۲۷ پاسخ

مادر دختر شدن یه چیز دیگه است
شوهرت هم چون بچه دومه احتمالا حساسیتش کمتر بشه
داشتن یه دونه بچه اشتباهه خیلی .

دخمل من اینجا چند ساعت میشد دنیا اومده بود 🫠🫠

تصویر

عزیزم چه عکس قشنگی😍😍😍

وااای کمک حال بودن ک خوبه دختررر
بشینه هیچ کارنکنه خوبه

با همسرت تو شرایط عالی و رمانتیک.. خیلی آروم و منطقی صحبت.. و بهش بگو مثلا این حرفو میزنی یا اینکار میکنی.. احساس میکنم میخوای بگی تو بلد نیستی و من بهتر میدونم... و حس مادر ناکافی بهم دست میده و ....
ازش بابت کمک هاش تشکر کن... و بخواه کمک میکنه رفتارش هم خوب باشه...

انگارشوهرمنو توصیف کردی ،تا بچه گریه میکرد میخوایت یه بهونه ازمن بگیره

ای جونم 😍🥰

ولی بیار یکی دیگه پشیمون میشی بعدا
مرداد رو نمیشه عوض کرد رفتار و اخلاق شون رو ولی میشه رو خودمون کارک نیم که برامون مهم نباشه

ماشاالله به هردوتون.. خیلی ناز هستین...❤️❤️❤️

با دیدن عکس منم دلم هوس بچه کرد ک🥹😘😍

وااای شوهرت لنگه شوهرمنه دیوانم کردتوبچه داری انقدرحساسه اینم بیدارمیشدشیردرست میکردجاشوعوض میکردخیلی کمکم کردولی توجه زیادو فوضولیش عذابم داد

عکس خودته؟

اینم ساواش مامان

تصویر

اولین دیدار من و دخترم

تصویر

گرمه گرمه تازه دراومده بود
خیلیم زشت و سیاه بود🤣

تصویر

من تو عکسا زایمانم افتضاح افتادم پسرمم شبیه بتل تسوعه

ماشاالله بهش🧿

ببین انگااااار داری اززبون من حرف میزنی... همه میگن خوشبحالت ک شوهرت همه کار بچتو میکنه اما حس بدرد نخوری افسردگیمو شدت میداد همش حس میکنم هنوز من بدرد نخورم و اون زحمت بچمو کشیده خیلییییی حساسه هنووووز برای بستن پوشک منوقبول نداره

اینم رستای لبو🤣🤣🤣 یساعت بود دنیا اومده بود

تصویر

منم دقیق حال شمارو دارم با این تفاوت ک شوهرم کمک نمیکرد و همچنان ایراد میگرفت
حتی میخاستم ب شوهرم بگم چندماهه دیگه اقدام کنیم
چون میخام رژیم جنسیت بگیرم
اما متوجه شدم مشکل گوارشی و ورم معده و سنگ کلیه دارم گفتم اینا رو درمان کنم بعد
دخترم خیلی تنهاس و بهونه میگیره فقط بخاطر اون میخام بیارم

ولی بنظرم چندسال دیگ یه دختر بیار🥹رفیقت میشه

منووو دختریی
وایی منم بازم نینی موخوام
همش میشینم عکس های بارداریم‌ رو میبینم
😍😍😍

تصویر

حالا بیا و پسر شد 😅

دخترمن پشمک خالص بود

تصویر

منم چتد وقت پیش لباسای نوزادی پسرمو دراوردم نکاه کردم و مثل شما هوس نی نی بودناشو کردم اقا چشم بهم زدم ناخواسته باردار شدم 😶الان تو مرحله هنگ هستم

دختر بیاری همه رژلبهاتو خراب می‌کنه از من گفتن بود...پدرسگ فضول همش سرش تو کیف منه

