۶ پاسخ

کاش میرفتی به دختره میگفتی با دخترمنم بازی کنین دوست جدید اومده براتون

فاصلت با همسایه هرچی بیشتر باشه بهتره

منم هفت ساله تو این آپارتمانم سه واحدیم تو طبقمون.از چشمی نگاه میکنن اگر ما نبودیم بیان بیرون.یسریا اخلاقای خاصی دارن

ببین بعضی ها مدلشون همینه همسایه دیوار به دیوار ما ۱۲ ساله همسایه هستیم اصلا یک بار سلام هم نکردیم من روز اول که دیدم این جوره دیگه باهاش کاری ندارم بنده خدا دوست داره سرش تو لاک خودش باشه هرجور راحته

این دفعه رفتی دم در با بچه باهم برین جلو با مهربونی اسم دخترتو بیار معرفی کن بگو ماهمسایه جدیدیم با هم دوست شن اگر امکان داره تعدادشون کمه میتونی بیسکوییت یا خوراکی چیزی بگیری اگرم انقد بیشعورن برن گم شن همون بهتر دخترت با اونا نگرده چیزی ک زیاده همباری تو پارک کلاس ورزشی مهد کودک مدرسه

چقد ناراحت شدم
یاد بچها خودم افتادم .
اگر تازه ب اون محله رفتین کم کم باهن دوست میشن

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه