۸ پاسخ

تا بیشتر نبریش توی فضای بیرون و اجتماع درست نمیشه باید هر روز وقت بزاری یا مهد بزاری یا بیرون ببری یا خونه دوست و فامیل بچه دار بری همش که بچت معاشرت و دوست یابیش با هم سن و سالاش بهتر شه

تو بازی باهاش تمرین کن دوست پیدا کردن رو اینکه چه جمله هایی بگه چی بگه

پارک ببر ...با خودت همه جا ببر خرید..فروشگاه کارتو بده خودش حساب کنه

مهد بزار

کلاسای مادر کودک شرکت کن بعدش مهد ببر

کلاس بازی درمانی ببر ، پسر منم مثل پسر شماست بهتر میشن یه کم

مهد بذارش

مشاوره برو

سوال های مرتبط

مامان پسر قشنگم مامان پسر قشنگم ۵ سالگی
خانما میخوام درد و دل کنم من و شوهرم 7 ماه صحبت کردیم زیر نظر خانواده ها و ازدواج کردیم از اول ازدواجمون شوهرم قصد داشت منو تغییر بده و به قول خودش شبیه خودش کنه و از این طریق افسار زندگیش رو دستش بگیره من وابسته خانواده ام هستم مخصوصا مادرم اون هم میدونست و با خانواده ام در افتاد و یکی یکی پاشون رو از خونه ام برید تا به قول خودش من مستقل بشم تو این گیر و دار من باردار شدم در حالی که با کل خونواده ام قهر بود تو دوران بارداری خیلی اذیتم کرد و من از ماه هشت بارداری افسردگی گرفتم تا سه ماه پس از زایمان حالم بد بود ولی تو اون روزا تنها دل خوشیم و دلیل زندگیم پسرم بود الان هم جونم به جونش بسته است نمی تونم یه لحظه دوریش رو تحمل کنم پسرم هر چی بخواد بخره به من میگه چون باباش براش نمیخره حتی لباساش رو مامانم اینا می‌خرن دکترش رو خودم میبرم خلاصه که باباش هیچ احساس مسئولیت نداره ولی پسرم باباش رو بیشتر از من دوست داره به من میگه من تو رو دوست ندارم بابام رو دوست دارم خیلی دلم گرفته