باسوق نوستالژی من کاملا ارگانیک و خیلی مقوی
با سه قلم مواد آرد و شیره انگور و آب و گردو یا بادوم یا هر مغزیجاتی که من به خاطر ثنا گردو رو حذف کردم
نکته جالب اینه که رسپی این باسوق تو گوگل نیست فقط مخصوص منطقه ماست و قدمت دیرینه داره زمان کودکی یادم یه خانمه درست میکرد برامون می‌آورد
دریت کردنش تعریف نباشه کار هر کس نیست خیلی هم زدن میخواد و نکته که اردباید خیلی مرغوب باشه ارد نونوایی ریختم اما از تهران نگرفتم از شهرستان گرفتم که با آرد قنادی رقابت میکنه حتی خیلی بهتر ازاون و قیمت مناسب
بعداز مرحله سینی ریختن برش دادم و به طرف ریز چیدم تو آبکش که هوا در جریان باشه خشک بشه به مادرشوهرم زنگ زدم
یادم رفته بود چند روز باید بزارم بپرسم میخنده میگه الان باسوق
فصلش آخرای شهریور و پاییز بعداز درست کرده شیره انگور 🍇
گفتم به خاطر دخترا درست کردم ثنا اگه بخوره دختر بزرگم بزارم ببره والیبال میره
خیلی زیاد شد به جز این آبکش ها چند تا هم رو اپن چیدم

تصویر
۱۲ پاسخ

عزیزم من دستور مقدار کمتر رو پیدا نکردم فکر کنم به هوش مصنوعی همین مقداری که من تو دستور مینویسم بدی بگی کمتر میده
من یه بطری شیره انگور 🍇
چهار لیوان آرد (خوب و مرغوب و تازه )
هر لیوانی که ارد رو اندازه گیری میکنی باهمون لیوان ۱۲ لیوان آب‌(از شیر آب)
ارد رو الک کردم بعد اب رو اضافه کردم و شیره انگور رو توی یه کاسه استیل بزرگ
بعد من با همزن برقی مخلوط کردم که کاملا باید موادت یه دست بشه حالا یا با همزن دستی یا برقی
بعد ریختم تو قابلمه(نسوز )
و گذاشتم رو حرارات از لحظه ای که گذاشتی رو حرارات با دمای متوسط باید هم بزنی تا موقعی که کاملا غلیظ ویه حالتی کش دار بشه تو این مرحله که داره سفت میشه میتونی خورده های گردو یا بادوم ..... رو بریزی و مخلوط کنی بعد بلافاصله سینی ها رو آماده میکنی و میریزی سینی یکم لبه هاش باید ارتفاع داشته باشه بعد سینی رو تکون میدی تا یه دست بشه دست یا قاشق نمیزنی بعدم گذاشتم رو اپن تا جایی بزاری که بادبهش بخوره کنار پنجره عالیه
بعد برای من خیلی عالی شد یعنی بعداز درست کردم عصرش که چک کردم دیدم از لبه ها قشنگ جدا شده شب برش زدم و برعکس چیدم تو آبکش که از زیرش هوا رد بشه زودتر خشک بشه تو‌عکس چیدم اون مدلی دوروز هم اینجوری میمونه بعدش تو ظرف در بسته باید تو فریزر باشه تا ۶ ماه بیشتر میتونه بمونه میخوای تو ظرف بزاری میتونی تو ارد یا پودر نارگیل یا پودر پسته بغلتونی

نوش جان

چه بانوی با حوصله ای یه فیلم بود می‌گفت بامن ازدواج می‌کنی عه عه عه یا یه یه یه یه 😂

سمت ما میگن دست حلوا😁خیلی شبیه همینه. سخته من درست نکردم مادربزرگ شوهرم درست میکنه

ممنون عزیزم

سلام به کدبانوی پرحوصله به به عجب خوراکی مقوی و پر خاصیتی عکس گرفتم ان شاءالله عمری بود حتما درست میکنم
خشک شدنش در چه حده مثل پاستیل میشه ؟

