پارت ٢ تجربه زايمانم
.
.
.
قبلا شيو اينا كرده بودم ولي با همين حال يه حموم رفتم لباسام رو عوض كردم كه بريم سمت بيمارستان اونجا كه رفتيم بعد يك ساااعت معطلي تو ترياژ بالاخره معاينم كردن تو اين فاصله انقد استرس داشتم اخه شنيده بودم كيسه اب پاره بشه بايد سريع بري بيمارستان ديگه بالاخره ماماعه صدام كرد رفتم واسه معاينه گفت دهانه رحمت ٢ سانت بازه نرمه و خوبه برو ورزش و پياده روي كن دردات شديد تر شد بعد بيا
رفتم خونه فقط ورزش ميكردم پياده روي ميكردم و پله نوردي هر دو سه ساعتي كه ميگذشت فاصله انقباض ها كمتر ميشد ولي هنوزم ميشد تحمل كرد تا ساعت ٧ شب كه ديگه فاصلشون شده بود سر ٣ دقيقه رفتم دوباره حموم زير اب گرم اسكات زدم ورزش كردم نيم ساعتي بعد اومدم بيرون تا ساعتاي ٩ بود ديگه دردام فاصلشون يك دقيقه اي شد خيلي سخت بود داشتم از حال ميرفتم تا ساعتاي ١٠ شد رفتيم زايشگاه همش دعا ميكردم خدا كنه برم اونجا بهم بگه تو ٦يا ٧ سانتي و بستريم كنه معاينه كرد و بم گفت تو ٢سانت و نيمي😭 واي دنيا رو سرم خراب شد گفت برو تو حياط بيمارستان بگرد يه ساعت ديگه بيا اونهمه درد شديد يعني هيچ پيشرفتي نكرده بودم واقعا حال روحيم بد بود با خواهرم رفتم تو محوطه بيمارستان پياده روي كنم از حال رفتم و حالت تهوع داشتم شوهرم با ماشين اومد دنبالم رفتيم نشستيم يك ساعت كامل شه دوباره رفتم واسه معاينه ....

۵ پاسخ

یک سوال دیگم دارم شما ورزشای بارداری و ازقبل انجام میدادین؟ازچندهفته شروع کردین؟

خطرناک نبود صبح کیسه اب پاره شده تا شب خونه موندی برا ورزش و اینا؟مگ نمیگن یک ساعت فرصت داری خودتو برسونی به بیمارستان

چطوری با فاصله کم ۲ و نیم بودی؟ 🥲

چند هفته زایمان کردی

وای عزیزم منم الان بیمارستان و درد دارم ولی همش ۲/۵سانت هستم

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۲ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم
مامان پرنس کوچولو 👑 مامان پرنس کوچولو 👑 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🐣 🌸
پارت دوم
خب ورزش هامو هر هفته بیشتر میکردم پیاده روی و حرکت کنار جدول و ... انجام میدادم تا که رسیدم به هفته ۳۷ که واقعا خسته شده بودم 🥲سنگین بودم و دست و پاهام ورم کرده بود و خودمو تو آینه نگاه نمی‌کردم 😅دیگه ۳۷ هفته و ۵ روز بودم رفتم پیش ماما تا هم معاینه کنه و هم ببینم که کدوم بیمارستان می‌ره که فقط گفتش بیمارستان خصوصی می‌ره و من بیمارستان تامین اجتماعی میرفتم😐دیگه معاینه کرد و گفت لگنت خیلی خوبه و یک سانتی😒 یکم لکه بینی داشتم ، روز بعدش دوباره رفتم واسه معاینه تحریکی که انجام داد و کم کم دردام داشت منظم میشد دیگه ساعت ۴ معاینه تحریکی کرد و ساعت ۶ منظم شد دردام 😬😁
