۵ پاسخ

به نظرمن که اگه بتونی دوهفته محکم سخت بگیری نزاری ببینه نمیزاری دیگه بیخیال بسه گریه میکنه ولی نزنش بغلش کن نازش کن به گریه هاشم بی اعتنا باش

عزیزم بازیشه صبور باش اینم از سرش میفته چرا میزنیش، بازم از مشاور راهنمایی بگیر

حتماااا ببرش مشاوره تا وقت اصلاح هست

مشکل از خود شماست که بچه رو سیلی میزنی و نمیدونی این طبیعیه دختر‌منم همینه جدیدا لباساشو میبینه میگه برام بپوشون روهم روهم میپوشه و بیرونم لباس میبینه میگه بخر برام یعنی واقعا نمیدونی بچه س؟

بنظرم باید با یه مشاوره حتما مشورت کنی که راه درست بری

سوال های مرتبط

مامان نازنینم💜
🇮🇷 مامان نازنینم💜 🇮🇷 ۳ سالگی
خانوما بچه های سه ساله شما اخلاقاشون چجوریه لجبازی میکنن یانه؟
دختر من خیلی لجباز شده همش جیغ و گریه بهانه های الکی میاره که گریه کنه گرسنشه نمیگه غذا میخام بهونه گیری و گریه میکنه یا خابش میاد گریه میکنه منم میدونم که خابس میاد میگم بیا بخابونمت جیغ میزنه میگه نه خابم نمیاد هر کاری که میکنم میخاد دخالت کنه هر چی میخام خورد کنم میگه بده من میخام ظرف بشورم میگه خودم صندلی میزاره میاد پای سینک همه جارو خیس میکنه میخام غذا دریت کنم میگه من پیازشو خورد کنم یا من تخم مرغشو هم بزنم اگه ندم واویلا داره مثلا میخام آشپزی کنم میره قابلمه کوچیک برمیداره توسو پر آب میکنه میگه هر جی تو میریزی تو غذا بده منم بریزم تو قابلمه خودم از چودنای گاز هم میخاد خانوم که کازش باشه همه جا رو به گند میکشه 😭
همیشه هم میگه من باهات قهرم میره تو اتاق و درو میبنده تازگیام خیلی بی ادب شده 🥺
شبا دیگه مغزم سوت میکشه از دستش
اوف امروز چقد دلم پر بود از دستش
چقد غر زدم ببخشین 🫠
مامان فسقلی🤰🏻 مامان فسقلی🤰🏻 هفته هشتم بارداری
سه سال پیش، خدا قشنگ‌ترین هدیه‌ی دنیا را توی آغوشم گذاشت... هدیه‌ای که از همان لحظه، تمام دنیایم شد.

دخترم... عزیزترینم... نفسِ مامان...

امروز سه ساله شدی و من هنوز هر وقت به چشمانت نگاه می‌کنم، همان حس روز اول را دارم؛ همان بغض شیرین، همان شکر بی‌پایان، همان عشقی که هیچ واژه‌ای نمی‌تواند توصیفش کند.

تو نمی‌دانی با آمدنت چه بلایی سر قلبم آوردی... من قبل از تو زندگی می‌کردم، اما بعد از تو تازه نفس کشیدن را یاد گرفتم. خنده‌هایت دلیل خندیدن من شد، اشک‌هایت تمام دنیایم را به هم ریخت و هر بار که صدای «مامان» گفتنت را شنیدم، انگار دوباره متولد شدم.

دخترم... اگر روزی از من بپرسند بزرگ‌ترین ترسم چیست، می‌گویم حتی فکر کردن به دنیایی که تو در آن نباشی. و اگر بپرسند بزرگ‌ترین آرزویم چیست، فقط می‌گویم: «خدا عمرم را بگیرد و به دخترم بدهد؛ فقط بگذار همیشه سالم باشد، بخندد و خوشبخت زندگی کند.»

تو تمام دارایی منی... تمام دلیل جنگیدن من با سختی‌های زندگی. وقتی خسته‌ام، وقتی دلم شکسته، وقتی از دنیا دلگیرم، فقط کافی است تو را بغل کنم؛ آن وقت همه چیز دوباره درست می‌شود.

تولدت مبارک، فرشته‌ی کوچک من...

ممنونم که سه سال است قلبم را بیرون از سینه‌ام به تماشا گذاشته‌ای. ممنونم که به من یاد دادی عشق یعنی تو...

دوستت دارم؟ نه... این جمله برای حسی که به تو دارم خیلی کوچک است. من با تمام وجودم، با تمام نفس‌هایم، با تمام تپش‌های قلبم عاشق توام.

تا آخرین نفس، تا آخرین تپش قلبم، همیشه پناهت می‌مانم.

تولدت مبارک، تمامِ زندگیِ مامان. 🤍🎂