ماهایی که شوهر ریلکس و بیخیال دارین خوبه ؟انگار با ادم بزرگ طرفه

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
امروز دوتا صحنه اتفاق افتاد که دلم برا بچم کباب شد؛البته بازم پیش اومده بود این شکلی
این بود که من داشتم کتاب میخوندم بعد به هیما گفتم میای نقاشی بکشیم؟! گفت عه تو نمیخوای کتاب بخونی؟میخوای با من نقاشی بکشی؟😍😭
یه صحنه دیگه هم داشت گریه میکرد گفتم بیا بازی کنیم بعد با همون حالت گریه گفت مامان حوصله داری بازی کنیم ینی؟😭
هیما اینجوریه که همش میخواد با یکی بازی کنه، جایی مهمونی بریم اگه بچه داشته باشن ما اصلا هیما رو نمیبینیم همش بازی میکنه؛یا تو خانه بازی و بیرون فقط دنبال بچها میکرده باهاشون دوست شه و بازی کنه
حالا با توجه به اخلاق این بچه منی که تصمیم قطعی داشتم برا تک فرزندی الان دارم میلغزم😭میگم این بچه گناه داره تنها باشه تو خونه…
از طرفی میگم نکنه بیارم باهم نسازن بدتر دعوا شه🙁🤣من شاغلم بچمو مامانم باید نگهداره و خیلی سختمه خونه داری و بچه داری و کار ولی خب از نظر مالی و‌کمک داشتن خدایی میتونم بچه دوم بیارم،ینی تصمیم قطعیم بخاطر گشادیم و فرار از سختی های بارداری و بچه داریه حقیقتا
حالا کلا نظرتونو‌ بگین😭شوهرمم خیلی اصرار داره اقدام کنیم
مامان حسین مامان حسین ۳ سالگی
سلام ،اگه شما جای من بودید چیکار میکردید ،من امسال پاییز میشم ۳۳سالم خداروشکر یه خونه ۸۰ متری داریم همسرم هم کارمنده ،همسر خوبی دارم همیشه تو خونه تو هر مرحله بچه داری بهم کمک کرده الان دو ماهه مدام میگه اصدام کنیم واسه بچه دوم من چون بارداری اول سختی زیادی کشیدم ۴ ماه بالا اوردم در حد بستری شدن تو بیمارستان حتی خون بالا میوردم،لکه بینی هماتوم داشتم استراحت مطلق شدم ۴ ماه اول خونه مامانم موندم پدر و مادرم وهمسرم خییلی بهم رسیدن ماه ۷هم به خونریزی افتادم گفتن احتمال زایمان زودرس داری از ماه ۸هم به شدت باد کردم شدم ۱۰۵ کیلو خلاصه همه اینا گذشت ،اینم بگم خدایی خیلی به مامانم اذیت کردم ،از خانوادم دورم بیشتر میرفتم خونه مامانم میموندم همسرم تنها خیلی اذیت شد،الان که اسم بچه دوم میاد نگران میشم دوباره اون روزا تکرار بشه با وجود بچه دوساله خیلی سختر میشه همسرم میگه نگران نباش من کنارتم ولی میدونم باز میخواد کنو ببره خونه مامانم ،خدایی مامانم گناه داره توان نداره به منو بچه ام برسه دوست ندارم اذیتشون کنم ،همسرم میگه سنمون میره بالا الان وقتشه من نمیدونم چیکار کنم همسرم هروز ۶صبح میره سرکار ساعت ۲ خونه است ولی من موندم چیکار کنم همسرم امروز گفت بریم مشاوره الان من تو دوراهی موندم😖
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان نوتلا توت فرنگی مامان نوتلا توت فرنگی ۳ سالگی
یه درد و دل آخر شبی🥲
این چندروز تو مرحله ای از زندگی ام که یکی بهم بگه تو میزنم زیر گریه.سر هرچیزی گریه میکنم.بچه هام جفتشون مریضن منم دست تنهام.از امروز بخوام بهتون بگم از صبح تا الان ۲۰تا پوشک عوض کردم.پسرم کلی بالا آورده.جفتشون جیغ و گریه.نه صبحانه خوردم نه ناهار.۷شبم پسرمو بردم بیمارستان دارو دادن.اومدم خونه هنوز شام ندارم.پسرم رو پامه.دخترم تو گهواره.همسرم هنوز نیومده.دارم از گشنگی میمیرم ولی پسرمو میذارم زمین گریه میکنه.بغل هیچکس نمیرم جفتشون شدیدا شدیدا وابسته منن.حتی بغل همسرم نمیرن.امروز به خیلی چیزا فکر کردم.به اینکه ای کاش نزدیک مامانم بودم.ای کاش مادرشوهرم یه غذا درست میکرد وضعیت منو دیده.حداقل میاورد برام که معطل نمونم.اونم از هرشب.حداقل یه شب که فکر نکنم چقدر غریبم.آدم پرتوقعی نیستم ولی مواقعی که کسی مشکلی داره دستم به خیربوده.غذا فرستادم احوال پرسیدم.خیلی دلم پره.
میشه دعا کنین از عمق وجودتون بچه هام زود خوب شن؟من یه مادرم که این روزا دارم جون میدم.با بغض و گریه باهمه حرف میزنم.دعا کنید خدا بهم صبر و طاقت بده
مامان توت فرنگی 🍓 🦄 مامان توت فرنگی 🍓 🦄 ۲ سالگی
خانما من به یک مشکل بزرگ در مورد از پوشک گرفتن خوردم ممنون میشم کمکم کنید 🫠💔 من دخترم پوشک میکنم و شلوار می‌پوشم خیلی گریه می‌کنه میخواد پوشکش رو در بیاره جدیدا می‌ره تو یکی از اتاق های خونه بدون این که به من بگه 😭😭😭پوشکش رو در میاره و پی پی می‌کنه و جیش می‌کنه 😭😭😭😭😭😭😭این دیگه چه نوعشه من تا حالا اقدامی برای از پوشک گرفتن نکردم ولی دیگه میخوام از امروز شروع کمک از پی پیش هم نمیترسه بعضی وقتا که کیش داشت دست می‌گذاشت روی ناحیه خصوصی منم می‌بردم دستشویی شلوارش میکندم میگفتم جیش و جیش میکرد ولی به صورت جدی اصلا اقدام نکردم گفتم شاید آمادگی نداره ولی الان دیدم داره خودش پوشکش می‌کنه و تو اتاق دستشویی می‌کنه نمی‌دونم چکار کنم 🫠🫠🫠🫠ببخشید اینو میگم رفته بود دیروز تو اتاق خودش پوشک کنده بود بعد پی پی رو کرده بود بعد با دست برداشته بود اومد بهم نشون داد یعنی سکته کردم 🥺تو پوشکش نکرده بود وایی خدایا


فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
رفلاکس
گهواره
زایمان
کولیک
ان تی
آنومالی
گهواره
مامان سوفیا 💝 مامان سوفیا 💝 ۳ سالگی
تجربه من از ترک شیشه شیر اول از همه بگم من حتی با لفظ از شیر گرفتم از شیشه گرفتم از پستونک گرفتم مخالفم ما بچه ها رو کمک میکنیم تا به وقتش اینها رو کنار بزارن و ازش عبور کنن قبل دو سالگیش باهاش صحبت میکردم و کتاب و قصه که بزرگ شدی و وقتشه شیشه رو کنار بزاری دختر من از ۸ ماهگی با نی و لیوان نی دار آب میخوره و تو لیوان شیر بخوری ولی هر بار به اینجا میرسید گریه و زاری که من نی نی ام من بزرگ نشدم من شیشه میخوام منم اصلا نمیخواستم مجبورش کنم ماه پیش با شوهرم یه کلاس فرزندپروری با روش پازیتیو دیسپلین رفتیم بعد اون بهش گفتم مامان میدونم شیر خوردن توی شیشه شیر خیلی کیف میده و خوابیدن و مکیدن باحاله با این حال تو کلی لیوان خوشگل داری و میتونی توی اونا شیر بخوری باز اینجا شروع به گریه میکرد که گفتم بدون که من هیچ وقت مجبورت نمیکنم شیشه ات رو کنار بزاری هیچ وقت بدون اجازه و خواسته ات بهش دست نمیزنم و مطئنم خودت به موقع اش کنارش میزاری من میدونم خودت هر وقت آماده و مطمئن بودی ازش عبور میکنی و سخته و من کنارتم تا برات راحتتر بگذره تصمیم و تو میگیری و بدون هر تصمیمی بگیری دوستت دارم اعتراف کنم ته دلم خیلی امیدوار به این روش نبودم ولی از چند روز پیش دخترم اومد خودش گفت مامان شیرمو تو لیوان میخورم من دیگه بزرگ شدم شیشه نمیخوام عصرم که باباش اومد با ذوق و خوشحالی بهش گفت بابا من بزرگ شدم شیرمو تو لیوان میخورم واقعا بچه ها بسیار هوشیار و آگاه هستن اعتماد کنید به این قضیه و باهاشون صحبت کنید بهترین نتیجه ها رو میده حالا من نمیدونم این ترک شیشه پس رفت خواهد داشت یا نه چون وابستگیش زیاد بود ولی تا همین حد هم خیلی مفید بود به نظرم استفاده از این روش