۹ پاسخ

واقعاانگارفضایی شدیم متفاوته همه چی بااینهنه دردی هم که داریم

متاسفانه کاری نمیشه کردای خواهربعدمیگن به فکرخودتون باشین اوف

ولی برعکس من بارداری دوم خیلی برام راحت ولذت بخش بچه اول خیلی اذیتم کردن حالاخدابیامرزدش مادرش شوهرم اصلادرکم نمیکردتاخونه تکونیشم زنگ میزد برم انجام بدم بچه بودم اون موقع عقلم نمی‌رسید که نبایدکارسنگین کنم شوهرمم نمی ذاشت مادر شوهرم می‌گفت هیچی نمیشه بچه جابازمیکنه😐

وااااای دستشویی بردن بچه تو بارداری 🥲

آی گفتی بخدا منم بارداری اولم خیلی کم کار میکردم الان فقط روزی100باربخاطرپسرم ازجام بلند میشم وبایدخونه روتمیزکنم

وای دقیقا من خداروشکر همسرم کمکم هست اما همین رسیدگی به بچه اول خودش سخته . مثلاً امروز غرق خواب بودم دیدم داره صدا میزنه صبحانه میخام . دیگه بلند شدم بهش دادم دیدم نزدیک ظهر وسایل ناهار آماده نیست 😑 بعد از اونور میگن هفته های آخر خوب استراحت کن که بچه بدنیا بیاد خوابی گیرت نمیاد

من الان بچه اولمه و اگه باز سر دومی بار دار بشم،اولی رو میفرستم خونه مامانم،چون شاغلم هستم نمیرسم که بچه اولی هم برسم دیگه😂کلا مال من خر تو خره

همه به کناروسواسی همسروکحای دل بزارم من هرچی میشورم تمیزمیکنم آخرشم یک چیزی درمیادازتوش

بیا مثبت فکر کنیم
اونجا از بیکاری هی میگفتیم چرا نمیگذره الان میبینی چند هفته گذشته و تو نفهمدیی😅

سوال های مرتبط

مامان نخود فرنگی‌ مامان نخود فرنگی‌ روزهای ابتدایی تولد