تجربه سزارین پارت پنج

موقعی ک میگرفت واااای از درد نمیدونستم چیکار کنم موقعیم ک ول میکرد حالم خوب بود
این تا ی ساعت اینا طول کشید ( پمپ درد نداشتم دکترم گفت لازم نیست فک میکردم هرموقع دلم خاست میتونم برم بگیرم و وصل کنم نگو باید از قبل بهشون اطلاع میدادم) موقع درد زنگ میزدم ماماخاهش میکردم ب دکترم بگه ک اونم جواب نمیداد
راجب درد زایمان طبیعی ک اومد سراغم بگم ک برا بعضیا بعد زایمان از بچه دوم ب بعد اینطوری میشه و من از شانسم بچه اولم اینطوری شدم
خلاصه مامانم دعا میخوند و آروم میشدم بعدشم یهو ادرارم ریخت یعنی کیسه پر شد یهویی بعدش اروم‌شدم ک‌ بازم شرو شد و سوندمو برداشتن ک راه برم بعدش‌چشتون روز بد نبینه داشتم میرفتم سرویس ولی ادرارمو نتونستم نگه دارم و همونجا مجبور شدم ادرار کنم😓غذا اینام هم شرو کرده بودم یعنی چیزای ابکی میخوردم


فرزندپروری فرزندپروری سرکلاژ سزارین کولیک رفلاکس کودک نوزاد جنین

تصویر
۹ پاسخ

عزیزم چرا برات مسکن نزدن دردت کم‌ بشه؟ واینکه سری پاهات چند ساعت طول کشید بره

ممنون که همزاده آیدن🩷🙏

نمیدونم چرا انقدر ترسیدم یهو🥲😂😂😂
سه روز مونده 🥴

سلام عزیزم منم پس قردا زایمانمه همون بیمارستان چندتا سوال دارم ممکنه پیاممو جواب بدی؟

همشو خوندم گلم مفید بود ممنونم 😍
مگ پوشک نمیزارن ؟
بعد خونریزی بعد عمل چقدره مثل پریودیه؟

ممنون که تجربت گفتی خیلی کامل وقشنگ گفتی😍🫶🏻

مبارکه عزیزم❤️😘 هرچی بود دیگ گذشت دیگ از این به بعد هر روز بهتر میشی درد سزارین تا ۵ روزه بعدش جای بخیه ها دردش تا ۹۰ درصد میره بعد ۱۰ روز خوب خوب میشی

میگم پد بهداشتی چه موقع باید بزاری دقیقا!؟

بقیه

سوال های مرتبط

مامان سلین❤️‍🔥 مامان سلین❤️‍🔥 ۱۳ ماهگی
پارت دو زایمان....
دیگ ساعتای۶ونیم صبح شد من خیلی درداشتم می‌گرفت ول میکرد اما وقتی می‌گرفت دیگه خیلی عذاب آور بود واسم من باخودم میگفتم برم اصلا موقع زایمان داد و بیداد نمیکنم اما دردم که می‌گرفت ناخداگاه ناله میکردم.خلاصه ساعت ۸صبح شد حالت تهوع گرفتم احساس کردم صورتم سر شده قفسه سینم درد گرفت داد زدم گفتم من حالم خوب نیست اومدن سریع اکسیژن وصل کردن بهم یهو دیدم موقع نوارقلب گرفتن گفت هم ضربان قلب من هم بچه اومده پایین دیگ من فقد التماس میکردم منوببرین سزارین خیلی سختم بود اصلا پیشرفتی نداشتم.
بعدماما ب دکترم زنگ زد یه اصطلاحاتی گفت اونم گفت سریع ببرینش اتاق عمل سزارین من شنیدم خوشحال شدم یکم بچم کیسه آب ک پاره شد بود آبشو خورده بود کلا از دیشب تا امروز شیرم نخورده بود انقد مامانم بنده خدا گرفت تو دستش زد پشتش ک هی پس میداد.منو که اتاق عمل بردن فک کنم وضعیتمون خراب بود چون میگفتن فقد سریع باش ک بی حسیتو بزنیم دیر شد خطرناکه بی حسی ک زدن من خیلی آروم ومنگ شدم دیگ تاساعت۸و۲۰دقیقه دخترقشنگم بدنیا اومد راحت شدم.بعدشم ک شیاف میذاشتن واسم دردی نداشتم زیاد. اینم بگم من هم ورزش میکردم شیاف گل مغربی رابطه همه اینام داشتم اما نتونستم طبیعی پیشرفتی نداشتم البته بستگی ب بدن هر آدمی داره ولی خب بنظرم سزارین خیلی خوبه بعدشو آدم باقرصی شیافی کنترل می‌کنه اما من موقع طبیعی واقعا مرگ وباچشمام دیدم فقد گریه میکردم و التماس ۸ساعت درد کشیدم آخرشم سزارین شدم
مامان نخود مامان نخود ۵ ماهگی
تجربه سزارین ۲تا ۸ ساعت بعد عمل نباید سر بلند میکردیم و چیزی میخوردیم خداروشکر من تو این ۸ ساعت دردی نداشتم ولی امان از بعدش ک دردا سراغم اومدن کمر درد و دل درد مث پریودی و سوزش جای بخیه اولاش قابل تحمل بود پمپ درد رو کم استفاده میکردم ولی شب ک شد خیلی دردام زیاد شد پمپ درد رو زیاد زدم حالم بد شد فشارم رف بالا سرگیجه و دوبینی شدید پیدا کردم ک اومدن پمپ دردو جدا کردن ازم زمان گذشت تا حالم بهتر شد بازم درد داشتم ک دوتا شیاف گذاشتم ک اونم تا تاثیر بذاره صب شد دیگه صبم خداروشکر دیگه دردام خیلییی کمتر شده بود و میتونسم راحت تر قدم بزنم راستی از ۸ ساعت بعد عمل سوندو جدا کردن و گفتن باید قدم بزنیم ک ب ارومی اولش قدم میزدم سخت نبود دردش قابل تحمل بود هرچی بیشتر قدم میزدی راحت تر میشد برات و اینک من خیلی قهوه و نسکافه و چایی خوردم ک سردرد نگیرم . در کل عمل اسونی نیست و شب اولش بنظرم سخته و اگر دوباره برگردم عقب اصلا پمپ درد نمیگیرم چون برا من کارایی ک نداشت تازه حالمم بد کرد و با همون شیافایی ک خودپرستارا میدادن میشد قضیه رو جمع کرد نیازی ب پمپ درد نیست
مامان کارن کوچولو🤱🏻🩵 مامان کارن کوچولو🤱🏻🩵 ۶ ماهگی
تجربه زایمان
#پارت_پنجم

