۱۳ پاسخ

طبیعیه ماهای اول تابخای بابچه داری ومشکلاتش کناربیای یکم طول میکشه وتامرزافسردگیم میری ولی تموم میشه منم تحت فشارم بااین تفاوت که یکم شوهرم کمکم میگنه اویل زیاد نظرمیداد ولی دیدکه اعصابم بهم میریزه الان دیگه چیزی نمیگه البته گاهی که خستس ومن هردوبچرو میسپارم دستش تاکارامو بکنم عصبانی میشه وغرغرمیکنه که باز دوباره دعوامون میشه🥲🥲😅

آب هویچ آبگوشت رازیانه خیلی خوبه و مایعات زیاد

عزیزم تو ناراحتی چیزی نمی‌خوری که خیلی بدتره برا بچه سعی کن هرجور شده ب خودت برسی منم اوایل همینجور بودم کلی اذیت شدم اما تصمیم گرفتم هرجور شده غذا درست کنم و به خودم برسم هم شیرم بیشتر شد هم گریه بچه کمتر

من شوهرم قورنمیزنه ولی نمی‌دونم چرا یه حس بدی نسبت بهش دارم انگار که ازش بدم میاد پوووووف نمیدونم چمه☹️

خب چرا شیر خشک نمیدی؟؟

قرص لاکتاول لامصب خیلی خوبه حتما بخور شیرتمث شیرآب میاد

وقتی می‌خوابه بچه پاشو سوپی آبگوشتی چیزی بذارچای هم دم کن بریز فلاسک قرص وپودر شیرافزابگیر خرماهم بگیرباچای یسره بخوراز فرصت استفاده کن تا میتونی وگرنه اینجوری هم خودت هم شوهرت اذیت میشید

عزیزم تو خدا رو داری خدایی که بالاتر از همه هست میدونم خیلی خیلی سخته میدونم الان آدم دلش نازک هست ولی سعی کن به خاطر بچه ات هم که شده اصلا هیچ توجهی به حرفاش نکنی از این گوش بگیر از اون در کن و به بچت فکر کن

واقعا سخته درکت میکنم عزیزم تحمل کن منم بچه ام شیر نداشت الان یکم بهتر شده همش گریه می‌کنه شب تا صبح بیداره گریه می‌کنه ادم دل نازک میشع منم گریه ام می‌گرفت اشکم الکی می‌ریخت

چقدر بی درک، افسردگی بعد از زایمان، نگهداری از بچه و غذا درست کردن و کارهای خونه و.... دیوانه کننده است حالا همسر بی درک هم ......
منم دست تنهام خسته شدم، می‌خوام برم پیش مادرم، دو هفته بعد از زایمان اومدم خونه خودم، و دست تنهام خیلی سخته

خب کمکی چرا بهش نمیدی عزیزم؟

منم اولش خیلی کفری بودم از شوهرم همش میگف بچه رو اینکارو کن،اونکارو کن،الان دیگ نمیگه براش. عادی شده

عزیزم درست میشه ،بزار چن وقت بگذره،دلستر کلاسیک بخور،شربت شیره انگور

سوال های مرتبط