۹ پاسخ

من واقعا الان از خودم و دردایی ک دارم بیزارم و از بچه داری هیچی نمیفهمم

من چندروزی که خونه مامانم بودم اصلا نفهمیدم چجوری گذشت حالا خونه خودم روزااصلا نمیگذره

حال روز هممون یکیه..بااینکه دلم برا این روزای نوزادیش تنگ میشه ولی دعا میکنم زود بزرگ‌بشه..واقعا همش استرسه .خدا کمک هممون کنه

من تا چند روز نمیدونستم گوشیم کجاس
تازه یک شبانه روزم بیمارستان بستری بودیم برای زردیش

منکه هنو از بچه داری نفهمیدم آخه خونه مامانمم آبجیام هم کوچیکن کلن بچه بغلشونه و شب هم مامانم نگه میداره فقط روز سینمو میدم شبا شیر خشک میخوره

عزیزم خیلی زود ختنه نکردی

چرا انقد زود ختنش کردی😅

سلام خوبی عزیزم کجا ختنه کردی و چقدر

من این یک ماه اصلا نفهمیدم چجوری گذشت انقد که فقط درحال بدو بدو بودم

سوال های مرتبط