۷ پاسخ

نا توان ضعیف انگا بعد مدتها فلج بودم تازه میخوام راهی بشم راه رفتن سخت شده برام گاهی فک میکنم همیشه همیجور بودم.ازاینکه بقیه ک باردار نیستن خودشون بامن مقایسه میکنن ازنظر هیکلو اندام بیشتر اذیتم میکنه

من حس ناتوانی داره نابودم میکنه

من حس توان داشتن زیاد اذیتم میکنه مامانم همش میگه توروخدا جایی نرو آخر به بیمارستان نمیرسی اصلا نمیتونم خونه بمونم همش بیرونم میرم روستا روضه پارک بازار

کمربند بارداری خیلی کمک کننده اس ها از درد زیر شکم جلوگیری میکنه

منم همین جوریم از ی طرف میگم فدا سر بچم به دنیا میاد میبینمش همه این غمام از یادم می‌ره از ی طرفم اینکه الان نمیتونم کارا کوچیکمو انجام بدم غم میشینه رو دلم
نه میتونم با این شکم جایی برم نه کاری کنم
همه هم بهم میگن چرا پیاده روی نمیکنی به خدا نمیتونم تا یکم راه میرم اینقدر کمر درد میشم که نگو ولی کسی هم درک نمیکنه
اینقدرم سنگین شدم چون از قبل هم اضافه وزن داشتم این دیگه بیشتر اذیتم می‌کنه

من ک بیچاره شدم ازین فکرا احساس بیخودی بودن بهم دست داده اینکه هیچ کاری ازم نمیاد یا نمیتونم ب کارام رسیدگی کنم خیلی رومخمه

بارداری اولم یادمه بعد از اینکه زایمان کردم تا مدت ها پیاده وری طولانی نمیتونستم بکنم بازار نمیتونستم برم کم میوردم😂
طول کشید تا راه افتادم دوباره مث اول شدم
الان باز حاملم تا سر کوچه میرم خسته میشم میدونم باز قراره اونطوری بشم😂

سوال های مرتبط