۷ پاسخ

ورزش مخصوص هست برای نزول سر بچه ب لگن که سریعتر ادم پیشرفت میکنه.. شربت زعفران غلیظ بخور.. روغن کرچک

من طبق توصیه ی دکتر خودم بهت گفتم گفت اگه دردات شروع شد بخوری اشکالی نداره زعفران ولی پونه رو نمیدونم اگه دردت به جایی رسید که پشت سر هم وبی وقفه بود برو بیمارستان موقع درد تو بیمارستان تا میتونی دم وبازدم داشته باش هم دردت کمتر میشه هم باعث میشه دهانه رحمت باز بشه

اگه درد داری زعفرون بخور خیالت راحت هیچی نمیشه دهانه ی رحم و باز می‌کنه من خواهرم درد داشت خواستیم بریم بیمارستان یه لیوان غلیظ زعفرون دادم بهش معاینه کردن گفتن سه سانت هستش یه دفعه شد ۷سانت ماما به بغل دستیش میگفت عجیبه چرا یه دفعه پیشرفت کرد

دردهات که هر ده دقیقه به مدت۳۰تا۴۵ثانیه شد برو بیمارستان.
دمنوش پونه بخور
نقاط فشاری
اسکات زیر اب دوش گرم
چمباتمه بزن
شیاف گل مغربی بزار

اسکات زیر دوش آب گرم
کف پا بچسبون به هم حرکت پروانه ای بزن
یه پات دراز کن یه پات جمع کن کف پای جمع شده رو بگیر دستت هی دور کن از اون پای یکی هی نزدیک کن

سلام عزیزم زیاد عجله نکن واسه بیمارستان یه استکان زعفران غلیظ دم کن بخور غذای سنگین نخور پیاده روی رو برو

دردات داره شروع میشه
سعی کن دردات را خونه بکشی
الکی نری بیمارستان همش معاونت کنن

سوال های مرتبط

مامان 👼اقا مَهدی🩵 مامان 👼اقا مَهدی🩵 ۷ ماهگی
تجربه زایمانم با کلی تاخیر
پارت یک
من از ۳۶هفته شروع کردم پیاده روی نیم ساعت یا یک ساعت کم کم بیشترش کردم رسیدم تا ۳۸هفته روزی ۳الا۵ساعت پیاده میرفتم از خونمون تا بازار بعدش دوباره تو بازار هم هی میچرخیدم
هر روز دوش اب گرم میگرفتم زیر دوش ورزش میکردم و خونه تکونی هر روز بدون استراحت درد میگرفتم از ۳۸هفته دردام شروع شدن دردم میومد و ول میکرد تا یک هفته درد پریودی شدید داشتم و بی حاال بود درد کمر و لگن و رون شکم داشتم بازار هی دردام میومد دلم مخواست زنگ بزنم به شوهرم بریم بیماستان اما تلاش میکردم بیشتر دردام بگیره مرتبتر بشه خلاصه که رسید روزی خواهزشوم دعوتمون کرد شام منم از پیاد روی رفتم خونشون اما خیلی بیحال بودم و درد داشتم همون شب برگشتیم خونه و اسهال شدید گرفتم که هر ربع ساعت میرفتم دسشویی تا اینکه از بس زور میزدم شکمم کامل خالی شد و تا صبح من درد داشتم اما شوهرمو بیدار نکردم نصف شبی بود هم درد زایمان داشتم هم اسهال شدید صبح شد دردام بیشتر شده شوهرم با صدای ناله هام و
مامان نهال🌱 مامان نهال🌱 ۶ ماهگی
شب بعد گذشت و خبری نبود شب بعدی از پیاده روی خیلی طولانی که حدود پنج ساعت پیاده روی کردم اومدم خونه داشتم غذا می‌خوردم که یهو یه درد خیلی‌ عجیب زیر دلم و کمرم رو گرفت جوری که غذا تو گلوم گیر کرد اما فقط در حد سه ثانیه بود و ول کرد بعد دو ساعت دوباره همینجور دردی گرفتم و در حد همون چند ثانیه ول کرد ساعتا ۱۲شب باز همون درد اومدم سراغم و سریع ول کرد تا ساعت ۲که رفتم سرویس چند قطره لک قهوه ای دیدم و یه ترشح قهوه ای رنگ کلی ترسیدم با خودم گفتم من دگ الان تو خونه زایمان می‌کنم😐 فکر میکردم همون دردا چند ثانیه ای شبیه به پریودی درد زایمان بوده و من درد رو کشیدم و الآن که لک قهوه ای دیدم ینی زایمان 😐😑با خودم گفتم چه راحت 😂تا صبح واستادم صبح رفتم پیش مامام البته تا صبح کلی همین درد چند ثانیه ای هی گرفت و ول کرد صبح ک‌ رفتم معاینه کرد گفت یک سانت دهانه‌ رحمت باز شده برو ورزش کن پیاده روی کن بزار دردا شدید تر بشه و بیشتر دهانه‌ رحمت باز بشه
مامان رقیه سادات💚🫀 مامان رقیه سادات💚🫀 ۱ ماهگی
مامان علی کوچولو مامان علی کوچولو ۳ ماهگی