دستورش میدی

افرین به شما خیلیم عالیییی😋😋😋

به به نوش جان❤️😍

منم منتظرم😍

سلام قشنگم🎀
سلام مهربونم🎀
سلام رفیقم🎀
سلام خانومم🎀
سلام کدبانو🎀

خب رسپی هم بده خواهر

سوال های مرتبط

مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
امروز ده روز که رایبد از پوشک گرفتم باید عرض کنم من همیشه قبل از هر چالش و موقعیتی اینقدر که استرس قبلش از پا درآوردتم خود اون موقعیت سخت و جانفرسا نبوده😂
مثلاً از شیر گرفتن، واکسن زدن، تایم های بیماری و مریضی و در نهایت همین پوشک گرفتن...
اینقدر ترک پوشک برام شده بود کابوس که اصلا دلم نمی‌خواست وارد این پروسه بشم خصوصاً که هر روز کلی مامان مستاصل اینجا میدیدم که راجع به قضیه پوشک گیری مینالیدن😥
اما خداروشکر این مرحله هم خیلی راحتتر از اون چیزی که تصور من بود سپری شد، و رایبد بخوبی با این قضیه کنار اومد و همکاری کرد...
اینم بگم تا الان خیلی مواخذه شدم که چرا بچه رو از پوشک نمی‌گیری و دیر شد اما من از اول زمان مورد نظرم سه سال بود که بچه به آمادگی کافی برسه، خیلی ها مسخره‌ام کردن، خیلی ها بهم طعنه زدن و فکر کردن بخاطر تنبلی و راحتی خودم این کارو تاخیر میندازم اما برام مهم نبود، مهم این بود که تو این مسیر بچه ام آسیبی نبینه و هر دو اذیت نشیم، که خداروشکر همینم شد😍
شما هم کاری به اظهار نظر اطرافیان نداشته باشین، هر مادری شناخت بهتری از بچه اش داره👌
مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه
مامان لیام مامان لیام ۳ سالگی
مامانا نظرتون راجع به فرزند دوم چیه؟

من همیشه مخالف تک فرزندی بودم🙃

مخصوصا الان که لیام بزرگ تر شده احساس میکنم داشتن یک خواهر یا برادر چقدر به عنوان همبازی یا حتی تو بزرگسالی به عنوان یه حامی میتونه براش خوب باشه🥹😍

همسرم میگه تو که خودت همیشه میگی بچه آوردن تو این مملکت بزرگ‌ترین اشتباهه ،
ولی مگه غیر اینه که ما الان هرجا به بن بست میخوریم یاد اولین نفری که میوفتیم به جز پدر و مادر ،
خواهر و برادرمونه؟🥹🫂همسرم هم خیلی زود تقریبا قانع شد😎

جدیدا نمیدونم چرا مامانای باردار گهواره ارو جذب میکنم😅حتما اتفاقیه😂😉

من اگر به خودم بود همون سال اول بعد زایمان اولم دوباره باردار میشدم🤭
اما چون سزارین بودم دکترم مخالفت کرد ،
بعد اونم همسرم بخاطر فوت برادرش از نظر روحی بهم ریخته بود ،اما جدیدا هردومون دوست داریم،
همسرم که اسم هم انتخاب کرده و البته از جنسیت هم مطمعنه میره و میاد میگه لی لی ،
الان چند روزم اسمشو تغییر داده به لارا😂

نا گفته نماند به چند دلیل دوست دارم بهش فکر کنم اولیش رو که گفتم ،دومی هم اینه که فاصله سنی بچه ها اگر به هم نزدیک باشه باهم رفیق تر میشن
و سومی هم دلم میخواد با هم بزرگ بشننننن 😎
مامان لیام مامان لیام ۳ سالگی
سلام مامانا ،
لیام جدیدا خیلی بد غذاتر شده☹️
صبحانه هم چیزی جز شیر و بیسکوییت نمیخوره یعنی هر روز فقط همینا،
مگه شکلات صبحانه ارو با نون بخواد بخوره،
یعنی ارزومه یبار تخم مرغ و پنیر یا املت و پنکک و… بخوره😭
کلا هم مدلش اینجوریه که خوراکی های جدید رو امتحان نمیکنه هر چقدر هم خوشگل باشه امتحان نمیکنه ببینه خوبه یا نه!؟
فقط تنها خوبی که داره همون غذاهای مورد علاقه اش رو تکراری هم بیارم خوب میخوره ،و رشد قد و وزنش تا الان خوب بوده خداروشکر ،
ولی اخه نمیشه که اینجوری بدن به همه چی نیاز داره ،بعد نمیخوام بد غذا بشه میخوام غذا هرچی بود بخوره،

برادر زاده ام بهترین دکتر تغذیه شهرمون میره (دکتر حبیبی )اهرکاری کردم به من نوبت نداد ولی برادر زاده ام مرتب هر سه ماه میره چون پیشش پرونده داره، خیلی اشتهاش خوبه، یعنی خوراکی هرچی ببینه هرچی رو رنده میکنه،
این مکمل ها رو بهش داده،کسی تا حالا اینارو استفاده کرده؟
میتونم بدون تجویز پزشک بدم؟
چون دکترش گفته با توجه به آزمایشش این مکمل ها رو ننوشته با توجه به سنش نوشته!بلکه مولتی ویتامین رو اشتهاش تاثیر بزاره.
شما ها این مکمل ها رو بدون تجویز پزشک به بچه هاتون دادین تا حالا؟
مامان سویلای مامان سویلای ۳ سالگی
اکثر مادرا از اینکه همسرشون برا بچه وقت نمیزاره شکایت دارند من برعکس !!!
شاید بگین دلت رو خوشی زده نه نه اصلا اینطور نیست .
ما ینی من و همسرم تو این غریبیم و هیچ فامیلی نداریم. همسرم خیلی خیلی خیلی زیاد با بچه مشغوله ینی یا با گوشی مشغوله یا بچه جوری شده من هیچ کنترلی رو بچه ام ندارم .میخواد بره نون بخره با خودش میبره میخوادبره سوپر مارکت با خودش میبره تایم زیادی هم خونه است ینی صبح ۸ میره یک میاد همش خونه است اینجوری هم که همش تعطیله کلا خونه است .می‌خواهیم بریم پارک این دوتا مشغولن من تنها. تو خونه تا بخواهیم حرف بزنیم دخترم‌میزنه زیر گریه که بابا بیا حرف نزن. بیا بازی کنیم .سفره ناهار میندازیم گریه گریه که غذا نخور بیا بازی کنیم خودش هم که نه می‌خوابه نه میخوره ...شب تا ما نخوابیم نمیخوابه وقتی مطمئن شد دیگه خوابیم می‌خوابه روزم که اصلانمیخوابه البته باباش نباشه ممکنه بخوابه !!!!! نمیدونم آب چه زبانی به همسرم بفهمونم این حد از بازی با بچه درست نیست بعد ماه ها میریم شهرستان بچه هیچ کسو نمیبینه فقط باباش !!!حالا مهمونی زنانه خودمون بریم خیلی خوبه با بچه ها بازی میکنه ولی باباش باشه دیگه با هیچ کس بازی نمیکنه فقط بابا ....
یا مثلا مم هر هفته میبرمش استخر یا گاها دوتایی پارک و بازارمیریم خیلی خوبه ولی باباش باشه یه بچه لوس هست که خیلی گریه میکنه که باباش بیشتر و بیشتر توجه کنه .خلاصه اینکه دوست داشتم یکم فاصله داشته باشن
مامان دختر نازم مامان دختر نازم ۳ سالگی
سلام خانوما
من واقعا خیلی خستم میشه بیاید راهنمایی کنید
من قبلا هم تایپیک زده بودم که همسرم با بابام مشکل داره به این دلایل که
متاسفانه دخترم به شدت به بابام وابسته هست بابام به طور کلی بخوام بگم خیلی خیلی لوسش کرده هر چی لب تر کنه هر زمان و مکانی باشه براش فراهم میکنه
دارم براش شام میکشم دخترم میگه بستنی فورا بابام براش میاره باز میکنه دم به دقیقه پا به پای بابام چایی میخواد بابامم هر بار براش میریزه اصلا نه نمیگه. بعد مسائل های بهداشتی هم رعایت نمیکنه.دخترم داره بازی میکنه با هم سن و سالش یه موقعی سر اسباب بازی با هم دعواشون میشه خیلی کم بابام زود میره از دخترم حمایت میکنه و وقتی هیچیی نشده سر دخترم با بقیه دعوا میکنه و نمیذاره دخترم دیگه بازی میکنه بغلش میکنه. شوهرم میگه این دوستی خاله خرسه هست اینجور دوست داشتن به درد نمیخوره بچه رو از دنیای کودکی خودش دور کرده. میوه اگه بابات این اخلاق هاشو ادامه بده من تحمل ندارم تو رفتار و تربیت بچه خیلی تاثیر گذاشته باید بین زندگیت و بابات یکی رو انتخاب کنی😭😭😭 شما بودید چیکار میکردید؟ میخوام برم با بابام صحبت کنم ولی آخه می بگم هر چی بگم ناراحت میشه ازم 😞
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
تو پارک داشتیم بازی میکردیم

