تجربیات من از سزارین😄

ماساژ رحمی :برای من اصلاااااا درد نداشت یعنی چندین بار تو ریکاوری چندین بار تو بخش ماساژ دادن دستشون رو پرستار ها حالت مشت میکردن و‌میچرخوندن رو شکم همچین حالتی و واقعیت من چیزی حس نکردم و به اون ترسناکی که میگن اصلااا نبود.

سوند:به نظرم بدترین قسمت همین سوند بود وااای از سوند 😆‌ من واقعا اذیت شدم و البته اشتباه خودم بود خیلی سفت گرفتم خودمو ولی بد بود خدایی،البته من دوبار سونداژ شدم چون بیشتر موندم و دارو میگرفتم بار دوم شل کردم و پرستارخوب زد و به سختی دفعه اول نبود ولی حس بدش باهاتون هست دیگه 😄

امپول اسپاینال:درد فوق العاده کم ولی خب حسش میکنید داخل کمر شاید در حد امپول نوروبین شل بگیرید و خوب بشینید اصلا اذیت نمیشید بی درد نیست اما کاملا قابل تحمله من دوبار زد برام چون بار اول نشد یکم کج نشسته بودم دفعه دوم زد اوکی بود و سریع بی حس شدم .

اولین راه رفتن بعد عمل:سخت بود ولی نه خیلی بیشتر حالت سرگیجه داشتم فشارمم بالا بود ولی در کل خیلی سخت نبود اذیت نشدم یکم درد داشت که قابل تحمل بود بار اول تا در اتاق رفتم و برگشتم بعد یواش یواش بیشتر رفتم واقعا چیز ترسناک و دردناکی نبود فقط خوب بشینید قبلش خوب ابمیوه و کمپوت اینا خورده باشید اذیت نمیشید که ضعف کنید دردشم راحت میتونید تحمل کنید مخصوصا با گن ،گن واقعااااا کمک کنندس

ادامه در کامنت

۱۱ پاسخ

سلام
میشه لطفا هزینه اشو بگین ؟
من یهو بیمارستانم بخاطز شرایط هفته بعد عوض شد ب نیکان غرب
من برای خودم و بچه ساک جدا بستم اونجا اوناهم ساک میدن یا نه؟

عزیزم تو بی‌حسی ماساژ دادن

عزیزم ممنونم برای اینکه تجربه هات رو‌ گفتی گلم
امیدوارم کنار نینی همیشه شاد باشید ❤️

اتاق خصوصی بودین آنقدر شد یا دوتخته؟
اتاق خصوصی چندتا همراه میزارن؟

مامان رادمهر راستی زیر میزی نمیگیره درسته ؟

مبارکه 😍😍
کدوم بیمارستان بودی؟ خدماتش چطور بود؟
خود زایمان و عمل ترس نداشت؟
و اینکه ۳ تا ۵روزگی بچه برای آزمایش و غربالگری همون بیمارستانی که زایمان کردی بردی؟

کدوم بیمارستان رفتی عزیزم ؟

ممنون از اشتراک تجربیاتتون

از بخیه زدن دکتر نظری راضی هستی؟کلا از دکتر و بیمارستان راضی بودی؟

بسلامتی بگذرونی دوران نقاحتت و عزیزم .. نی نی حالش چطوره ؟ زردی نداره ؟

در مورد یوبوست هم دوستان اگر سابقه ندارید یا مستعد نیستید زیادم مسهل نخورید شکمتون کار کنه مثل من اسهال میشید جای یوبوست :)))) انوقت جور دیگه اذیت میشید 😁😁 شکم خودش کم کم کار میکنه

من خیلی اذیت شدم اما نه برای عمل به خاطر بالا رفتن فشارم خود عمل واقعااا راحت بود کاش فشارم نمیرفت بالا و لذتشو میبردم ولی خوب قسمت من این‌بود بیشتر بمونم بیمارستان و دارو اینا بگیرم و البته که هنوزم فشارم نیومده پایین 🥲
بازم سوالی بود بپرسید عزیزان در خدمتم من

سوال های مرتبط

مامان ارسلان🧿👶🏻 مامان ارسلان🧿👶🏻 ۴ ماهگی
تجربه من از سزارین
اونقدر استرس داشتم حتی تو تاپیک هام گذاشته بودم ولی واقعا بیهوده بود
اولین مرحله انژوکت بود اصلا درد نداشت واقعا عالی بود
دومین مرحله سوند بود اصلا در حد ده ثانیه هست اونم فقط فقط سوزش بود درد زیادی نداره
آمپول بی حسی کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود
حین عمل واقعا چیزی نفهمیدم و بهترین انتخاب زندگیم سزارین ازطریق بی حسی بود
کمی ماساژ شکمی که داخل بخش انجام دادن درد داشت اونم قابل تحمل بود
پمپ درد داشتم که توصیه من به مامان های سزارینی اینه حتما حتما حتما پمپ درد داشته باشن واقعا تاثیر فوق العاده داشت
و در اخر اولین راه رفتن اونم بخاطر پمپ درد بدون شیاف خودم پاشدم و راه رفتم درسته درد داشت ولی اونقدر که میگفتن در اون‌حد عذاب نداشت
اگر برگردم عقب بازم سزارین انتخاب می‌کنم تنها تلخی که‌تو این مدت داشتم این بود که پسرم رفت ان ای سیو
امیدوارم دامن تموم چشم انتظارا سبز بشه و بزودی زود این حس قشنگ رو تجربه کنن💙
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 ۲ ماهگی
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان تیام مامان تیام ۴ ماهگی
پارت چهارم تجربه سزارین

