عزیزمطبیعیه منمتا چند روز پیش اینجوری بودم.. فقط گریه میکردم و حالم بد بود هم بخاطر مسئولیت زیادی ک یهو گردنم اومده هم بخاطر اینکه از منِ قبلی خیلی فاصله گرفتم، هم چون دخترم سینمو نمیگیره…اما بعد یه هفته بهتر شدم دیگه مثل قبل گریه نمیکنم، سعی میکنم بیشتر لذت ببرم چون این روزا دیگه تکرار نمیشه، از پس کاراشونم ایشالله برمیایم اینهمه ادم تونستن ماهم میتونیم🥲
منو شوهرم بعدازپنچ روز بردخونمون نزاشت بمونم همه چیزش رو بعداز پنچ روز خودم کردم باوجود همه دردام
من خدارو شکر با مامانم همسایه هستم من طبقه اول مامانم طبقه پنجم
درکت میکنم منم به جای اینک با همسرم خوش باشیم فقط بحث میکنیم
اما سعی میکنم یکم بیشتر درک کنم همه چیو 🥲
منم تا دو ماهگی بچم موندم خونه مامانم اینا حالا تو زود داری میری اصلا فک میکردم میخام برم شهر غریب که هیچکس ندارم فقط شوهرمه گریم میگرفت میگفتم میخام چیکار کنم ولی خداروشکر از پسش بر اومدم الان خیلیم راحتم دیگه دوس ندارم کسی دخالت کنه تو بچه داریم
خوش به حالتون من تنهام مامانم سرطان داره و دقیقا تایم زایمان من شیمی درمانی داره.کمک نمیخوام اما حضورشو دلم میخواد😔
من فک میکردم فقط من اینجوری شدم نگو همه این مشکلو دارن منم بعد چهل اومدم خونه خودم ولی اصلا سرپا نشدم و همش با همسرم درگیرم از وقتی زایمان کردم ما جدا میخوابیم البته تا چهل روز که نبودم بعد ک اومدم بازم جداییم چون اصلا انگاری نمیسازیم
عزیزم واسه همه سخته ولی دیریازودبایدرفت تواین مدت بایدبه خودمون توکل کنیم وهمراه مادرامون به کارای خودمون وبچمون برسیم
مادراهم گتاه دارن خسته میشن کارای عقب مونده دارن بفکراوناهم باشیم
یمدت دیگ بمون خونه مامانت
برا اتفاقی ک نیافتاده پیشاپیش عزاداری نکن،وقت برا غصه خوردن زیاده فعلا حالشو ببر از شرایط الانت لذت ببر
چ زود میری خونت
من تا ۴۲ روز خونه مامانم بودم بعد دوروز رفتم دوباره اومدم خونه مامانم😃🥴
الانم هرروز خونه مامانمم فوقش یک روز در میون
اخ عزیزم
معلومه که از پسش بر میایی،من شبی کمامانم رفت بدترین حسدنیا روداشتم،فک میکردم نمیتونم حتی بچمو خودم تنها بغل کنم،الان میبرم توحموم باسنشو میشورم😅
ادم عادت میکنه به شرایط،
الانم حال روحیت خوب نیست طبیعی همش دعوا کنی و کریه ات بگیرت عزیزمممم،
ایشالا همه چیز به زودی درست میشه♥️
تا پیش مامانتی سعی کن کاراشو خودت انجام بدی ویادبگیری
الان که دارم این پیامو میخونم در له ترین حالت ممکنم پسرم شبا همش گریه میکنه خودمم خسته از کارای خونه و ناراحتم ازینکه به خودم زیاد نمیتونم برسم 😢
بچه اول اینجوریه .من واقعن فکر میکردم از پس هیچی برنمیام ولی عادت کردم تونستم
من ک هنوزم پیش مامانمم
از شبی ک از خونم رفتم بیمارستان زایمان کردم تا الان خونمو ندیدم ب این فک میکنم برم اونجا با بچه و این شرایط جدید افسردگی میگیرم🤦🏻♀️💔
منم ناراحتم که میرم خونمون دیگ 🙂😭
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.