۶ پاسخ

عزیزم میخوای بری دهخدا دکتر میاد بالای سرت هرموقع بشه
من شوهرم راضی کردم برم میگه اخه دکتر میاد؟هرموقع دردت بگیره؟

منم زدن ولی دردام شروع نشد وقتی کیسه ابمو زدن دردام شروع شد
ولی ی آمپول بهم زد نمدونم چی بود

منم سر پسر اولم بستری شدم سرم زدن بعد ی دستگاه مثل نوار قلب وصل کردن ب شکمم ک درجشو کمو زیاد میکردن اون باعث میشد دردام زیاد بشه آمپول هم گفتن زدن ب سرم بعد کیسه آب هم پاره کردن دردای خودم شروع نشد با همون دستگاه ب من درد زایمان دادن .ولی سر دومی ی نصف قرص دادن فایده نکرد ولی کیسه آب رو پاره کردن دردای خودم شروع شد

نه عزیزم سرم برای همه میزنن اما اگر بعداً داخلش آمپول بزنن اون آمپول فشاره که معمولا به مادر اعلام میکنن.پاره کردن کیسه آب اولین اقدام برای شروع دردها هست که اگر دردها شروع نشه میرن سراغ آمپول یا قرص فشار

سوال منم هست منم پرسیدم گفت نیس امپول فشار

کیسه اب و میزنن دردا شروع میشع

سوال های مرتبط

مامان جواد و اسرا مامان جواد و اسرا هفته سی‌ویکم بارداری
پارت دوم
بهم لباس بستری دادن همراهم صدا زدن لباسام بهشون دادم
سنوم چک کردن گفتن ک وزن بچت کمه 2کیلو 750 گرم سنو 37 هفته داده بودم خب خلاصه منو بردن داخل زایشگاه ساعت 8 بهم سرم زدن تقویتی با ان سی تی گذاشتن تا ساعت 10 شب بعد ساعت 10 امپول فشار شروع کردن ولی خیلیییی یواش یواش میرف من ساعت 12 شب تقریبا دردام شروع شد در حد کم پریودی بود 1نیم شب سرم قطع کردن گفتن استراحت کن صبح ساعت 6 امپول فشار دوباره وصل کردن نیم ساعت بعد معاینه کردن 2 سانت بودم نیم ساعت بعد ک ب 3 سانت رسیدم کیسه ابم را پاره کردن و دردام شروع شد امپول فشار بیشتر کردن ساعت 7نیم صبح ب 5 سانت رسیدم دردام قابل تحمل بود ساعت 9نیم دردام زیاد شد بدجور وحشتناک فق راه نجات میخاستم پرستارا خیلییییی کمک میکردن بهم پمپ گاز دادن ک یکم بی حس بشم ولی فایده نداشت خیلییی معاینه تحریکی میکردن خیلییی کمک می‌کرد پرستارا واقعا خوب بودن کمک میکردن بعد بهم امپول تو پام زدن ک روند زایمان زود پیش ببره
مامان 🍓Liana🍓 مامان 🍓Liana🍓 ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین