۹ پاسخ

عزیزم ببخشید کیسه آبت کی پاره شد؟؟؟؟تو خونه یا رفتی بیمارستان؟؟؟

آره قابل تحمل بود

خداروشکر عزیزم
تا هشت سانت دردت قابل تحمل بود؟
چقد طول کشید ۸تا فول شدن؟؟؟

اون گازی که برات گذاشتن ی سر کننده است ی کم حالت بی هوش بهت دست میده که کمتر درد رو حس کنی

تو بارداری ورزش میکردی ک راحت زایمان کردی ؟

چه خوب انشالله هردو تنتون سالم باشه🤍
بچه چندمت بود؟
هشت سانت رسیدی آمپول فشار هم بهت زدن؟

چقد راحت زایمان کردی
من از زایمان خیلی میترسم طبیعی ام
بیمارستان دولتی بودی یا خصوصی
ماما همراه داشتی ؟
چند هفته زایمان کردی

به سلامتی عزیزم قدمش پر خیر و برکت 😍 زایمانت راحت بود؟؟؟ قبلش چیکارا میکردی چه ورزشایی از چند هفته شروع کردی و چند هفته زایمان کردی؟؟؟

چه خوب ماشااله دعا کنم منم عین تو باشم

خداروشکر عزبزم. ان شاء الله تنت سالم باشه و همیشه شاد و سلامت باشی

سوال های مرتبط

مامان علی رضا مامان علی رضا ۳ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان هلما 💗شاهین🩵 مامان هلما 💗شاهین🩵 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من از 12صبح دردم گرفت رفتم معاینه شدم 1سانت او نیم ولی تو آن اس تی درد نشون داد گفت تا چهار ساعت تحت نظر میمونی منم موندم شد 2سانت گفت برو پیاده روی کن بعد 3ساعت رفتم گفت معاینه کرد گفت هنوز 2سانتی بعد منم رفتم خونه از ساعت 10شب تا ساعت 2شب خیلی دردم شدید شد اومدم معاینه کرد 3سانتم بعد تا اومد دوباره امتحان کنه دوباره معاینه کرد کیسه ابم ترکید ولی همون 3سانتم لباس پوشیدم رفتم زایشگاه معاینه کرد 4سانت بودم بعد ب شوهرم گفت احتمال بره اتاق عمل چون قلب بچه خیلی افت داره منم هیچی نگفتم رفتم داخل زایشگاه برام گل مغربی گذاشتن 5عدد بعد نیم ساعت شدم 5سانت دوباره گل مغربی گذاشت برام شدم 7سانت گفت زور بزن دوتا زور زدم سرش در اومد رفتم رو تخت زایمان دوباره دوتا زور زدم ب دنیا اومد پسرم انگار دنیارو بهم دادن تا دیدمش اینقدر گریه کردم گفتم شاید بره دستگاه من مردم زنده شدم تا بهم دادنش الآنم الحمدالله پیشمه ظهر هم مرخص میشیم ب امید خدا 🩵👼😘
مامان 🍓Liana🍓 مامان 🍓Liana🍓 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین
مامان جاناواهورا🐣🪷 مامان جاناواهورا🐣🪷 ۱۳ ماهگی
سلام بچها اومدم از تجربه ی زایمان طبیعی دومم بگم براتون
۱۰ تیر بود خیلی حس فشارتو مقعدم داشتم شکمم سفت میشد هم زمان حالت تهوع و سرگیجه هم داشتم رفتم دکتر معاینم کرد گفت یکسانتی ولی تخت فشار بچه سرش اومده توی لگن برو خونه روی توپ ورزش کن دردات بیشتر شد به مامای همراهت زنگ بزن رفتم خونه حموم کردم کارامو کردم تا ساعت ۱۲ شب این حس فشاره ۵ دقیقه ای یبار شد انقباض نداشتم ب ماماهمراهم زنگ زدم گفت که اره دهانه رحمت داره باز میشه بچه دومته شاید انقباض نگیری فقط حس فشار باشه پاشو برو زایشگاه رفتم زایشگاه معاینه کردن گفتن دوسانتی نوار قلب گرفتن گفتن برو دوساعت پیاده روی کن بیا بستریت کنیم اگه باز شدی ولی خونه نرو منم چون دخترگ تو ماشین باهام بود به شوهرم گفتم منو ببر خونه جانارو بخوابونم بعد میام رفتم خونه جانارو خوابوندم نیم ساعت خوابیدم پاشدم چند ساعت روی توپ نشستم تا ساعت ۶ صب تو حیاط راه رفتم دلم نمیومد دخترم بزارم و برم اون شب تا صب خون گریه کردم
#ادامه تایپیک بعدم میزارم🫠
مامان ابرک ☁️ مامان ابرک ☁️ ۳ ماهگی
تجربه زایمان
پارت آخر
منو میگی 😂 سریع از رو تخت پاشدم گفتم میخوام شوهرمو ببینم مامائه گفت برای چی گفتم اپیدورال میخوام
گفت مگه نگفتی مشکل هزینه دارم بیمه هم تکمیلی نیستی آخرشم اون درده هست دیگه اینطور نیست که کلا درد نکشی گفت به جاش برات مسکن های دیگه میزنم و منم قانع شدم و رفتم ساعت ۹ بود که من رو تخت بودم و شروع کرد به سرم زدن و یه حالت گیجی و خواب آوری داشتم و همزمان هم حالت تهوع داشتم گفتم حالت تهوع دارم خانومه گفت نشونه خوبیه و حدودا ساعت ۹ نیم یا ده بود گفت ۶ سانتی خوب پیشرفت کردی و آمپول فشار رو زد و از اونجا به بعد دردام خیلی بیشتر شد و دوبار هم کلا معاینه تحریکی انجام داد که یکبارش خیلی بد بود و دیگه تا ساعت ۱۱ بود که گفت فول شدی و حس مدفوع داشتم و می‌گفت با هر انقباضت زور بزن و فک کن یوبسی اونطوری زور بزن و گفت دارم موهاشو میبینم سریع زنگ زد به دکترم و گفت بیاین که وقتشه
دیگه انقدر سریع پیشرفت کرده بودم که ماما میگفت دیگه زور نزن نفس عمیق بکش تا دکتر بیاد و خداروشکر دکتر زود رسید و با اولین انقباضم زور زدم و یه جیغ بدی زدم و سر بچه اومد و بدنش لیز خورد دقیقا همون حالت ماهی که میگن و دیگه دردام تموم شد
همون موقع اذون هم پخش کردن و خیلی حس خوبی بود و ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه به دنیا اومد
بعدم که دکتر بی‌حسی زد و شروع کرد به بخیه زدن و اینم شد تجربه من از زایمان طبیعی بدون اپیدورال
من که خیلی راضی بودم و به نظرم روند زایمانم خیلی سریع و خوب پیش رفت دکترمم که خیلی عالی بود و از بیمارستان بخش زایشگاه هم خیلی راضی بودم و خلوت بود فقط خودم بودم و همین باعث می شد حواسشون بهم باشه
انشاالله که همه مامانا به سلامتی زایمان کنن
مامان دخملی🩷 مامان دخملی🩷 ۲ ماهگی
مامان آیهان👶💙 مامان آیهان👶💙 ۱۰ ماهگی