من بعد بی حسی ،بی هوش نکردن من کاملا هوشیار بودم .پرسنل بهیاری اومدن منو جابه جا کردن رو ی تخت دیگه و من از همه پرسنل اتاق عکل تشکر کردم و بردنم سکت ریکاوری دوساعت تو ریکاوری بودم تو اون بازه هم ماما اومد پسرم رو‌گذاشت زیر سینه ام تا شی بخوره و پرستار اومد‌گغت دکترت گفت لازم نیست پمپ درد بذاری برام پمپ هم نذاشتن تو ریکاوری دو بار ماساژ رحمی دادن که دردش قابل تحمل بود بعد که حس پاهام برگشت بردنم به سمت اتاق اونجا هم ی بار ماساژ رحمی دادن منو .اونم زیاد درد نداشت . هشت ساعت بعدش هم بهم اجازه خوردن چایی و کیک و خرما و بیسکوئیت دادن و دوازده ساعت بعد عکل هم اومدن اولین بار منو راه بردن برام جالب بود که اصلا اولین بار راه رفتن اصلا اونجور که تعریف میکنن وحشتناک نبود البته قبلش برای من شیاف دیکلوفناک گذاشتن و کمکم کردن پد بذارم ولی چند بار بعدی که میخواستم خودم بیام از تخت پایین برای راه رفتن و سرویس خیلی دردناک بود برام . درکل بخوام بگم واقعا سزارین برای من وحشتناک نبود بلکه یک عملی بود که قابل تحمل بود درداش و این طور که‌درموردش میخوندم نبود .من حتی الان که چند روزه میگذره چندین بار شیاف گذاستم فقط و مفنامیک خوردم
بازم اگر سوالی درمورد بیمارستان آتیه بود یا سزارین در خدمتم 😊☺️
مامان هایلین مامان هایلین ۳ ماهگی
خب خانوما همون طور که تو تاپیک قبلی گفتم من هم تجربه زایمان طبیعی دارم هم سزارین
طبیعی که همون طور که همه میدونن درد قبلش وحشتناکه ولی بعدش راحتی
ولی سزارین از اولش بخوام بگم سوند گذاشتن اصلاا درد نداشت یکم احساس سوزش داشت و حس بدی بعد گذاشتن به آدم دست میده که رفته رفته بهتر میشه بعد سوزن بی حسی اصلا درد نداشت موقع جراحی خیلی اذیت شدم مخصوصا موقعی که بچه رو میکشیدن بیرون خیلی حس بدی داشت قلبم داشت میخوابید ،ماساژ اصلا درد نداشت وقتی بی حس بودم انجام دادن هیچی نفهمیدم بعد اینکه اثر بی حسی رفت هم سرم مسکن زدن با شیاف گذاشتن درد زیاد نداشتم درد اولین راه رفتن که زیاد بود ولی وحشتناک نبود در کل فقط موقع جراحی اذیت کننده بود برام ولی درکل دردا با شیاف قابل تحمله و الانم که ۳ روز میگذره بهتر شدم و دردام کم شده
در آخر بخوام بگم اگه بتونید درد طبیعی و تحمل کنید بهتره چون بعدش خیلی راحتی خودت بلند میشی راحت کاراتو میکنی ولی سزارین باید یکی باشه که کاملا کمکت کنه
الان اگه واقعا نمیتونم بگم کدوم راحته و برا بچه بعدی اگه بخوام بیارم واقعا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم 😂😂
صاحل صاحل قصد بارداری
پارت ۳
بعد منو دادن ریکاوری اونجا همه مریضا داد و بیداد میکردن منم پمپ درد داشتم همس فشار میدادم نگران بودم درد شروع شه بعد از بیست دقیقه کم کم درد شروع شد ولی قابل تحمل بود همراه با یکمی سر درد ک اونم قابل تحمل بود و من از اتاق عمل وقتی بی حس بودم گفتم ماساژ رحمی برام انجام بدن ولی پرستار اومد ریکاوری یکبار دیگه برام فشار داد دردش وحشتناک نبود ولی خب طبیعیه آدم بترسه چون به هر حال شکمتو تازه بخیه زدن
دیگه بعد از چند ساعت بالاخره ساعت سه منو فرستادن بخش و اونجا پمپ درد همرام بود تند تند میزدم فک کنم دلیل اینکه زیاد اذیت نشدم همون پمپ درد بود بعدش توی بخش سریع اومدن ماساژ رحمی یکبار دیگه میگفتن نیازه و اونجا درد داشتم چون سری نود درصدش رفته بود و دیگه برام شورت انداختن و نوار بهداشتی بزرگ دیگه خون ریزیم روز اول خیلی خیلی زیاد بود ولی روز دوم خیلی خیلی کم شد دیگه خانواده اومدن روی سرم نی نی رو دادن بهم خداروشکر همه چیش خوب بود...درد داشتم همزمان ولی نه درد خیلی وحشتناک ی درد قابل تحمل بود و به محض اینکه شیاف برام گذاشتن درد خیلی کم شد و دیگه عالی بود ولی گرسنه بودم خیلی دلم میخواست یچیزی بخورم ک اجازه نداشتم تا روز بعد چیزی بخورم فقط سرم می‌گرفتم روز بعد هم راه رفتن بعد زایمان یخورده برام اذیت کننده بود ولی نکران نباشید وند قدم که بردارید کاملا عادی میشه براتون
خلاصه من راضی بودم شماهم نگران نباشید انشالله خوب‌و راحت پیش می‌ره براتون
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان مهدا مامان مهدا ۳ ماهگی
تجربه سزارین ۲