هر نیم ساعت دردم می‌گرفت و ول میکرد دردام هم سفتی زیر شکم و بالای شکم بود همینجور می‌چرخید دردش دیگه پیاده روی میکردم حالت سجده و گربه انجام میدادم و تا که ساعت ۱۰ دردام به ۵ دقیقه رسید و دیگه رفتیم بیمارستان ، ادامه پارت بعدی
#زایمان
مامان حلما👼💖 مامان حلما👼💖 ۸ ماهگی
پارت سوم:
،روز بعدش همچنان این درارو داشتم نامنظم بود ولی شدتش بیشتر شده بود که ماما گفت میخوای برو بیمارستان من زنگ میزنم بشون میگم معاینه ت کنن ببینیم چن سانتی که ظهر رفتم دوسانت و نیم بودم بهم گفتن شکم اول انقد بستری نمیکنیم باید بازتر بشی برو پیاده روی کنی ورزش کن تو خونه دردات منظم شدن بیا .. باز شب دردام بیشتر شده بودن رفتم بیمارستان باز گفتن بازتری شدی ولی درحد بستری نیستی دردات منظم نیستن
دوباره رفتم خونه چن بار دوش آب گرم گرفتم مامانم اومده بود پیشم با هربار انقباض ماساژم میداد شوهرمم تو ورزش کمکم میکرد و کنارم بودن.. خلاصه کلی اسکات ، سجده ، چمباتمه و پله رفتم با اینکه حین انقباض سخته ولی خیلی کارسازه .. روز بعد دردام منظم شده بود از صبح تا ظهر شده بود هر ۱۰ دقیقه که ماما گفت بیا مطبم معاینه ت کنم بعدازظهر رفتم حین انقباض معاینه تحریکی کرد که خیلی تاثیر داشت گفت ۳ سانتی عالیه بهم آبزن داد گفت برو اینو بجوشون بعد بریز تو اب گرم خودت بشین توش یه نیم ساعت بعدم بیا بیمارستان که بستریت کنیم ..
تاپیک بعدی
مامان نورا خانوم مامان نورا خانوم روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان دوم .
40 هفته تموم کرده بودم و اصلا دردی نداشتم رفتم دکتر بهم نامه بستری داد که با سوزن فشار زایمان کنم . بازم معاینه تحریکی کرد و اومدم خونه . یکم استرس داشتم که با آقام رفتیم بیرون تا یکم از استرسم کم بشه . تو ماشین که نشسته بودم یهو یه دردی اومد سراغم خیلی شدید بود ولی بعد چند ثانیه خوب شد . دیدم کم کم هی درد های کمی به کمرم وشکمم وارد میشد که محلش ندادم . اومدم خونه یکم ورزش کردم پله بالا و پایین رفتم و هی دردم بیشتر شد . تو هر ده دقیقه یه درد شدید . یکم خوابیدم که فردا انرژی داشته باشم خدود دو ساعت خوابیدم . ساعت سه نصف شب دیگه از درد بیقرار بودم . بازم ورزش کردم کمرم و تکون میدادم اسکات زدم و ... دیگه درد کشیدم تا نماز صبح . نمازم و خوندم . ساعت گرفتم دردام دقیقا شش دقیقه یه بار شده بود بازم ورزش . دوش آب گرم . اسکات و پله. به ماما همراه پیام دادم گفت هفت و نیم بیمارستان باشم . خیلی دردام شدید بود رفتم بیمارستان سریع اومد و معاینه کرد هفت سانت بودم دیگه رفتیم بلوک زایمان و سریع رحمم باز شد فقط یکم بچه بالا بود که ورزش داد بهم و کمکم کرد و بچه اومد پایین و بعدشم که به دنیا اومد .
