بنظرتون حق با منه یا نه؟
وقتی آوان رو بدنیا آوردم پسر داداشم یکسالو شش ماه داشت بعد من خونه مامانم بودم زنداداشم هم یک روز درمیون میومد بعد به پسرش میگف آوان کجاست برو آوان رو بوس کن 😐همش میخواست به بچم صدمه بزنه یا مثلا کوروش جیغ های بلند میکشید داد و بیداد می‌کرد این هیچی نمی‌گفت منم بهش هیچی نگفتم گفتم ولش کن بچه داداشمه حالا الان تقریبا نزدیک دوماهی میشه که دخترش بدنیا اومد من خیلی حواسم به دخترم هست که نره پیش بچش خدایی نکرده اتفاقی بیوفته ولی اون به کوروش یجورایی میخواد بگه که آوان رقیبشه مثلا دخترم داره با یک چیزی بازی میکنه میاد چنگ میزنه ازش میگیره منم هیچی نمیگم با اینکه اسباب بازی از دختر منه بعد چرخ پسرشو آورده بود آوان میخواست بازی کنه میگف مامان فرار کن ک آوان میاد میگیره ازت یا میخواد سر بچشو گرم کنه میگه برو ببین آوان چی داره ازش بگیر
من خیلی ناراحتم بخاطر دخترم یا بخاطر بچه های داداشم که تربیتشون داره اینطوری میشه یعنی اینقدر این بچه رو خسیس خودخواه زورگوحسود بار آورده که نمیتونی بگی بالا چشت ابروعه خانوم بدش

۴ پاسخ

خب انتقادی بکن حرفاتو اروم بهش بگو اگ درکت کرد و فهم داشت هیج اگ ن سعی کن مدتی بچها زیاد همو نبینن

من که باشم قشنگ بهش میگم کاراش اشتباه هست میخواد دلخور بشه بزار بشه

چقد شعورش کمه

❤️تو بله هم گروه داریم❤️
samaneh5456789008
به ایدی خودم پیام بدین
کلی مامان های باحال و پرصحبت

سوال های مرتبط

مامان آوان💓 مامان آوان💓 ۱ سالگی
مامان 🍒عطرا🍒 مامان 🍒عطرا🍒 ۱۷ ماهگی
سلام خانما من چندروزه با شوهرم سر مسئله ای مشکل دارم و خواستم ببینم بقیه هم این مشکلات رو دارن یا فقط شوهر منه گیر بیخود میده!!
شوهر من روی بهداشت بچه و ...حساس نیست
مثلا غذایی که بچه داره میخوره یدفعه بریزه روی زمین همونو برمیداره مجدد میخواد بده بچه
یا مثلا پستونکش افتاده باشه روی زمین همونو میخواد بده بچه
مثلا بعضی وقتا میبینم دور از چشم من شیری که ته شیشه مونده و مثلا ۲،۳ ساعت ازش گذشته داره بهش میده و من چندین بار بهش تذکر دادم نده مریض میشه!

حالا قضیه از این قراره که چند شبه شوهرم از من ناراحت میشه که تو چرا فکرمیکنی خودت علامه دهری و همه چی بلدی و من نباید هیچ کاری با بچه داشته باشم!؟ میگم من نگفتم کاری به بچه نداشته باش من میگم بهداشت بچه رو رعایت کن یا
پریشب و دیشب دعوامون شده امشب هم مجدد دعوامون شده! میگه تو احترام به من نمیذاری میگم مگه چی گفتم میگه تو میخوای حرف حرف خودت باشه اصلا برو تنها بزرگش کن!!!!
پیش خودم میگم والا تا الانم تنهایی بزرگش کردم! دوماه اولی که بدنیا اومد یک شب هم پیش من و‌بچه نخوابید که خوابش به هم نریزه! وقتایی که بچه واکسن داشت اصلا نفهمید این بچه چجور بود و‌نبود! نه ماهه بدنیا اومده یک شب هم نگفته تو بخواب من بجات بیدار میشم حتی ایام تعطیلی!!
یه بار هم بچه رو عوض نکرده یا مثلا دوساعت باهاش بازی کنه من استراحت کنم
ساعت۶ونیم از سرکار میاد تا۸شب میشینه پای بازی کامپیوتری بعدم پای فیلم و‌گوشی ساعت۱۰ونیم۱۱ هم میخوابه! علنا هیچ کاری با بچه نداره!! بعدم که من میگم مثلا پستونک کثیف نده بهش برمیخوره!! حقیقتا امشب دیکه اینقدر کفری شدم ازش جای خوابم رو جدا کردم با بچه اومدیم تو پذیرایی
نگید برگردم سرجام واقعا از چشمم افتاده