خدا معجزه کرد یه فرشته گذاشت تو بغلتون
بچه دار شدن،حاملگی، باروری اصلا چیزی عادیه نیست یه معجزه بزرگه
مطمئنم تو همین برنامه غصه خانمایی که حسرتشو دارن دیدی
قدر معجزه بزرگ خدا تو بغلتونو بدونید
کوتاه بیایید
جواب همو ندید کل کل نکنید
روهردوتون فشاره، ولی به معجزه خدا فکر کن صبر کن،
نقش آب و آتیش یادتون نره
چون بارداری و زایمان رو ما مامانا تجربه میکنید فک نکن بابا بیخیالن اونها هم فشار خیلییی زیادی روشونه
اگه اون الان قدرت درکش پایینه تو بیشتر درکش کن
اگه همسرت الان پاش لنگ میزنه تو پای زندگیت باش، بزرگ نکنید ماجرا ها رو ، سریع بگذرید
ببین گلم الان مادرت به همسرت حساس شده از طرفی همسرت هم به مادرت حساس شده بدیهای همسرت شاید روزی بخوای فراموش کنی اما مامانت فراموش نمیکنه بخاطر همین زیاد نذار همدیگه رو ببینند سر فرصت برای مامانت توضیح بده برای همسرت هم نیازی نیست توضیح بدی با همسرت اصلا بحث نکن برای آرامش خودت ازش هم چیزیی نخواه که بخواد با منت کاری کنه یا تو کارهات دخالت کنه همسرت چون تو خونست اینجور اخلاقیاتی پیدا کرده و تو همه چیز دخالت میکنه اگر بشه یک تایمی بیرون خونه باشه خیلی خوبه
شما هم از این به بعد اصلا به کارهایی که کردن و گفتن فکر نکنید در لحظه زندگی کن و تکنیک تنفس رو تمرین کن نفس عمیق از بینی چند ثانیه نگه دار به صورت ممتد از دهان خارج کن که افسردگی نگیری همیشه هم صورتت رو با گلاب بشور سعی کن وقتی حالت بد میشه قدم بزن حتی اگر تو خونه باشه آهنگ ملایم بذار ، خرما و تخم مرغ هر روز سعی کن بخور که افسردگی بعد از زایمان نگیری دختر .
کاش اطرافیان انقدر دخالت نمیکردن من با مامانم کلی دعوا دارم اون گیر میده حتما باید شیر خودت رو بدی من میگم هرچی شد شد اگه شیرخشک بهش نفعش باشه اونو میدم و باهم دعوا و بگو مگو تا رفت خونش حالا خواهرم اومده بچه بگیره من برم بخوابم وقتی بیدار شدم دیدم شیر نداده چرا چون خواب بوده گفتم بچه که زردی داره بیحاله خب بیدارش کن حالا الان بچه رو برداشتم اومدم با شوهرم تو اتاق بخوابیم بچه رو گرفته نه تو برو بخواب من واسه این اومدم که بچه رو بگیرم تو بخوابی و من الان ناراحتم دلم میخواد ولم کنن برن
چی بگم والا 🥲
شرایط سخته
سعی کن مرد رو وارد جریان بچه داری نکنی
سعی کن به کل کل هاش جواب ندی
سعی کن اوایل خیلی چیزها رو ندیده و نشنیده بگیری فقط به خاطر خودت میگم
بالاخره اون مرد هست با یه بدن قوی بدون ضعف ولی تو زنی هستی که تازه زایمان کردی و بدنت خیلی ضعیفه پس سعی کن وارد حاشیه نکنی خودتو
از من به تو نصیحت چون ما هم این روزارو گذروندیم
آروم باش و آرامشت رو حفظ کن
مامانت هم که پیشت بود میذاشتی کامل کمکت باشه چکاری بود نمیذاشتی برات کاچی کنی آسیبش رو خودت میبینی
بخدا مردا اینقد ارزش ندارن
بچه تو بگیر بغل و هرکاری از دستت برمیاد برا خودت و نی نی بکن توکلت به خدا باشه
سعی کن شیر زیاد بهش بدی زردیش زود رفع بشه
خودتو ناراحت نکن😊
صبا جان اینجوری فقط خودت و داری داغون میکنی، به نظرم تکلیفت و با همسرت معلوم کن، میدونم خیلی سخت دلت و باهاش صاف کنی، ولی بشین فکرات و بکن ببین چکار میخوای کنی، یا باید جریان و به مامانت و خانوادش هم بگی یا اگر نمیخوای به کسی بگی ، به نظرم باهاش آشتی کنی و بهش یه فرصت بدی بهتر.