مامان آرام🩷🎀 مامان آرام🩷🎀 ۱۳ ماهگی
سلام مامانا اومدم بگم من امروز زایمان کرددددم😍🥺


دقیقا روز ۱۸ مرداد ۵ صبح دردم گرفت شروع کردم ب ورزش و پیاده روی همچنان درد پریودی داشتم اما خفیف ساعت ۵ بعدازظهر ترشح قهوه ای دیدم رفتم بیمارستان انتظار داشتم بگه ۴ ۵ سانتی با اون هفته ورزش ولی گفت یه سانتی برو خونه فقط معاینه تحریکی کرد دیگه ۹ شب اومدم خونه درد داشتم اما کم اما ۱۲ شب به بعد خیلیییی شدید شد جوری که تو خونه گریه میکردم و نفس عمیق میکشیدم که دیگه اخراش ب داد رسید😂تو خونه هم‌ ورزش میکردم و حموم اب داغ رفتم و پیاده روی رفتم یکساعت اخر شب قبلش انقباضام ۷ دقیقه بود ۵ دقیقه و ۳ دقیقه ولی ساعتای ۱ شب رسیده بود به یک دقیقه داشتم میمرررردم
ساعت ۴ صبح رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت ۴ سانتی افرین برو اماده شو بعد چون ۴ سانت بودم اپیدورال تزریق کردم که واقعاااااا خوب بود همه ی دردام رفت و بدنم بی حس شد دیگه روی همون تخت ورزش میکردم پروانه و سجده ساعت ۵ و نیم ۷ سانت بودم ک دکتر خودش تعجب کرد دیگه ساعت ۷ صبح فول شدم . انقدر اپیدورال خوب بود ک هرچی معاینه میکردن نمیفهمیدم کلا بی حس بود دکترم اومد ساعت ۸ و ربع رفتم رو تخت زایمان دیگه اپیدورالم داشت از بین میرفت ولی نه کامل فقط یه کوچولو درد حس میکردم دیگه ۸ و نیم زایمان کردم تو یه ربع ولی بگم که لحظه ای که داشت میومد مررررردم
وزنش تو اخرین سونو ۲۹۰۰ بود ولی وقتی به دنیا اومد ۲۳۵۰ بود و خداروشکر ک کمتر بود برای زایمان
بیمارستانم بنت الهدی خیلییییییی راضی بودم از پرسنل
دکترم نازیلا ابراهیمی
فقط بگم که حس میکنم خیلی بخیه خوردم اصلا نمیتونم خوب بشینم چیکار کنم
مامان دخترمون🇮🇷 مامان دخترمون🇮🇷 ۷ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان 💢
من هفته های اخیر دیگه حسابی از بارداری خسته شده بودم و واقعا سنگین شده بودم و دیگه طاقتم تموم شده بود
تصمیم گرفتم ورزش هامو محکم تر و بیشتر انجام بدم
دو روز رفتم پیاده رویی ۱ ساعته ، روز سوم رفتم بالای پشت بوم و راه رفتم ، پیاده رویی تند
وقتی اومدم خونه یه ترشح موکوسیه بیرنگ دفع کردم
صبحش هم یه ترشح بزرگ تر قهوه ای دفع کردم ، و چون میخواستم برم خونه مامانم وسایل خودم که واسه بیمارستان جمع کردم ..
