۳ پاسخ

تولدش مبارک سایه ت ایشالله همیشه بالا سر بچه ت باشه

تولد دیارای نازم مبارک
مامان قوی🤍

تولد گل دخترت مبارک مامان مهربون😍❤️✨

سوال های مرتبط

مامان bachka مامان bachka ۱۵ ماهگی
چهار روز دیگه، نفسِ مامان یک ساله میشه…
باورم نمیشه یه سال به این زودی گذشت…

پارسال همین روزها، لحظه‌شماری می‌کردم برای دیدنت…
برای اولین باری که بغلت کنم، صدات رو بشنوم، چشمات رو ببینم…
و تو، با هر تکون کوچیکت، هر روز بهم یادآوری می‌کردی که چیزی نمونده…

و حالا… از اون روز، یک سال گذشته…
یک سالی که فقط گذر زمان نبود، یه تولد دوباره برای من بود…

تو این یک سال، من خیلی تغییر کردم…
صبورتر شدم، آروم‌تر شدم، مهربون‌تر شدم…
با تو یاد گرفتم عشق واقعی یعنی چی…
یاد گرفتم با خنده‌هات بخندم و با گریه‌هات دلم بلرزه…

مادر شدم…
و با تک‌تک لحظه‌هات زندگی کردم…
با شب‌بیداری‌هام، با خستگی‌هام، با ذوقِ اولین‌هات…
و همه‌شون با یه نگاه تو، برام شیرین‌ترین خاطره‌ها شدن…

لیلیِ من… نفسِ قشنگِ مامان…
یادت باشه همیشه…
مامانت همیشه هست برات…
هر لحظه، هرجا، تو هر شرایطی…

قلبم همیشه با توئه…
و عشقم به تو هر روز بیشتر از قبل میشه…

نزدیکه تولدت دخترم…
و من هنوزم مثل همون روزها، با عشق منتظر لبخندتم 🤍



عکس تولد یه سالگی کوچولو هاتو بزارید تو کامنتا اگه دوس داشتین♥️
مامان محمّدمتین مامان محمّدمتین ۱ سالگی
یک سال گذشت…

انگار همین دیروز بود که برای اولین بار صدای گریه‌ی متین رو شنیدم. اون لحظه پر از ترس، هیجان و عشق بود. باورم نمی‌شد از این به بعد یک “مامان”م و زندگی‌م با حضورش رنگ دیگه‌ای گرفته.

این یک سال، پر از تجربه‌های تازه بود. شب‌های بی‌خوابی، نگرانی‌ها، گریه‌ها، اما در کنارش لبخندهای کوچیک، نگاه‌های شیرین و بوی خوشی که همه خستگی‌ها رو می‌برد.

کم‌کم یاد گرفتم چطور نیازهاش رو بفهمم، چطور با گریه‌هاش آرام بشم، و چطور غذاهاش رو با عشق آماده کنم. حساسیت‌هاش، محدودیت‌های غذایی، و اینکه باید حواسم به هر چیزی باشه، سخت بود، اما باعث شد بیشتر دقت کنم و خلاق‌تر بشم.

دیدن اولین لبخندش، اولین دندونش، اولین چهار‌دست‌و‌پا رفتنش، اولین کلمه‌هاش… همه‌ش برای من معجزه بود. هر روزش یه اتفاق تازه داشت که قلبم رو پر از شادی می‌کرد.

امسال فقط بزرگ شدن متین نبود؛ خودم هم بزرگ شدم. یاد گرفتم صبورتر باشم، قوی‌تر، و در عین خستگی ادامه بدم. مامان بودن سخت‌ترین و شیرین‌ترین نقش زندگی منه.