تعهد ازش بگیر و اگر دست از پا خطا کرد دیگه نبخشش و طلاقت و بگیر.
به خدا تو الان به مهر و محبت نیاز داری.
اینجوری فقط داری خودت و از بین میبری
به نظر منکه مادرت و همسرت به یه اندازه مقصرن
هیچکدوم مراعات حالت و نمیکنن
بیخیال جفتشون زندگیت و بکن
اصلا به روی خودت نیار که باهم مشکل دارن
می دونم چی میکشی منم از روز دوم به خاطر قهرمان بازی راه افتادم و همه کار کردم تو تاپبکام هست الان کمردرد و زانو درد گرفتم کمرم قفل میکنه یهو جای بخیه ام تیر میکشه .من شوهرم باهام خوب بود ولی اطرافیان خیلی تو همه چی دخالت کردن جوری که افسردگی داشتم میگرفتم الانم حسش و دارم ولی سعی میکنم باهاش مقابله کنم چون میدونم اگه بخوام خودم ول کنم و دچارش بشم تا چند سال درگیرشم
عزیزم مادرت اگر اومد کمک دیگه نباید به شوهرت بگه کاچی درست کن اخه مرد چه میدونه کاچی درست کردن چیه؟!
مادرت هم مقصره مادر باید صفر تا صد کارها رو اون ده روز اول بدون چون و چرا انجام بده اگر خیلی بهتون برمیخورد یه نفر کمکی میگرفتی برای کار خونه
دیگه مادرای همه میکنند والا مامان من برا دوتا دختراش تا یکماه اول دوید
حالا که دیدی مادرت اگه ناراحت شده دیگه ول کن نیست بنظرم از اول زیاد روش حساب نمیکردی نمیگم شوهرت مقصر نیست اما مادردختر باید کار کنه چون دخترش مهم تر از این حرفاست
اول اینکه نباید پامیشدی کار کنی ،کار هم میکردی کم جلوی چشمش نباشه،بین مادر من و شوهرم تو ۱۰ روزی که خونه مون بود هی بحث ریز میفتا د مادرم هی میگف فلان کرد بیسار کرد بدتر برای من سوهان روح میشدن ،البته که شوهر خودم وبعضی مردا درک و شعورشون بجای اینک تو مواقع حساس بهتر باشه بدتره،انشاالله خدا پشت و پناهمون باشه
مادرت هک طفلی بیشعوری همسرت توی شرایط سخت خودت اذیتش کردن چه بست اذیت های قبل هم بوده و تلمبار شده و الان ک باید درک کنه همسرت نمیکنه زخم مادرت سر باز کرده
این روزاهم تموم میشه به فکرخودت وبچه ات باش
خدا ب دلت صبر بده خواهر،حتما مشاوره برید، این وسط شمایید ک اذیت میشید
همسرتون ک عین خیالش نیست
مامانتونم بنده ی خدا حق داره
والا باید قبل از بارداری یه دور افسردگی اطرافیان مون رو درمان مبکردیم و بعد باردار میشدیم.
بیشتر از ما حساس شدن و زودتر از ما ناراحت میشن سر هر مسعله ای🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️
بعضی مردها درکشون پایینه هر چی مراعات کنی فک میکنن چه خبره خودشون که زایمان نمیکنن درک کنن به فکر خودت باش
ادامه
حالا دعوای مامانم با منم شروع شده ؛ چرا گل گرفتید آوردید خونه من گفتید جاخالی شما
چرا اون روز شوهرت وقتی بچه بغل من بود به بچه گفت تو ۹ ماه اینجا بودی و اشاره کرد به من و جایی که نشسته بودم
چرا مادر مرد هنوز نیومده دیدن نوه ش
چرا این مرد فلان کفت بهمان کفت کوفت کفت
من باید تلاش کنم سوتقاهم های مامانم رفع کنم
همزمان با این مرد چالش داشته باشم
خسته م خیلی
دیروز رفتم دو ساعت خونه مامانم برگشتنی مرد اومد سراغم مامانم دوباره دم در قهوه ایش کرد که چی؟ گلی که آوردید ببرید تا دهنتون نیاد بگید جاخالی ! من هر چی بهتون گلدون دادم توی این سالها خشکوندید منم گل تون نمیخوام
یعنی مامانم افتاده سر چیزهای مسخره جر و بحث راه انداختن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.