بعد حاملگیم از خانواده شوهرم بدم اومده قبلش هم بد بودنا خوب نبودن اصلا ولی مهم نبود الان بخاطر دخالتاشون تو کارای بچم یا کارایی ک با بچم میکنن خیلی ازشون بدم اومده منم دلم میخواد بچمو اونطوری ک خودم میخوام بزرگ کنم و هرکاری ک خودم میخوام بکنم من ۹ ماه زحمت کشیدم و اذیت شدم من به دنیاش اوردم شب بیداریاشو من دارم میکشم شما چه کاره اید اخه؟ بخدا یه ماه اخر بارداریم دو روز زایشگاه بستری شدم و بعدش استراحت مطلق و تا موقه زایمانم سع هفته شب در میون امپول سرم میزدم و هفته ای یه امپول و هرشب شیاف زایمانمم ک درد طبیعی و سزارین و ۸ تا بی حسی تو نخاعم و اخر هم بیهوش شدم اصلا یه سر نزدن حتی زنگم نزدن که بخاطر بچه ای ک الان بچم بچم میگن اینطوری شدم بعد الان خودشونو بیشتر اختیار دار میدونن تا من! به کاراشون ک هر سری میریم ناراحتم میکنن کار ندارم امروز وسط نهار دخترم دستشو دراز کرد لیوان شیشه ای رو که توش اب داشت برداره سریع برداشتمش مادرشوهرم گف اب میخواد اروم گفتم نه الان میخواس فضولی کنه یهو خاهرشوهرم با تیکه و حالت دعوا گف اب میخواد معصومه! من بچمو بهتر میشناسم یا تو؟ اصلا باشع اب میخواس این چ‌طرز صحبت کردنه؟بخاطر این کاراشون هفته ای یک بار میریم خونشون هر سری هم ک میریم تیکه‌ میندازن که بچه مارو نمیبینه نمیشناسه یا حتما باید دعوتتون کنیم بیاین شوهرم گف من هر روز از صبح زود تا اخرشب سرکارم نمیتونم بیام شما بیاین خاونام گفتن از فردا دیگ میایم ینی پرو ان خیلی پرو نیاز نیس رو بدی یا نع سوارت میشن میدونم اگ ی روز بیان دیگ هر روز اینجان نمیدونم چ کنم دیگ مگ بقیه هرشب میرن خونه مادرشوهراشون ک من برم؟توقع دارن هرشب بریم


فرزند پروری نوزاد شیرخشک رفلاکس کولیک بی قراری دلدرد گریه پوشک شیردهی

۱۱ پاسخ

سلام گلم میگم لک بازوهات ک تیره بودن خوب شد

بابا چقد حرف بقیه برات مهمه کار خودتو بکن هرکی هم هرچی گفت جوابشو بده حرف بقیه هم بنویس رو ب ا س ن ت
تامام

درکت میکنم عزیزم خدا سر و کار هیچ بشری رو ب آدم زبون نفهم نندازه ، خانواده شوهرم منم فکر میکنن از من بهتر بلدن همش می‌خوان ب من تربیت بچه یاد بدن ، منم محل نمی‌دم کار خودمو میکنم

همه ما این مشکل داریم عزیزم منی که پیش مادرشوهر میشم که به بچه سبزی برمیداره میده بچم میزار دهنش میره گلوش ازش میگیرم گریه میکنه اون سرش ناپیدا نمیگیرم ازش میره گلوش گیرمیکنه آدم بزرگ نمیتونه سبزی بخوره بعد این به بچه شبزی میده یا مثلا از قصد ابو برمیداره میده بچه میریزه لباساش خیس میکنه یا لیوان میبره بالا بچم ابو میخوره میپره گلوش بخدا روانی شدم بچم رفلاکس داره به بچه نوشابه میدن بعد من دق میخورم هرچی رو قاطی میکنن میدن بچم اسهال میفته

منم هفته ای یبار میرم گاهی دوهفته یبار همونم همش دخترم میزارم پیشش میرم بیرون ولی کلا همینه دخالت میکنن من اهمیت نمیدم مثلا تو لباس پوشوندن مهوا تو غذا خوردن تو شیر خورذن به همه چیش کار دارن ولی من توجع نمیکنم مثلا پدرشوهرم میگه تو بلد نیسی ب بچه اب بدی خفه ش میکنی😆

دقیقا خانواده شوهر منم عین خانواده شوهرتن میگن بچه ما رو نمی‌شناسه چون کم میایی میگم خب م محبت ن زحمتی چیزی ازتون ندیده مادر شوهرم میگه آره دخترت منو‌ نمیخواد مادرتو میخواد منم بهش گفتم آره دخترم ب خودم رفته کسی ک زحمتش رو کشیده حمومش میده پوشکشو عوض می‌کنه و... رو بیشتر میخواد بهش گفتم تو هم پوشکشو عوض کن بیا پیشش تا بخوادت بشناست توقع دارن منو بچم هی بریم دس بوسی ولی عمرا هر ۲یا ۳,هفته ی بار میرم در حد ۲ساعت اونم با شوهرم فاصلمون هم ی خیابونه