از ساعت ۶ بخاطر دردایی ک داشتم کمرو پاهام میلرزید (میگن وقتی ۸با ۹ سانت باشی و نزدیک زایمان باشی این لرز میاد که برای من تو همین ۲ سانت میلرزیدم) ربع کم ۹ بود که از کمر بی حسم کردن اما من مدام میلرزیدم بااینکه از کمر ب پایین گرمو بی حس شدم اما این لرز باهام بود تا دو‌ ساعت بعد عملم
سریع دکترم اومد ک خداروشکر دکتر ماهری بود و سریع شروع کردن از سایه متوجه میشدم ک چخبره و فشارو روی شکمم حس میکردم بااینکه بی حس بودم یکم گذشت ک صدای بچم بلند شد و من اشکام میریختن🥹😭 اینقد گریه کردمو خداروشکر گفتم که بچم سالمه…فقط اشک میریختم و به روزی ک گذرونده بودم فک میکردم ک اینهمه سختیو درد کشیدم تا زایمان کنم اما سزارین قسمتم شد بعدش دیگه بردنم ریکاوری و همسرم اومدو کلی قربون صدقم رف و من اشکام میریخت دیگه بی حس بودم دردی حس نمیکردم بعدش ک بی حسی رف زخمم درد می‌کرد ک پمپ درد گرفتم ک زیاد تاثیر نداشت اما خب دردش ب اندازه ی دردی ک موقع طبیعی کشیدم نبود
مامان ببجیم مامان ببجیم ۱ ماهگی
تجربه سرکلاژ
پارت اخر😆

منو خوابوندن و خاهش میکردم توروخدا قرص خوابی چیزی بزنین من نبینم نفهمم نشنوم گفتم ببینم می.میرم😂گفتم ده دقیقه دیگه شرو کنین کامل بی حس بشم
گفتم باشه پاتو بیار بالا سعی کردم ولی نتونستم😆خودشو پاهامو باز کردن منو بگو هنگ بودم😆😀 از بالا ی چیزی شبیه ایینه بود دیدم ک ی چیزی قرمز پخشه
نگو بتادین بوده 🥸😂
بعدش نمیدونم کلن منگ بودم صدا اینارو میشندیم نمیفهمیدم درست
بعدشم ک بردنم ریکاوردی کنارم یکی بود تازه سز شده بود کلی لرز داشت بعدشم منم لرزام شرو شد ولی شدید نبود
حالت تهوع داشتم پس دادم😕 بعد ی ساعت منو بردن بخش ازین تخت ب اون تخت میکردن
کسی بهم نگفته بود ک نباید سرمو تکون بدم یا حرف نزنم
کسایی ک میترسن از سرکلاژ هیچ ترسی نداره هیچی نفهمیدم
چ وقتی اومدم خونه چ بیمارستان
فقط درد کمر داشتم ک اونم عادی
دو روز بعد عمل ک خونه بودم سردرداش شرو شد
وااای وحشتناک بود سرمو ک میاوردم بالا انگار هوا بهم فشار میاورد