سوند رو که میخواستن بزنن گفتن باید پاهاتو کامل باز کنی خیلی زود زدن ولی اولاش یکم سوزش و احساس نشت داشتم که گفتن طبیعیه
بعد نیم ساعت رفتم اتاق عمل
آمپول بی حسی خیلی درد نداره ولی برای من تزریق نمیشد چهار پنج بار هی زدن که واقعا اذیت شدم
تا تزریق شد گفتن سریع بخواب
یکی دو دقیقه طول کشید تا بی حس بشم حس گرما رو تو پاهام خیلی دوس داشتم
قسمت بد ماجرا این بود که آدم کامل لخت بود و اتاق عمل پر از مرد بود
دخترم هی از این طرف شکم میرفت اون طرف و نمیتونستن در بیارنش هی فشار میاوردن گاهی واقعا حس میکردم الان از رو تخت میوفتم تا دو روز بعد از زایمان دنده و قفسه سینم بخاطر فشار ها درد میکرد
دخترم دنیا اومد که اصن از حس و حالش نگم
بعد حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا بخیه زدن
بعد انتقالم دادن ریکاوری
قبلا فک میکردم ریکاوری آدم اذیت میشه ولی واقعا آدم نیاز داره به ریکاوری
حدودا چهل دقیقه ریکاوری بودم دخترمو آوردن شیرش دادم
بعد رفتیم اتاقم
من اینجاها یکم احساس گیجی. داشتم
رسیدگیشون واقعا عالی بود یعنی آدم واقعا همراه نمی‌خواست
پمپ درد داشتم
دردش واقعا قابل تحمله
بلند شدن از تخت اصلا سخت نبود من بدون کمک بلند شدم
مامان دخملی🩷🦢 مامان دخملی🩷🦢 روزهای ابتدایی تولد
خب من اومدم راجب سزارینم بگم ک من از سزارینم راضی بودم تهران زایمان کردم و بیمارستان اقبال من اول رفتیم خون کرفتن و سوند اینا وصل کردن ک برام اصن دردناک نبود ولی سوند رو وصل کرده بعدش حس خیسی داشتمد فک میکردم خیش شدم گفتن نه جون شستیمت با اب مقطر بخاطر همین خیسی خلاصه اولش اصلاا درد نداشتن ولی اخرش یه کوجولو سوزش بود ک دراوردنی هم اصن درد نداشت بعدش رفتیم اتاق عمل ک رفتم خیلی خوب بودن راضی بودم اصلا همه میگفتن میخندیدن منم استرس نداشتم اصلااا ولی پیر مردایی ک اونجا بودن اصلا خیلی خوب بودن همش به ادم انرژی میدادن و اینا خلاصه از اینجا هم راضی بودم بهشون گفته بودم تو اتاق عمل من شکممو ماساژ بدین و داده بودن و منو فرستادن ریکاوری و اونجا من هنوز لدنم بی حس بود گفتن بهشون من درد دارم چن بار بهم مسکن زدن ک اروم باشه و دردم زیاد نباشه بعد ریکاوری فرستادن بخش ک بچمم تو اتاق عمل دیدم وقتی فرستادن بخش من اول دفتم بعد چند دیقه شوهرم اومد و بچمم اوردن و خوب بود اومدن شکممو ماساژ دادن باز و درد یه کوجولو داش ولی قابل تحمل بود بعد سوند رو دراوردن ک‌نفهمیدم بی حس بودم بعد همه چی خوب بود فق راه رفتنی یکم نتونستم ک دو قدم رفتم بعد نشستم و واقعن پرستار ها و همهوجی راضی بودم بعد دوساعت یه بار شیاف میزاشتم قابل تحمل بود و من نفهمیدم اصلا واقعن بعضیا ک میگفتن ای شکمت فلانومیگف سوند اینطوری سخته درد داره اصلا بدن هر کسی با هر کس فرق داره بر من ک‌قابل تحمل بود
بارداری بارداری بارداری بارداری