۱۲ پاسخ

عزیزم پدربزرگاعاشق نوه هستن ازته دل که نگفته تو زیادی حساس شدی بخاطر بارداریت من آرزوم بود بابام می‌بود روزی هزار بار با بچم دعوا میکرد

من حتی نمیتونم برم سر بزنم چون کسی ب پسرم بگه بالا چشمش ابروه قهر میکنم

عزیزم پدربزرگاعاشق نوه هستن ازته دل که نگفته تو زیادی حساس شدی بخاطر بارداریت من آرزوم بود بابام می‌بود روزی هزار بار با بچم دعوا میکرد

باید بدونی که خیلی ها همینن منم هستم.نگرانی باعث میشه تنهات نزارن و نداشتن آگاهی تو رفتار با بچه ها باعث میشه دلخوری پیش بیاد

من مامان بابام دور سر بچم میگردن آخ کافیه روزی برسه دعواش کنن انگار نه انگار این ادما اونایی بودن ک جونشون رو فدایه بچم میکردن قاطی میکنم میریزم بهم شمام ناراحت نشو بهشون بگو ک حساسی و موقعییت الانت رو درک کنن و اروم تر باهاش صحبت کنن وقتی اشتباهم میکنه

منم شرایطم همینه ،من یه خواهر شوهر مجرد دارم ،بعضی وقتا میگم اون بیاد پیشمون بمونه ،خدا خیرش بده میاد من دیگه راحتم ،خب یه داداش دارم کلاس ششم با یه بچه چهارساله ،هردو لج باز اونجا خیلی اذیت میشم ،یهو میپرن به هم دیگه ،اصن میمونه ادم چیکار کنه

عزیزم پدربزرگاعاشق نوه هستن ازته دل که نگفته تو زیادی حساس شدی بخاطر بارداریت من آرزوم بود بابام می‌بود روزی هزار بار با بچم دعوا میکرد

حالا چه اشکال داره دعواش کرد . اینقلر حساس نباشید که فکر کنید فقط خودتون تنها حق داد زدن رو بچه هاتون دارید .

من همیشه توخونه م خودم راحت ترم

اشکال نداره سخت نگیر

همه همین مدلی ان

چقدمنی

سوال های مرتبط