منم رو اولی همین مشگل داشتم دومی دیگ فهمیدن اخلاقمو دخالت نمیکنن کلنم کم میرن خونشون خونه مامان خودم بیشتر میرم بچم طایفه شوهرمو میبینه گریه میکن ااای من ذوق میکنم😂

این مشکل همه ی ما هسته عزیزم تو تنها نیستی من که هر وقت می‌خوام برم یا اونا بیان استرس دارم چیزی نکنن دهن بچه یا دهن بچه رو نبوسن مخصوصا پدر شوهرم خیلی اذییت می‌کنه می‌دونه حساسم بدتر می‌کنه

وای وای منم همین مشکلو دارم خیلی دخالت میکنن تو کار بچه داریم...عصبیم میکنن...ولی متاسفانه من چند بار دعوا کردم باهاشون دمشونو چیدم😅

اگه همسرت بچه ننه نیست و زنو بچشو دوست داره ماهی ۱بار برین و بیاین و رقت و امد کم کن باحالت دفاعی و دعوا و بد ن
با خنده شوخی. تیکه جواب بده و نذار تو کارهایی ک مربوط به بچه ت دخالت کنن محکم ن بگو و وایسا یه بار وا بدی تمومه

یبار با احترام جواب بده دیگع چیزی نمیگن.
هیچی نگی تا اخر عمر همینه

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۲ ماهگی
چقدر من خرم یعنی از من خر تر تو دنیا حس میکنم وجود نداره همه ازم سو استفاده میکنن از خونواده و همسر خانواده همسر بگیر تا دوست و رفیق منه خوش باور منه احمق فکر میکنم حتما همه مث خودمن امشب دوستام زنگ زدن گفتن میان دیدن من نگو ک خانوما کارای کاشت ناخن شون جایی نداشتن گفتن بیا بریم خونه ی این خره نفهمه خلاصه اومدن کلی شام درست کن بزن بکوب شون کردن کاراشون انجام دادن سر صدا شون کردن یه کمک نکردن ک هیچی انقد نفهمن هرچی میگم بچه می‌ترسه بازم با صدای بلندبلند می‌خندن و سر صدا میکنن این بچه از اول تا آخر فقط گریه کرد خاک تو سر من ک یه مادر خوبی نیستم اونش ب کنار از ساعت ده یکسره میگم تایم خاب بچه اس فکر کنم خابش میاد تو شلوغی نمیخابه مگه میرن تازه پا شدن رفتن الان دیگه بچه نمیخابه خیلی حس بدی. دارم حس میکنم همه منو احمق فرض کردن خسته شدم از خودم ک انقد زود باورم فکر کردم دیدن من میان نگو کار داشتن امشب کلی نشستم بخاطر این بی عرضه گیم ک نمیتونم درست از بچم محافظت کنم کلی گریه کردم 😭😭😭من نفهمیده بعضی وقتا بچمو بخاطر بقیه اذیت میکنم😭😭😭
شیرخشک شیرمادر فرزند پروری رفلاکس غذا کمکی کولیک گهواره
مامان آیهان🐣 مامان آیهان🐣 ۱۲ ماهگی
مامان hildanaz💕 مامان hildanaz💕 ۱۶ ماهگی
خانوما میخوام باهاتون درد و دل کنم 😭
من از تنهایی به تنگ اومدم
شوهرم صبح میره کار تا شب
هیچکسم ندارم تا دوسه ماه پیش بهتر بودم فقط با شوهرم بحثم میشد عصبی میشدم
الان دیگه یه وحشیه هارم من هیچوقت فک نمیکردم انقد مادر بدی باشم منی ک به همه آرامش توصیه میکردم الان خودم با بچم بد برخورد میکنم چیزای الکی عصبیم میکنه و خاک تو سرم یکمم زدمش هربارم بعدش مثه خر زجه میزنم اصلا شرایط رفتن به دکتر ندارم اصلااااا امشبم یواشکی فلوکستین خریدم از داروخونه
من کار خیلی بدی میکنم بدبختیامم این رفتار گندمو توجیح نمیکنه
نمیخوام کسی بگه نکن اینکارو فقط تجربه دارا بگن فلوکستین رو چطور شروع و چطور تموم کردین؟ اذیت نمیکنه بعد از کنار گذاشتن؟
من بخاطر بچم مجبورم استفاده کنم تا این رفتارام کنترل شه من از خودم متنفرم من ۵ ساااال تو حسرت بچه بودم ۵ سال هرکی بچه دار میشد غصشو میخوردم ک من باز مادر نشدم الان که شدم منه احمق منه بیشرف بچمو عذاب میدم اشتباهات کوچیکش منو یهو پرخاشگر میکنه نمیخوام بچم ازم بترسه خدا لعنتم کنه تو رو خدا نصیحت نکنین من روزی پونصد هزار بار مدیتیشن میکنم خودم به خودم حرف میزنم فقط قرص میتونه آرومم کنه میگم اولین بار بخورم آرامشو نشون میده اون روز؟