خلاصه رفتم خونه مامانم انقباض داشتم ولی منظم نبود ، از ساعت ۲ رفتم پیاده روی از ۲۰ دقیقه رسید به ۷۸ دقیقه ، و دردا بیشتر میشد و طولانی تر
ساعت ۵بود که دیگه قشنگ دردا ۵ دقیقه ای شد و با خواهرم رفتم بیمارستان
معاینه کرد و گفت دهانه رحمت بستست
ان اس تی گرفت و گفت انقباضات خوبه بیا دوباره معاینت کنم
منم از معاینه بدم میومد و میترسیدم ولی رفتم
یه معاینه کرد وجشتناک خیلی خیلی درد داشت ، جوری که بعدش به گریه افتادم و محکم میزدم رو تخت و التماس میکردم که دستشو در بیاره
ولی محل نمی داد
گفت شدی ۲ سانت ، برو نامه بستری بیار
مامان علیسام مامان علیسام ۱۰ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم
مامان عدنان مامان عدنان ۱۳ ماهگی
مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من ۴۰هفته رفتم مطب ماما ساعت ۱۰معاینه تحریکی شدم تا دو ساعت روی توپ ورزش کردم ساعت ۱ظهر دردام شروع شد تو خونه هر ۷دقیقه ای می‌گرفت ۳۰ثانیه انقباض داشتم باز ول می‌کرد ولی دردش زیاد بود از دل و کمر می‌گرفت و شکم سفت میشد درست مثله درد شدید پریود...همینجوری درد ادامه داشت تا ساعت ۵ رفتم مطب ماما معاینه کرد توی ۳سانت بودم ورزش روی توپ کردم تا ۸.۳۰ ولی بازم همون ۳سانت بودم دیگه گفت برو خونه زیر دوش کمرتو قر بده وقتی انقباض گرفت سجده شو رو کمرت آب گرم بریزن ...ی ساعت اینکارو کردم دیگه دردم خیلی شدید شده بود ساعت ۱۰رفتیم بیمارستان معاینه کرد همون ۳سانت بودم 🥲نوار قلب گرفتن انقباض نشون میداد گفت برو بیرون نیم ساعت راه برو دوباره بیا تا معاینه کنم بعد نیم ساعت معاینه کرد ۳سانتونیم شده بود دیگه زنگ زدن به ماما همراهم اونم تا نیم ساعت بعدش اومد دیگه شروع کردیم بع ورزش کردن روی توپ .توی حموم آب داغ به بدنم ریخت .نقاط فشاری .ماساژ نوک سینه ورزش های دیگه و...ولی هر چقدر معاینه میکردن ۴.بالاتر نمی‌رفتم دیگه شده بود ساعت ۴صبح نوار قلب بچه خراب شد احتمال مدفوع کردن نوزاد میدادن کیسه ابو ترکوندن ولی خداروشکر خوب بود ...
مامان فاطمه نورا مامان فاطمه نورا ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
تو بارداریم خیلی پیاده روی داشتم خیلی زیاد چند روز هر دفعه پنج ساعتی پیاده روی میکردم با یه ماما آشنا شدم بهم ورزش داد با اینکه سی و شش هفته ورزش رو شروع کردم ولی خیلی مفید بود سی و هشت هفته معاینه شدم کاملا بسته بودم همون هفته بازم کلی پیاده روی کردم شیاف گل مغربی گذاشتم سی و نه هفته که شدم ماما گفت بیا معاینه تحریکی کنم رفتم مطب گفت دو سانتی برو پله پایین بالا شو بیست دقیقه بیا ببینم پیشرفت داری یا نه پله رفتم بعد چندتا ورزش داد انجام دادم همونجا تو مطبش باز معاینه کرد گفت سه چهار سانت شدی همینطوری ادامه بده برو خونه دردات خیلی شدید شد زنگ بزن من بیام باهم بریم بیمارستان ساعت پنج از مطبش اومدم بیرون ساعت هشت شب دردام پشت سر هم شدن خیلی شدید داشت گریم می‌گرفت رفتیم بیمارستان ماما خودم معاینه کرد گفت هشت سانتی رفتیم اتاق زایمان آمپول فشار زد و گفت دردت که گرفت زور بده بردم سرویس کمرم رو آب داغ می‌گرفت فول شدم همینطوری کنارم بود راهنمایی میکرد کیسه آبم رو خودش پاره کرد خیلی تهوع داشتم دائم حالم بهم میخورد می‌گفت حالت رو بد نکن زور بده و اینا خلاصه ساعت هشت رفتم ساعت ده زایمان کردم بخیه هم خوردم چون یبوست داشتم اگر یبوست نداشتم خیلی راحت تر بودم من خیلی راضی بودم ماما همراه خدا خیرش بده خیلی کمکم کرد
