اولا که دختر شما تازه زایمان کردی چرا مراقب خودت نیستی؟ حداقل ده روز استراحت کن برداشتی بچه رو بردی پارک؟؟ بعدا اذیت میشی بخدا
مادربزرگم میگه زائو انگار تمام استخونای بدنش شکسته باید خودشو گرم نگهداره و بخوابه فقط.
سنشونه دیگه براش جایزه تعیین کن بزار کارایی که دوست داره بکنه بیشتر مراقب بچه کوچیک باش وقتی دخترت هست دخترتو بغل کن ناز کن به کوچیکه خیلی توجه نکن، با زبون سرگرمش کنید فقط
اولشه یکم بگذره اوکی میشه
براش مثال بزنید تو قالب قصه تعریف کنید که مراقب داداشش باشه
سلام مبارک باشه عزیزم لطفا با مادرت دیگه دراین مورد حرف نزن چون ظاهرا سختشم هس ک خونتونه و کمک زیاد قرار نیس بکنه جفت مامان من دلداری میده من دیگه هیچ امیدی ب مادرم ندارم دردودل مطلقا بهش نمیکنم ب مرز افسردگی میکشونتم .
کاش اول یه کادو میدادی به دخترت از طرف کوچولوت....میگن خیلی خوبه
دیگه باج نده به بچه
حد و اندازه مشخص کن
وقتی به کاری رو میگی نه محکم سر حرفت بمون
خیلی وقتا زیاد محبت کردن برعکس جواب میده عزیزم
خشن نشو عصبی نشو دعواش نکن ولی با هم نده زیاد لوسش نکن
دخترچیکارمیکنی باخودت من خواهرم ۴روزه زایمان کرده هنوزدردداره استراحت میکنه توپاشدی رفتی پارک🙄
انقد بردیش بیرون ددری شده قانون بزارتوخونت
نمیدونم والا ولی الان خواهرشوهرم ی دختربزرگش 15 سالشه کوچیکه 2سال ونیم دوشب پیش خونمون بودن بعدسالی بعدبه ی دفعه دختربزرگش که 15 سالشه یقه بچه روکشیدچنان کوبندش به زمین صدای استخوان ها ی پای بچه روشنیدم مغزم سوت کشید یاشوهرم 40 سالشه نه تنهابچه روسرگرم نمیکنه بلکه بابچه لجبازی میکنه بعدشماتوقع داری بچه 3 سالت بفهمه باید باشوهرت هماهنگ باشین بهش نشون بدین که این بچه اومده رقیبت نیس نمیخاد جای توروبگیره
عزیزم من خواهرم و داداشم بچه های پشت سر هم دارن ، طبیعیه همه اینها ،پسر خواهر من بعد به دنیا امدن خواهرش دیگه مامانشو نگاه هم نمیکرد ،تا سه ماه به کوچیکه توی کریر روی اپن بود ،باز بچه شما بزرگتره یه چیزهاییش بهتره ،به نظرم براش کتاب یا داستان راجع به خواهر وبرادر و اینها بذارید و بخونید . بچه های داداش من الان کوچیکه راه افتاده باهم بهتر شدن .
سن دخترت به مهد میخوره میتونی حتی شده ساعت کمی هم مهد بذاری از ۸ تا ۱۲ مثلا حداقل توی اون تایم شاید بتونی استراحت کنی بعدم نهار بخوره پدرش بیاد سرشو گرم کنه شما نمیتونی با بخیه بری پارک بدویی که
کاش میدونستی بچت لجبازه یکم زیاد فاصله میدادی بزن بچه هات هم خودت اذیت نشی هم دخترت اسیب نبینه
من همین طور بودم ولی کنترل کردم
براش قصه بگو
بهش توضیح بده درسته متوجه نمیشه ولی تو ذهنش میمونه
سعی کن حد مرز داشته باشید
بازی های فکری نقاشی اسباب بازی سرگرم کننده الان برات واجبه مرتب بخر مثلا هفته ای ی دونه جدید ک تا ی هفته بهش ور بره سرگرم شه
از الان بگرد دنبال اقوامی ک بچه همسن بچه اولت دارن و هم جنسش باشن ی کم سرپا شدی برید خانه بازی پارک یا خونه همدیگه اینا باهم بازی کنن کم کم دست از سر بچه کوچیکت برمیداره
حتما حتما باهاش وقت بزارید حرف بزنید نازش کنید قصه بگید بچه بچه باهاش حرف بزنید یهویی نگید بزرگ شدی ک حسادت نکنه بگید تو نی نی ۱ هستی اون نی نی ۲ . ما تورو بیشتر دوس داریم
جو خونه شاد باشه تا چن وقت دیگه کولیک خدایی نکرده شروع میشه بگو مادزت خیلی بهت برسه اصلا غذای بی فایده نخور حتما بهت ابگوشت بده چایی نبات و شیر موز و اینا حالا یادم نیس برا دلدرد بچه هرچیزی بد نیس ک قوت داره بخور زندگیت کلا متفاوت میشه بدنت کم میاره . اگ میتونی هفته ای ی بار کارگر بگیر خونه رو تمیرکنه تو انرژی بزار فقط،برا بچه ها. فعلا ک دومی زیاد میخابه برو سراغ اولی ببخشید جنسیت هاشون یادم رفته اولی دومی میگم ناراحت نشی .
خیلی با اولی وقت بگذرون لباس خوشکل بگو پدرش ببره بیرون خودش انتخاب کنه چیزایی ک محبت و شادی بیاره
ببین گلم من اشتباه کردم ب تو میگم ک تو اشتباه نکنی
دقیقا پسرم همسن دخترت بود ک دخترم ب دنیا اومد. خیلی سخت بود بچه مهربون و اروم شد دیو دو سر . ولی من بدنم ضعیف شد کم کم عصبی شدم بچه رو عصبی تر کردم . لطفا. از الان ب شوهرت بگو چن تا فیلم خوشکل طولانی بچگونه شاد بریزه تو فلش بزار تو تلویزیون کم کم ببینه ی کم حساسیتش کم شه تا تو رو ب راه شی
بعد اینکه اگه مادر گرامیکمک حال تو بچه داری نیست از خونه داری و پرستاری از خودت بهش بگو کمک کنه بچه رو بیشتر دست پدرش بسپار صد در صپد خیلی مهربون تره .
کادو بخر بگو اینو داداشت از اون دنیا برات اورده
براش کادو بخرین بگین داداشی واست اورده
مامانم خونه ماست اما وقتی این حرفا رو میزنم بهش میگه میخواستی نیاری. خیلی ناراحت میشم.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.