۱۱ پاسخ

ااره تا ۱۸ سالگیش نمیشه

شوهر منم سرخود رفت گذاشت آتوسا هرچی رفتیم عوض کنن نکردن دیگه منم نخواستم دو اسمه بشه آتوسا صداش زدم اما قرار شد انشالله بچه دوم اسمش من بزارم

اقوام ما بطول بود عوض کرد گذاشت ماندانا خیلی هم راحت حتی کارمنده تمام مدارک و سیستم بلید عوض میشد گواهینامه همه چی
بچه ۶ ساله که راحته

مگ مطهره اسم مذهبی هست ؟
اگ نیست ک راحت میتونین عوض کنین
پسر خاله شوهرم اسمش فتح الله هست نامزد شد زنش گف اسمت رو بزار فرشید رفتن هزینه کنم پولدار هم هست پسرخالش ولی گفتن چون اسم الله توش هست نمیشه عوض کرد
ولی بین همگی همون فرشید صداش میکنیم

دق کردن ندارع
مطمعنا راه داره

ای خواهر ..شوهر منم از اول گیر داده بود مذهبی کلا به تفاهم نرسیدیم و دواسمه شد حالا از وکیل پرسیدیم میگه 60میلون می‌خوام تا برم دنبال کاراش

بله من عوض کردم گلم اسم خودمو
درخواست بده سامانه سهیم

ببین باید استشهاد جمع کنید که مرسانا صداش میکنن
مراحل داره برو بپرس اما میشه

دوندگی داره عزیزم ولی میشه
دخترعمه من رقیه بود گفتن نمبشه عوض کنی دنبالش افتاد عوض کرد

فکر نکنم مطهره رو عوض کنن‌.بعدم فگر کنم بعد هجده سالگی بشه از ی وکیل بپرس

میشه ولی کمی دوندگی داره مامان من اسمش و عوض کرد قاضی بهش نامه داده بود ولی فکر نکنم مطهره رو عوض کنه تو از همون اول تصمیم نگرفته بودی که اسم بچرو چی میخواهی بذاری؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۶ سالگی
میبینی از مساجد زنگ میزنن یا از یه جایی زنگ میزنن و نظرسنجی میکنن ما هم جواب میدم
الان یه خانومه زنگ زد گفت خانم فلانی گفتم بله گفت از فلان جا زنگ میزنم شما فرزند زیر شش سال دارین گفتم بله دوتا دیگه شروع کرد به سوال کردن منم قبل جواب دادن گفتم ببخشید شما از کجا زنگ میزنین آدرستون کجاست گفت از فلان جا و میخوایم خانوما رو شناسایی کنیم براتون کارگاه برگزار کنیم منم گفتم خب منکه نمیخوام شرکت کنم چرا اطلاعات بدم گفت دیگه من باید اطلاعات رو ثبت کنم منم گفتم خب نمیشه که من چرا اطلاعات بدم خلاصه اصرار کرد منم گفتم بپرس ولی اگر سوالتون رو نخوام جواب بدم نباید مشکلی داشته باشین گفت باشه اسم بچه ها رو با پدرشو رو گفتم دیگه اومد تاریخ تولد و کد ملی بگیره گفتم شرمنده من اینا رو نمیتونم بگم قصد شرکت هم ندارم فکر میکنم ادامه دانش الکی باشه خانمه هم گفت باشه خدافظ
شما میبودین اطلاعات میدادین؟؟؟؟منکه تصمیم گرفتم دیگه به هیچ کس اطلاعات ندم از کجا معلوم راست میگفته باشه
مامان ایل‌ماه ۶ساله🖤 مامان ایل‌ماه ۶ساله🖤 ۵ سالگی
چند تا از مامانا گفتن از وضعیتی که ایلماه رو بردی بیمارستان برامون بگو
چند روزی بود از گهواره رفته بودم گفتم تمام حواسم ب ایلماه باشه
تو این ۶ سال که با ایلماه بودم خواب ایلماه رو ندیده بودم
یه ماه پیش خواب دیدم
ایلماه فوت کرد خواستیم خاکش کنیم چند نفر صدا زدن که ایلماه خوب شده و زندس
خیلی ناراحت شدم خوابم خواب خوبی نبود
هرروز و هرشب میبردمش سرمش میزدم
یکروز قبل فوتش ایلماه دیگه بهونه بغل منو نکرد
که بغلم بخوابه😭
همه تعجب کردن گفتن چطور ایلماه خوابید بدون تو
گفتم نمیدونم نگاش کردم دیدم چشماش باز ولی پلک نمیزد
دهنش هم باز
دیگه دلم طاقت نیاورد گقتم باز ببرمش بیمارستان
وقتی بردمش دکترا پرستارا دعوام کردن که بچه تو کما بوده
چرا اوردیش
حالا ما باید بزنیم سوراخ سوراخش کنیم ولی دیگه ایلماه درد نمیکشید
دکترا گفتن باید میزاشتی تو خونتون جون میداد نباید میاوردیش بیمارستان
گریه کردم گفتم غلط کردم فقط نجاتش بدین نزارین بره
😭
ولی ایلماه حتی لحظه های اخرم دستمو محکم میگرفت دوست داشت بوسش کنم بوش کنم 😭
یکروز تو بیمارستان با کمک نفس بود
دیگه نتونست بیشتر با این بیماری لعنتی مبارزه کنه 😭 و رفت و داغش رو دلم هست تا بمیرم🖤😭