۱۷ پاسخ

سلام عزیزم منم مثل توام دوقلو هامو از دست دادم تایپک هامو بخونی متوجه میشی

سلام عزیزم منم ۱۵ روزه سزارین شدم تو ۳۸ هفته بچمو دوساعت بعداززایمان ازدست دادم الانم غمگین ترینم

منم بچمو ۳۳ هفته از دست دادم بخاطر مسمومیت بارداری زایمان زودرس شد
الان نزدیک ۸ ماهه که میگذره
تازه شروع کردم به اقدام
یکماهش که گذشت نمیدونم کی قراره بارداربشم
دل تو دلم نیست ولی از یه طرف کوهی از استرس رو دوشمه
حال دلمونو فقط خودمون میفهمیم

من ۶ ماه بعدش اقدام کردم اما نمیشه

من ۸ماهه اقدامم نشده
۴ ماه بعد زایمان اقدام کردم💔

منم ابان ماه پارسال دختر قشنگم رو تو ۳۶ هفته تو شکمم بود از دست دادم و من اصلا طبیعی نمی تونم باردار بشم فقط با ای وی اف حاملگیمم با ای وی اف بود الانم دوباره تو مسیر ای وی افم همه چی از اول
خدا باید برای منی که اینقد عذاب کشیدم جبران کنه من خیلی سخت بچمو حامله شدم ولی بردش درست ۱۰ روز قبل از تاریخ سزارینم همه چیش اماده بود دخترکم
هم من هم باباش پیر شدیم داغون شدیم خدایا خودت کمک کن بهمون

من‌توی ۳۴ هفته زایمان کردم
هیچ‌وقت از دکترایی که پیش شون رفتم نمی‌گذرم‌واسه من همه چیز تا ان‌تی خوب بود برای انومالی رفتم گفتن آب دور بچه ۷ هست وزنش کمه رشدش خوب‌نبوده کلیه هاش کوچکه رفتن پیش دکتر پریناتولوژیست گفت باید ادامه بدی الان نمیتونی سقط کنی چون از ۱۹ هفته گذشتی ولی من امید داشتم هفته ها گذشت بعضی سونو ها خوب بود آبش بیشتر شده بود رشدش بیشتر شده بود و‌خوشحال میشدم بعضی سونو ها نه
فکر میکردم فوقش به دنیا میاد یکم وزنش کمه یکماه دوماه توی دستگاه میمونه خوب میشه
ولی من ۱۹‌دی ماه همون شبایی که اغتشاش بود پر از استرس و ترس بودیم زایمان کردم سزارین شدم بچم‌یک روز‌ توی‌دستگاه بود بعد از ۱۰‌ساعت از تخت بلند شدم روز بعد برم‌ببینمش‌ از ‌ان ای سیو‌زنگ‌زدن گفتن فوت شده چون کلیه ها و ریه اش نرسیده بوده
بعد دکتر همونجا بهم گفت شما دکترت میتونسته نامه بده پزشکی قانونی ۲۰هفته سقط کنی ‌ولی بهم نداد هیچ‌وقت نمیبخشمش‌الانم‌پنج‌ماه و خردی گذشته هنوزم جایی میرم‌نی نی میبینم دلم آتیش میگیره
انشالله مادرایی که اینجا درد و‌دل هاشون رو‌نوشتن سال دیگه همه‌بچه‌سالم‌و‌سلامت بغل داشته باشن

منم ۲۴ فروردین از دستش دادم پسر ۷روزمو آندومتریوز شدید دارم دکترا میگن ۹ماه بعد زایمان اقدام کن خیلی روحیم داغونه

چرا بچت و از دست دادی🥺؟

🤕تو همونی بودی که تو بیمارستان وقتی به بچم شیر میدادم گفتی دعا کنم حال بچت خوب شه

من یک ساله
هنوز اقدام نکردم میترسم

دوست عزیز من بچمو18,روز بعد زایمان از دست دادم بعدش دیگه خودم جلوگیری کردم روحیم داغون بود همسرم هم از خودم بدتر،سه سال از مرگ عزیزم میگذشت تا اینکه باردار شدم همه اطرافیانم اینقدر خوشحال بودن که نگو از بارداری من خلاصه رسید موقع سنوی تشکیل قلب وقتی رفتم سنو انجام داد گفت سه قلو بارداری و منی که شوکه شده بودم از کار و عظمت خدا ،درسته خیلی ناراحت بودم از اینکه بچمو از دست دادم اما هیچ وقت ناشکری نکردم گفتم شکرخدا خودت دادی خودتم گرفتی ،سه قلو ها رو به درخواست خودم یکیش ریداکت کردم و الان یکیش کنارم خوابه یکیش هم داخل بغلم بازی میکنه و خدارو هزار بار شکر میکنم با اینکه خیلی خسته میشم گاهی وقتها کم میارم اما بازم میگم شکرخدا ،هیچ وقت از درگاهش ناامید نشید توکل کنید به خودش که فقط خودش صلاح کارو می‌دونه

من دقیق اطلاعی ندارم ولی فک کنم دیگه کم کم بتونی اقدام کنی

عزیزمممممم من هنوزم از فکرت درنیومدم الهی که به حق علی اصغر دوباره دامنت سبز بشه دنیا اومد ببریش شیرخوارگان🥹

الهی بگردم
دوست قشنگم همش فکرم پیش تو و نینی هات بود ولی مصلحت خدا هست انشالله دوباره مامان میشی من دلم روشنه😍🥺به همین زودیا میای تاپیک میزاری ک بارداری
کلی انرژی مثبت فرستادم بهت😌خدا دامنت و سبز کنه و هر جی تو دلته رو بهت بده جانم
کلی مواظب خودت باش و به خودت برس که سر بارداری اذیت نشی و بدنت مقاوم باشه عزیز دلم

هنوز نرفتم دکتر ببینم چی میگه
میترسم😭

منکه اصلا بعدش اقدام نکردم 😓

سوال های مرتبط