سوال های مرتبط

مامان خانوم کوچولو🩷 مامان خانوم کوچولو🩷 ۱ ماهگی
شرح زایمان طبیعی من🩷

اون روز از مطب دکتر تا خونه رو پیاده روی کردم
چیزی نزدیک به سه ساعت:)
بینشم رفتم حرم یه استراحت یه ربعه داشتم
تمام مسیر با امام‌زمانم مناجات کردم
و یه قربونی نذر کردم
خیلی دلم گرفته بود من واقعا تلاش کرده بودم
تلاش کرده بودم که بتونم این بدن رو حفظ کنم برای زیاد شدن شیعه امیرالمومنین و سربازان آقا
مادرم به هر زوری بود منو برد تهران
گفت یه هفته ای باش و برگرد
همون هفته که تهران بودم دوستم زینب پیشنهاد کرد برم پیش خانم صابریان برای معاینه، شاید فرجی شد.
زیاد تمایل نداشتم اما گفتم بذار به خاطر زینبم که شده برم
قرار بود فقط معاینه ساده لگنی باشه
اما همونجا بود که خانم صابریان بعد معاینه رایمو زد و گفت بیا تهران زایمان کن!
حقیقتا تصمیمی اصلا روی این موضوع نداشتیم با همسرم
حتی اقدامات لازمم انجام نداده بودیم
وسایلم همش قم بود و به لحاظ مالی هم بودجه ای براش درنظر نگرفته بودیم
اما اینکه توی اون معاینه خانم صابریان بهم گفتن دو فینگر هستی و افاسمان ۵۰ اما دهانه رحم خلفی
خیلی امیدوارم کردن
مامان فندوق مامان فندوق ۷ ماهگی
پارت۳
بعد هر معاینه کلی امیدواری میدادند که نه خیلی خوب داری پیشرفت میکنی ورزش کن و من با تمام حال بدم گریه میکردم و ورزش میکردم. بعد از معاینه اخر یکی از همراهام از روبروی ایستگاه پرستاری رد شده بود و شنیده بود که دارند میگند دهانه رحم هنوز ۶ تا ۷ و رحم ورم کرده تا اینو شنیده بود شروع کرده بود با دکتر و ماما به بحث کردن که چرا دروغ گفتید که دهانه رحم ۸ شده و دعواشون شد که چرا نمیبرید سزارین.
تو این موقعیت به خاطر ورم دهانه رحم سر بچه هم چرخید و تو کانال سمت راست گیر کرد و مجبور شدند با اطاق عمل هماهنگ کنند برای سزارین.
با وجود اون همه دردی که کشیده بودم آمپول بی حسی برام دردی نداشت دیگه.
چند روز بعد از زایمانم با مامایی که باهاش کلاس داشتم صحبت کردم و شرایط بیمارستان و خودم و ورزشارو بهش گفتم گفت اصلا یه سری ورزش اشتباه به تو دادند که باعث ورم رحم شده.
پیش یه دکتر دیگه هم چند روز پیش رفتم برای معاینه که گفت لگن تو اصلا شرایط زایمان طبیعی نداشته.
همه ی اینا دست به دست هم داد که الان تا یاد اونروز میفتم اشکم سرازیر میشه و هنوز کلی کمردرد و لگن‌درد دارم.
مامان معجزه(رادین) مامان معجزه(رادین) ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان من

پارت اول #

سلام خانما اومدم تجربه مو بگم شاید به درد کسی بخوره
من توی ۳۸ هفته و یک روز زایمان کردم قصدم طبیعی بود از ۳۶ هفتگی ورزش شروع کردم روی توپ و اسکات زدن و پیاده روی به من گفته بودن طبق سونو بچه ۳ هفته از سن خودش بزرگتر رشدش منم دوست داشتم زودتر دنیا بیاد رفتم پیش پزشکم توی ۳۶ هفته و ۵ روز معاینه تحریکی کرد و همینطور لگن گفت لگنت خوبه برا طبیعی و با معاینه پلاک دهانه رحمم افتاد و ترشحات موکوسی با رگه های خونی پیدا کردم بدون درد همچنان ورزش کردم چون گفته بود کاملا بسته س دهانه رحمت بعد یک هفته توی ۳۷ هفته و ۵ روز بازم رفتم مطب که اونجا دوباره معاینه کرد گفت یک سانتی و دهانه بهتر شده دوباره معاینه تحریکی کرد منم دردهای جزیی توی کمرم داشتم مثل درد پریود از روز سه شنبه ده تیر باز من ترشحات موکوسی پلاکی داشتم و دردام بیشتر میشد . که ورزش رو ادامه دادم و بازم پیاده روی کردم و با دکترم در ارتباط بودم چون با هم رفاقت داشتیم از قدیم میخاستم بیمارستانی زایمان کنم که خودش هست و بیمارستان خصوصی بود بهم نامه زایمان طبیعی داده بود و بدون دلیل مخالف سزارین بود گفت برای من راحت تره اما طبیعی بهتره