که چندتا از آشناهای دور رو دیدیم

خیلی بامزه اومدن نزدیکمون، و من هم خیلی خوشحال شدم از دیدنشون

امّا

بعد از احوالپرسی شروع کردن به پرس و جو احوال کلی آدم دیگه رو پرسیدن،

⭕️یادمه هر موقع تویه پارک مادرهایی رو میدیدم که نشستن به صحبت کردن و مدام به بچه‌اشون میگفتن خودت برو بازی کن، خودت که بلدی،وااای حالا باز من نشستم
وااای خسته‌ام کردی و …
به خودم قول داده بودم که اگر بچه دار شدم شیش دنگ حواسم باشه واسه بچه‌ام
حرف همیشه هست⭕️

خلاصه که تلنگری بود بهم که بدو بدو برو
الان زمان زمان تو و بچه‌اته🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️

این حرفها تمومی نداره
بهشون گفتم ببخشید من باید برم با پسرم بازی کنم به همه سلام برسونید✌🏼✌🏼

که دیدم پشت سرم دارن میان، موقع تاب دادن راد، گفتن وای چه خجالتیه(برچسب زدن)، چه فرفریه،چه شیطون،چقدر شبیه خودته،چشاش شبیه فلانیه
پوستش سفیده به مادرشوهرت رفته😂😂😳😳😳
بچه خوبشم خوب نیست و …

گفتم نه خب شمارو نمیشناسه وگرنه پسر خیلی اجتماعیه

ایستادن به حرف زدن منم فقط اگر موضوع به من ربط داشت سری تکون میدادم و لبخند میزدم چیزی نمیگفتم

دیگه کم کم حرفا داشت به سمت بیخود بودن و بی‌هدف بودن و حرف کشیدن از زیر زبون میرفت

که تو الاکلنگ به راد گفتم راد بریم بستنیامونو از فریزر در بیاریم

خلاصه که طرف هنوز به بسم‌الله رو واسه حرف کشیدن زده بودن
که گفتم ببخشید از دیدنتون خیلی خیلی خوشحال شدم

ما باید بریم خیلی خوشحال میشم یه روز تشریف بیارید خونمون در خدمتتون باشم
کلی با هم حرف بزنیم

لبخند زدن
و
خدا نگهدار

ممکنه آدم زیاد دورو برتون باشه، اما خودتون الک باشید جدا کنید