نگران نباشید
هممون یدونه از این شبا داشتیم که با بچه تنها موندیم، اصلا اگر این بیستمین شب هم بود باز با رفتن مادرتون این استرس رو داشتید
ولی کاش صبر میکردن بخیه هارو بکشید بعد
داماد تکلیفش مشخصه دختر آدم چه گناهی کرده
من مامان ۳۵ روز پیشم بود با این حال فرداش مثل شما بودم نمیدونستم چکار کنم خیلیم از هم دوریم
برو عزیزم ، اتفاقا یه مدت ازش دور باشی بهتر.
اینجوری شاید به خودشم بیاد.
یه جوری رفتار کن که انگار از دست کارای اون داری میری خونه مادرت.
ببین صبا جان اولین بچت، تجربت کم، اگر بری یه چند روز برات بهتر.
اینطوری همش استرس داری.
همسرت هم بچه کوچولو نیست که بخوای دائم مراقبش باشی تا دست از پا خطا نکنه.
بنظرم چند روز از مامانتون بخواید بیاد پیشتون یا شما برید پیش ایشون، اما کارهای بچه رو همه خودتون انجام بدید صرفا مادرتون همراهتون باشه که استرس نکشید. کم کم دستتون میاد و ترستون میریزه میتونید تنها از پسش بربیاید.
اگه هم این امکانپذیر نیست، مهمترین چیز اینه که آرامشتونو حفظ کنید. اگه شیر پرید گلوش (که واقعا زیاد پیش میاد) فقط سریع بلندش کنید و بزنید پشتش. همیشه موقع بلند کردن با یه دست گردنش رو نگه دارید. آروغش رو همیشه بگیرید که دلدرد نگیره. به علائم هشدار دهنده توجه کنید: خوب شیر نخوردن، خوب مک نزدن، تب، کم شدن ادرار، بیحالی یا بیقراری غیرعادی یا اینکه حس کردید وزنش داره کم میشه.
اگه حواستون به اینا یاشه مشکلی پیش نمیاد، سوالی داشتید هم که اینجا میتونید بپرسید.
مهم اینه که آروم باشید و باور کنید که میتونید از پسش بربیاید.
برین بهش مردتیکه بیخودو ،نمیشه که هی لال باشی زنگ بزن مادرش و پدرش بگو چه سنده ای راه انداختن، رو مخ بود زنگ بزن مامانش بگو داره عذابم میده پسرتو چند روز بگو نباشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.