مامانا میخواستم تجربه ی خودمو بهتون بگم شاید به درد کسی بخوره، پسرم اسهال استفراغ و تب شدید بود تبش تا نزدیکیه ۴۰ میرفت من قبلا خیلیییییی از اینکه پسرم بره بیمارستاو بهش سرم بزنن میترسیدم واقعا هم دل مادر نمیکشه این صحنه رو ببینه و برا من شاید باورتون نشه از همون اول فوبی شده بود این صحنه امااااااا چند روز پیش تب پسرم وحستناک بود و اصلا هم پایین نمیومد بعد هم که اسهال اونم هی مداااام …. اصلا دست دست نکردم بردم بیمارستان کودکان با سرمی که میزنن وااااقعا مطمین باشید حال بچه خییییلی خپب میشه خدا به دور کنه ، از تن همه ی بچه ها به دپر اما کامانا لطفا نترسید تو این شرایط حتمااااا توی اولین روز ببرید بچه رو بیمارستان مثل من ترس تو دلتون رشد نکنه اینم بگم که با پرستاذی که قراره رگ بگیره از بچتون یا خون بگیره از همون لحظه اول خوب و مخربون رفتار کنید تا اونم با بچه ی شما مهربون رفتار کنه بخدا تاثیر داره، با دید منفی که قراره بچمو سوراخ سوراخ کنن نرید سمتشون

حال خوب بچه ها به صد تا دنیا می ارزه این حال خوب شاید تز پنج دقیقه گریه گذر کنه اما مطمین باشید سرم حال بچه رو زود خوب میکنه توی خونه نگه ندارید و خوددرمانی نکنید چون نورچشمامون اون طوری بیشتر اذیت میشن

۴ پاسخ

بچه من بعد از اینکه سرم زد همینطور مدام گریه کرد و نمیزاشت بره تو بدنش واقعا دهنم سرویس شد تا اینکه کمی خوابش برد 🤦کاش هیچوقت هیچ بچه ای مریض نشه

دخترم منم از کم آبی بستری شد پنج روز . اسهال شدید داشت وقتی سرم زدن بهش فهمیدم چقدر حالش بهتر شد

منم خیلی میترسم از سرم

وای منم تجربه کردم سرم رو دخترم چ روزای سختی گذروند دورش بگردم دختر من بعد از تب کمی تشنج کرد بردیم بستری وای وای

سوال های مرتبط

مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
مامانا من تازه از بیمارستان برگشتم خونه بخدا من از خدام بود بمونم پیش بچه اما واقعا نمیشد چون خودتونم میدونید بچه کوچولو دارم اگر نداشتم خداشاهده میموندم نشد تا الان پیشش یودم دیگه اومدم خونه شوهرشم کلی ازم تشکری کرد گفت خدا خیرت بده خیلی زحمت کشیدی و این حرفا ولی به جان بچه هام من فقط دلم برای اون بچه میسوزه خدا کنه خوب بشه یعنی این بچه برای من شده عین بجه های خودم 😭
فردا میرم دوباره تا ظهر میمونم مادرش بیاد خونه استراحت کنه فقط از خدای مهربون میخوام این بچه خب بشه یعنی مامانا کار اشتباهی کردم اخه بچه همش گریه می کرد شیر که دو روزه که نخورده بود لباش خشک شده بود با اصرار من بردن اول متخصص بعد نامه دادن برای بستری ببریم بیمارستان توروخدا دعاش کنید گناه داره خب بشه
باورتون میشه ما داشتیم این بچه رو می بریدم پدرش می گفت خدا کنه بمیره 😭😭😭😭😭
منم گفتم این چه حرفیه شما میزنید ماهم بخدا بچه بزرگ کردیم ولی یه بار اینجوری خودم یا شوهرم نگفتیم
تو بیمارستان دکترا به مادر بجه می گفان باید بمونی هیی گریه می کرد نه من نمیمونم برم خونه من مریضم همه دکترا دعواش کردن منم دعوا کردن چرا اومدی که مادرش نمیمونه 😔😔😔😔




بچه پوشک
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی

حالا اگر مادر و پدر بخوان به این بچه کمک کنن باید چیکار کنن :
تو چهارقسمت باید بررسی کنن :
دلایل جسمی:
خیلی وقتا بچه ها درد رو تجربه کردن مثل یبوست برا همین نمی‌خوان دیگه تجربه کنن دیگه دستشویی نمیرن
یه موقع مسئله روانی داره و ما اول باید اون مسئله جسمی رو حل کنیم
پس بچه ای که مشکل یبوست داره اول باید اون مشکل رو حل کنیم و پیش پزشک بریم که دیگه یبوست نشه و اطمینان بهش بدیم که ما حواسمون بهش هست که دیگه دچار یبوست نشه
پس این میشه مداخله تغذیه ،آب و پزشکی
پس این میشه دلایل جسمی که روانی هم در آن دخیل هست
مثلا کودک شما ترس و احتیاط رو تجربه میکنه و باید ترس از پی پی رو براش از بین ببریم (که این مورد میتونه با دعوا کردن ما و وسواس زیاد ما این بچه این چیزهارو تجربه کنه که تو فرزند پروری توضیح دادم)
خب بریم سراغ دلایل محیطی ما جایی زندگی می‌کنیم آبش ،شلوغیش،اینکه چقدر بچه رو میتونیم از خونه بیرون ببریم و تو فضای باز بازی کنه
روز خوب آفتاب میگیره ؟شب خوب میخوابه؟همه این ها میشه مجموعه عواملی که بچه حالش خوب باشه یا بد
ژنتیک تاثیر داره ولی این ها هم تاثیر دارن
بچه ای تفریح نداره ،باهاش بازی نمیشه ،همش دعواش میکنن ،پارک نمیره
چی میشه؟این بچه خلقش پایینه همش نق میزنه بهونه میگیره پرخاشگری میکنه و ما با بچه ای روبرو هستیم که همش لجبازی میکنه
بخاطر این هست محیط زندگی این بچه روتین مناسب این بچه نیست