مامان سلین 🩵♥️یاسین مامان سلین 🩵♥️یاسین ۱ سالگی
سلام مامانا چطورین
بعد چند روز اومدم تجربه زایمان تعریف کنم براتون
من از 36 هفته ورزش شروع کردم پیاده روی .پله بالا پایین کردن. زیر دوش اسکات زدن . حالت گربه گاو .ووووو۳۷ هفته هم تصمیم گرفتم برم بیمارستان دولتی و ماما همراه گرفتم برای خودم
دیگه هرروز ورزش میکردم زیر دوش اسکات میزدم تا 3۸ هفته رفتم معاینه ۱ سانت باز بودم گفت یه هفته وقت داری ۱ روز کامل احساس فشار داشتم ولی درد نداشتم فرداش درد داشتم رفتم گفت ۱ سانتی هنوز دردات بیشتر شد بیا اومدم خونه تا اومدم بخوابم دردم گرفت گفتم اینم بازم کاذب ولش کن رفته رفته دردام بیشتر شد درد داشتم نفس عمیق می‌کشیدم از دهن میدادم بیرون طوری که شکم تکون بخوره دردام تموم میشد اون دو دقیقه رو ورزش میکردم پله چهار دسته پا زیر دوش رفتم اسکات زدم. اسکات یعنی حالت نشسته روی صندلی ولی صندلی در کار نیست
از ساعت ۴ تا ۸ درد کشیدم طوری که می‌گرفت ول میکرد
وقتی درد داشتم نفس عمیق شکمی ولی تموم میشد ورزش میکردم
دیگه زنگ زدم ماما همراه گفت بیا بیمارستان این دیگه درد زایمان
تا رسیدن بیمارستان ساعت ۸ نیم بود
ادامه ...
مامان ویدا و ویهان مامان ویدا و ویهان ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی خلاصه مینویسم
از از شیش ماه به بعد در روز نیم ساعت پیاده روی داشتم از هفته ۳۴ روزی چهل دقیقه پیاده روی داشتم و ورزش انجام می‌دادم ولی تعداد هر حرکت کم تر از هفته ۳۶ به بعدی روزی یک ساعت نیم تا دوساعت پیاده روی ورزش روزی چهل دقیقه حدود ده تا حرکت های مختلف تعداد بالا ۵۰ تا ۱۰۰ از شروع هفته ۳۷ استفاده کپسول گل مغربی یکی ظهر یکی شب هفته ۳۷ یک روز از ظهر درد واژن کمر داشتم بیخالش شدم خوابیدم چن بار تو خواب بیدار میشدم باز میخوابیدم تو خواب عرق کرده بودم وقتی بیدار شدم عصرش یکم کار های خونه انجام دادم بعدش ورزش پیاده روی و دردام بیشتر شد رفتم دوش گرفتم تو آب گرم نشستم کمرم گرفتم زیر آب گرم ماساژ دادم اسکات زدم و آماده شدم تا بریم بیمارستان رفتم سرویس افتادم رو خونریزی نوار گذاشتم رفتیم مسیر ما تا بیمارستان سه ساعت راه بود که همون شب باران شدیدی هم بود دردام تو ماشین می‌گرفت ول می کرد اولش کم بود با تنفس کنترل میکردم شدید هم که میشد ناله های بلند میکردم تا رسیدم بیمارستان شد ساعت ۱۰ تا رفتم اورژانس معاینه شدم و بعدش زایشگاه هشت سانت دهانه رحمم باز شده بود روی تخت شروع کردم برا ورزش حالت راه رفتن چمپاته ولی لگنم چرخش میدادم دیگه آمدن بردنم اتاق زایمان دیگه کامل سر بچم حس میکردم پاهام جمع کردم تو شکم چن تا زور محکم زدم بچم به دنیا آمد ساعت ۱۱ زایمان کردم بخیه داخل نمیدونم چقدر بود ولی بیرون پنج تا خوردم زایمانم بیمارستان حافظ بودم ولی اصلا راضی نبودم زایمان اولم شوشتری بودم عالی بود