سلام مامانا من دخترم و سه روزآزمایشی روزی یه ساعت ونیم گذاشتم یه مهد که خیلی شادبود کلاس موسیقی وزبان وژیمناستیک داشت دخترم خیلی راحت موندازهمون روز اول اونجاومربیش ودوس داشت فقط انگارکلاسش گرم بود چون دخترم خیس عرق برمیگشت گفتم بالاکولرنداره گفتن چراداره خنکترازپایینه روز چهارم موقع ثبت نام کارتم ودادم گفتم فقط کولرش واوکی کنید انگارگرمه مدیرداخلیش گفت مگه رفتی بالارو دیدی با لحن تندگفت گفتم بچم وکه دیدم خیس عرق میاد مدیراصلیش بابرخوردخیلی تندوتیز به من جوری پرید و گفت تو استرس داری استرست وبه بچت منتقل می کنی بالا سه تاکولرداره بچه داره فعالیت میکنه گرمش میشه درصورتی که اصلا فعالیتی نداشت خمیربازی وکاردستی و..که فعالیت نمیشه جوری به من پرید که من زدم زیرگریه ورفتم توحیاط اصلا اشکام بندنمیومدثبت نامم نکرد گفت این خانم باید دو روز دیگه بچه ش وبیاره فکرکنه خیلی مغرور وازخودراضی بود وبه مهدشون اطمینان داشت میگفت تو منطقه ۱۰ یکه وواقعا راست میگفت مهدشون خوب بود ولی برخوردمدیراش تندوزننده بود
امروز بهارویه مهدنزدیک خونه بردم که ازمایشی بره گفتم اینجانزدیکه ۵دیقه راهه اونجاهم بداخلاق بودمدیرش هم ۲۰دیقه باکالسکه راه بود ولی بهارهمون اول زدزیرگریه گفت من اونجارودوس دارم واصلا نرفت بالا واقعاموندم چی کارکنم شمابودین چی کارمیکردین مهدقبلی میرفتین یامهدجدید این مهد نزدیک خونه کلاس زبان وموسیقی وژیمنلستیک نداره محیطشم مثل اون قشنگ نیست خانه بازی هم نداره

۵ پاسخ

تو منطقه ده مهد کودک بهاره مهد کودک خوبیه.فکر کنم سمت کارون باشه.مطمن نیستم بازم

یه مدیر باید همه جای مهد رو نشون اولیا بده.ما تا تو دسشویی هارو نشون میدیم.اشپزخونه و اتاقا و کلا همه جا. یه مادر حق طبیعیشه که بدونه بچه اش قرار چند ساعتی و کجا بگذرونه.بعدم به زرق و برق کلاسا شون نگاه نکن این چیزا دو هفته اول برای بچه جذابه چیزی که میمونه برخورد اونا با بجته که بسیاااااار حائز اهمیته

عزیزم ما خودمون مهد کودک داریم. میشنهادم اینکه اون مهد نبر بچه ات رو. مهدی که ارتباط درست نتونه با مادر بگیره و بهش برچسب استرس داشتن بزنه مطمن باش پس فردا هزاران برچسب به بچت خواهد زد

ای بابا چه شرایط بدی گیر کردی
من باشم می رم دنبال جای سوم

کجا هست

سوال های مرتبط

مامان موفرفری مامان موفرفری ۳ سالگی
مامان امیر و آئین مامان امیر و آئین ۳ سالگی
امیر رو بردم پارک یه خانم فوق رو مخی دخترشو آورده بود اونجا.
اول که امیر روی تاب بود اومد گفت زود بیا پایین بقیه بچه ها منتظرن! گفتم تازه نشسته! گفت آخه تعداد زیاده! گفتم صبر میکنن بچه ها.
باز سر سرسره ایستاده بود به بچه ها میگفت زود باشید! تند برو! زود بلند شو! تو بزرگی نیا سرسره! تو اون جوری نشین میفتی! با عصبانیت!!!
هی گیر میداد به بچه ها میگفت پدر و مادرتون کجان؟ با توپ و تشر!!!
دیگه ناراحت شدم گفتم لطفا فقط مراقب دخترتون باشید و تو بازی بچه ها دخالت نکنید!
گفت پدر و مادرشون مراقبشون نیستن! گفتم شما فقط وظیفه دارید از فرزند خودتون مراقبت کنید لطفا تو بازی بچه ها دخالت نکنید!
دست بچه شو گرفت قهر کرد رفت😐😐😐
حالا فکر می‌کنید دخترش چند ساله بود؟؟؟ هفت یا هشت ساله!

بخدا اگر میدونستم بهش بگم قهر میکنه میره زودتر میگفتم!
یکی از بچه ها گفت آخ جون رفت😂
خداوکیلی بچه ها رو می‌برید پارک بهشون استرس ندید. اونا اومدن خوش بگذرونن بذارید خوش باشن