۶ پاسخ

اره دقیقا فشار میدادن من داد میزدم هم‌تو بخش ریکاوری انجام دادن هم تو اتاقم

درسته که اون ماساژ خیلی درد داره ولی نقاومت نکنین چون کلی به جمع شدن رحم کمک میکنه و خونریزی بعدشم کمتر میشه راحت میشی

وای جگرم پاره شذ 😢😢

اره واقعا اون قسمت سخته

عزیزم خدا قوت❤️ منم از همین قسمتش یجوری میشه هرکی میگه🫠

زایمانتون طبیعی بود؟

سوال های مرتبط

مامان آقا پسری مامان آقا پسری ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان #۳
دیگه بچه مو بردن nicuنذاشتن تماس پوستی برقرار کنیم😔
کلی حالم بد بود و شروع کردم به گریه کردن،همه اونایی که توی اتاق عمل بودن میخواستن ارومم کنن ولی نمیشد بچه مو برده بودن بدون اینکه بهم بگن چرا ،
منو بردن ریکاوری ،که خدا لعنتشون کنه اونجا من و گذاشتن و رفتن ،دیگه کاری به کارم نداشتن ،باید زود می اومدن من و میبردن توی بخش که شیکمم و ماساژ بدن ،بعد ۴۰دقه اومدن من و بردن توی بخش ،
توی بخش پرستار اومد شروع کرد به فشار دادن شیکمم که کلی لخته خون به گفته مامانم اندازه یه جیگر بزرگ ازم خارج شد که پرستارم ترسید ،رفتن دکترمو اوردن بالا سرم ،که کلی امپول و قرص زیر زبونی بهم دادن ،توی همون چند دقه کلی شیکمم و فشار دادن که خون ازم خارج بشه ،خیلی دردش وحشتناک بود یعنی مرگ و به چشم دیدم ،
دکتر میگفت اگه دیرتر متوجه میشدن رحمم نرم شده بود و مجبور میشدن از خون ریزی زیاد رحمم و دربیارن،با این فشارا رحمم سفت شد،ولی همچنان درد داشتم و از ساعت ۲تا ۷همینجوری فشار میدادن درد خودم به کنار نبودن بچه ام یه درد بود واسم ،
میگفتن بردنش توی بخش که ببینن به خاطر مریضی من عفونت توی خون بچه نباشه ،که خداروشکر ازش خون گرفتن و جوابش منفی بود،بعدش دیگه بچه مو اوردن پیشم و لحظات سختی و تجربه کردم ولی تهش شیرین بود.
تجربه خواهرانه بهتون اگه عفونت دارید درمان کنید
کلی مراقب باشید سرما نخورید،
مامان ایلیا و حلما مامان ایلیا و حلما ۱۴ ماهگی
پارت سوم
بعدش بردن ریکاوری حدود نیم ساعت موندم دیدن حالم خیلی خوبه چون گفته بودن دو ساعت میمونم ولی چون عمل خوبی داشتم و خوب رفتم جلو بعد نیم ساعت انتقال دادن بخش.
همه داشتن از بچه هام تعریف میکردن خوشگل تپل زیبا 😍و سفید😁اونجا شکمم رو ماساژ دادن قسمت ریکاوری
بخش هم ماساژ دادن ولی چون من همچنان بی حسی داشتم دردی احساس نکردم و گفتن خودت هم هرازگاهی اینکارو بکن ک خون بیاد بیرون و لخته نشه منم به خواهرم گفتم هعی ماساژ میداد تا شکمم لخته ایجاد نشه
بعدش دو ساعت بچه هامو آوردن من هنوز صدام درنمیومد نمیتونستم حرف بزنم فقط با سر جواب بقیه رو میدادم خداروشکر بچه هام سالم و سلامت به دنیا اومدن و نرفتن دستگاه
دکترم فردا صبحش اومد منو معاینه کرد همه چی اوکی بود پزشک نوزاد هم بچها رو نگا کرد همه چی اوکی بود دیگ همون روز ساعت۲ظهر اینا بودن مرخص شدم.
بارداری خوب،زایمان سزارین خوب و عالی داشتم ولی فقط اونجا بد شد ک سرفه داشتم جای بخیه هام رسما میسوخت وقتی سرفه میکردم داد میزدم صدام همه جارو برمیداشت الانم همین دردو فقط دارم وگرنه همه چی خوب بود ولی این درد سرفه همچنان بامن باقیست و شب و روز رو ازم گرقته 😑
مامان پناه خانوم مامان پناه خانوم ۶ ماهگی