سوالی داشتین بگین😇



فرزندپروری فرزندپروری سرکلاژ سرکلاژ سزارین سزارین سزارین کودک‌ کودک جنین جنین جنین
مامان جوجه مامان جوجه ۱۴ ماهگی
دوستای گلم خانومای محترمم ممنونم از تبریکای قشنگتون و دوستای مهربونم .
من روز شنبه رفتم دکتر ویزیت آخر ک بهم گفته بود ۶خرداد ک امروز میشه سزارین میشم ولی خیلی شکمم اومده بود پاین و انقباض هم داشتم بدون درد ولی درد واژن شدید داشتم دکترم گفت بچه دیگه رسیده یکشنبه بیا زایمان کنی ک میشد۴ خرداد🥰🥹
ساعت ۸ صبح بیمارستان فلسفی پذیرش شدم همین ک سوند وصل شد انقباض شدید گرفتم همراه بادرد و آبریزش. ساعت ۱۰:۲۰رفتم اتاق عمل تا دکتر بیهوشی ودکتر خودم بیا یکم طول کشید بعدش آمپول بی‌حسی ک زد باز حس داشتم گفتم ب دکترم میفهمم گفت پاهاتون تکون بده قشنگ تکون دادم خیلی کم بی‌حس شده بودم. دکتر بیهوشی اومد دیگه آمپول نزد اکسیژن گذاشت دهنمو یدفعه از هوش رفتم و نفهمیدم چیشد چشم ک باز کردم دیدم ۱۵ ب ۱۲ و من مثل چی میلرزم و دکترم ۱۲:۳۰اومد بالا سرم و گفت بیهوشی درصد پاین کردیم بی‌حس نشدی همه چی خوب بود بچه هم خوبه ۱۰:۴۵ بچه اومد🩵🥰
شیرم خورد و رفت دل تو دلم نبود ک بچمو ببینم🩵🥹
خداروشکر آوردنش و دیدم بعدش ک بخش رفتم خیلی درد داشتم ب دکترم گفته بودم پمپ درد بزنه ولی نزده بود مسکن قوی داده بود ولی باز درد داشتم😮‍💨
تا ساعت ۶،۷درد همچنان داشتم و ۱۲ ب بد مایعات خوردم و راه افتادم ولی درد داشتم همچنان.
زایمان اولم خیلی راحت بودم خداروشکر
ولی این زایمانم همچنان درد دارم و بزور از تخت بلند میشم.شکمم راه نیوفتاده و نفخ شدید دادم کسی میدونه چیکار بایدکنم؟؟؟
مامان آیهان کوچولو👶 مامان آیهان کوچولو👶 روزهای ابتدایی تولد
خوب اومدم ک از تجربه زایمان طبیعیم بگم براتون ک اگ سوالی چیزی داشتید بپرسید جواب میدم
تجربه من از زایمان طبیعی ۱
۳۹ هفته و ۵ روز بودم ک هیچ دردی نداشتم و همچنان منتظر بودم ک دردم شروع بشه برم بیمارستان ولی دریغ از ی کوچولو درد ماماهمراهم آدرس ی درمانگاه و داد ک برم معاینه تحریکی بکنم و نقاط گوش و واسم بزنه ک دردام شرو بشه من قرار بود ۳۷ هفته برم ب گفته دکترم ولی نرفتم انقد ک اینجا از معاینه تحریکی بد گفتن میترسیدم برم شاید اگ میرفتم نی نی زودتر دنیا میومد خلاصه ک فرداش ک میشدم ۳۹ هفته و ۶ روز رفتم پیشش معاینه تحریکی انجام دادم و اینم واس اونایی ک مث من میترسن بگم ک اصن درد نداره ماما میگف چرا انقد دیر اومدی بهش گفتم ک میترسیدم گف البته بعضیام بد معاینه تحریکی و انجام میدن و حق دارن ولی واس من اونم معاینه اول ک هیچ دهانه رحمم باز نشده بود خیلی خوب معاینه رو انجام داد خانم کیان دخت حسنی اگ میخوایید معاینه بشید برید پیش ایشون خیلی خوب انجام میده و خانم صبور و باحوصله ای هس بعلاوه معاینه نقاط گوشم برام زد و ی چن تا ورزش داد و دمنوش ک بخورم و گف ک تا شب دردات شرو میشه اگ نشد پس فردا بازم بیا ک باز معاینه تحریکی بکنم خلاصه رفتم خونه و همه کارایی ک گفته بود و انجام دادم ی درد ریزی داشتم ولی شدید نبود منتظر بودم شدید شه تا بعدازظهر همون ی ذره دردیم ک داشتم افتاد بادم خالی شد 😕😂
زایمان طبیعی بارداری