و حالا که متین یک‌ساله شده، وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم هر سختی‌اش می‌ارزید. یک سال پر از عشق و یادگیری و رشد… هم برای پسرم، هم برای خودم
مامان هانا کوچولو👧 مامان هانا کوچولو👧 ۱۳ ماهگی
اینم از جشن تولد یکسالگی عشق مامان😍🥹
این روزا خیلی فکر میکنم
فکر میکنم به اینکه وجود هانا چقدر لازم بود برای من
هانا اومد تا من بزرگ بشم،مستقل بشم،قوی تر بشم،مهربون تر بشم،مسولیت پذیرتر بشم،شرایط رو بهتر و بیشتر بپذیرم و درک کنم،هانا اومد تا من بفهمم که مادربودن چقدر چالش داره،چقدر قبلتر ها آدم کم طاقتی بودم،هانا اومد تا من صبر رو یاد بگیرم،هانا اومد که یکم دور باشم از بقیه و تو خلوت مادرو دختریمون حال کنم
هانا اومد تا به من بگه مامان اگه ناراحتت میکنن،تو منو داری که دوستت دارم،هانا اومد تا امید باشه واسه من،آرامش باشه واسه من
وقتی بهم میگه ماما ماما انگار که تازه میفهمم من مامان شدم،انگار تموم دنیارو بهم میدن،چه حس عجیبی و قشنگیه که یه نفر تو این دنیا هست که منو مامان صدا میکنه و من مامانشم😍🥹
دخترم هانا تموم اون چیزیه که از خدا خواستم تا حالمو بهتر کنه
هانا اومد تا حالمو بهتر کنه
هانا درمون تموم دردامه،مرهم رو تموم زخمامه و امید واسه آیندمه
تموم تلاشمو میکنم که بهترین مامان واسه دخترم باشم😍❤️
امروز دخترم یکساله شد و من انگار ۱۰ سال بزرگتر شدم تو این یکسال
دخترم عاشقتم😍🥹ممنون که اجازه دادی من مامانت بشم❤️
الهی که همیشه بخندی و صدای خنده هات بپیچه تو خونه و منو بابایی کیف کنیم
امشب تولدت خیلی بهمون خوش گذشت❤️😍
بمونه به یادگار از یکسالگی دختر نازم
۱۱ خرداد ۱۴۰۵
تولدت مبارک مامانی❤️

تولد جشن دختر مادرانگی جشن تولد یکسالگی
مامان نورهان و نوژان مامان نورهان و نوژان روزهای ابتدایی تولد
نورهان مامان..

۱۲ ماهه شدى. ۱۲ماهه كه دنياى منو زير و رو كردى،

قلبمو گرفتى و گذاشتى كف دستت

از روزى كه صداى نفسهات رو شنيدم، ديگه هيچ چيزى توى دنيا برام مثل قبل نشد

من با تو ياد گرفتم مادر بودن يعنى چى. ياد گرفتم چجورى بیخوابى بكشم، اما با يه لبخند كوچولوت همه خستگيامو فراموش كنم.

نورهانم... وقتى دستاى كوچولوتو دور انگشتم حلقه میکنى، وقتى سرتو میذارى روى سينه ام و آروم میگيرى، دلم میلرزه از اين همه عشق.

گاهى كه خوابى، فقط نگاهت میكنم و بیصدا اشك میريزم. از ترس روزايى كه شايد نتونم هميشه محافظتت كنم از عشق زيادى كه قلبم جا نداره براش ..

پسر نازنينم.. اگه بدونى مامان چقدر برات آرزو داره.. آرزوى سالم بودن، قوى بودن، خوشبخت بودن.. آرزوى اينكه يه مرد مهربون، باوقار و عزيز بشى..
كه دلت هيچوقت نشكنه، كه هيچوقت احساس تنهايى نكنى

نورهانم، تو دليل زنده بودن منى. اگه هزار بار ديگه هم به دنيا می اومدم، بازم آرزو میكردم مامان تو باشم با همه سختيا، با همه گريه ها، با همه شب بيداريا.. بازم میگم: "خدايا شكرت كه نورهانموبهم هدیه دادى.

دوستت دارم بيشتر از نفس كشيدن، بيشتر از هر چيزى توى دنيا
مامان مریم و بابا محمد، هميشه پناهت می مونن تا آخر دنيا
تولد تو تولد دوباره روح منه یکسالیگیت مبارک مادررر
۱۰۴

۱۴۰۴/۶/۴