام کرد گفت نه هنوز جا داری رفت 2دقیقه بعد دردم گرفت صداش زدم و اومد گفت یکم دیگ جا داری یهو دیدم گان پوشید و آماده شد فهمیدم بچه نزدیک 2دقیقه بعد گفتم توروخدا بیاین سربچه داره میاد اومد معاینه کرد تو درد گفت زور بزن بده بیاد ولی اینقدر درد کشیده بودم نمیتونستم دوباره درد گرفت گفت آفرین دختر سربچه رو دارم میبینم باموهاش بده بیادسرش داره اذیت میشه
مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۱۵ ماهگی
مامان علی رضا مامان علی رضا ۳ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم