تجربه زایمان سزارین
خب بچه ها اول از همه اینکه ب هیچ عنوان چ طبیعی چ سزارین طبق تجربه اطرافیان نمیتونی ۱۰۰ درصد انتخاب کنی و همه همون مدلی بشن بستگی ب مقاومت بدنی هر فرد داره در هر زایمان هردو سختی های خودشون دارن بهتر از هم نیستن یه هیچ عنوان
من فوق العاده از سوند و آمپول بی حسی میترسیدم یعنی شب قبل عمل نخوابیدم تو بیمارستان حتی چندبار از ترس بغض و گربه کردم
سوند برای من به هیچ عنوان درد نداشت
آمپول بی حسی هم اصلا حس نکردم در حد یه سوزن تو دست اونم اولش
امااااااا زایمان بی حسی اصلا فک نمی‌کردم این باش
من حس میکردم برش های ک میداد نک دردم بیاد ولی حالیم میشد و این حس بدی بود اصلا فک نمی‌کردم بتونم اون لحظه رو تموم کنم اینقدر حسش بد بود
و خلاصه یچه دنیا آورد دکتر یه ثانیه رو صورتم گذاشت نمی‌دونم دیگ چقدر زمان گذشت بخیه زدن بردن ریکاوری تایم ریکاوری خیلی طول کشید برام ریکاوری درد داشتم واقعا دردش زیاد بود مسکن میزد میشد تحمل کرد ولی حس شکسته شدن کمر داشتم
بعد آوردن اتاقم هم همین بود ولی بهتر از ریکاوری تا شب بهتر شدم نک درد نداشته باشم ولی بهتر از ساعات اولیه بود

۱۰ پاسخ

دقیقا منم همین بودم اون بخیه ها مرحله ی بعد از به دنیا اومدن بچه فوق العاده سنگین و وحشتناک بود در حدی ک داد میزدم و بی هوشم کردن
ولی منم اشتباهی فک میکردم میتونم از پس طبیعی بربیام ولی نشد و اینکه هر دو زایمان به طرز وحشتناکی سخته به جرعت میتونم بگم واقعا ما خانوما جزئ قوی ترین انسان ها هستیم🥹❤️

عزیزم مبارک باشه. ان شاالله پا قدمش پر از خیر و برکت باشه. ☺️⚘️❤️

مبارک باشه عزییزم

آره دقیقا هر دو زایمان خوبی و بدی خودشو داره و بدن هر کس با کس دیگه ای هم فرق میکنه

چرا تجربه سزارین من باشما آنقدر فرق داره. من آنقدر اذیت نشدم. من فقط اولین راه رفتن برام سخت بود.

خداروشكر كه به سلامتي زايمان كردي عزيزم

وایییی استرس گرفتم اینجوری باشه که من سر عمل فشارم میفته سکته میکنم😢😢

عزیزم دکترت کی بود کدوم بیمارستان رفتی؟

یعنی ادم حس میکنه همه اینارا بعد چجوری بی حسی فق درد نداری
میفهمی دارن برش میزنن؟

واقعا برا منم خیلی حس بدی بود اون حس کشیدگی
من داشتم میلرزیدم رسما
دکترم میگف دختر نلرز بذار من بخیه بزنم کارمو بکنم
موقعی که بچه رو کشید بیرون هم میفهمیدم
من تو ریکاوری زیاد نموندم چون خونریزی خیلی شدیدی داشتم و نزدیک ۷ ساعت ماساژ رحمی شدم و تجربه خیلی بدی بود برام
کیسه شن هم میذاشتن برام

عزیزم پمپ درد نداشتی من همین ک بردنم ریکاوری گفتم پمپ درد دیگ تا موقع بلند شدن هیچی حس نکردم از درد بعد بلند شدنم با شیاف درد اوکی شد

سوال های مرتبط

مامان مهدا مامان مهدا ۲ ماهگی
تجربه سزارین ۲

سوند رو که میخواستن بزنن گفتن باید پاهاتو کامل باز کنی خیلی زود زدن ولی اولاش یکم سوزش و احساس نشت داشتم که گفتن طبیعیه
بعد نیم ساعت رفتم اتاق عمل
آمپول بی حسی خیلی درد نداره ولی برای من تزریق نمیشد چهار پنج بار هی زدن که واقعا اذیت شدم
تا تزریق شد گفتن سریع بخواب
یکی دو دقیقه طول کشید تا بی حس بشم حس گرما رو تو پاهام خیلی دوس داشتم
قسمت بد ماجرا این بود که آدم کامل لخت بود و اتاق عمل پر از مرد بود
دخترم هی از این طرف شکم میرفت اون طرف و نمیتونستن در بیارنش هی فشار میاوردن گاهی واقعا حس میکردم الان از رو تخت میوفتم تا دو روز بعد از زایمان دنده و قفسه سینم بخاطر فشار ها درد میکرد
دخترم دنیا اومد که اصن از حس و حالش نگم
بعد حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا بخیه زدن
بعد انتقالم دادن ریکاوری
قبلا فک میکردم ریکاوری آدم اذیت میشه ولی واقعا آدم نیاز داره به ریکاوری
حدودا چهل دقیقه ریکاوری بودم دخترمو آوردن شیرش دادم
بعد رفتیم اتاقم
من اینجاها یکم احساس گیجی. داشتم
رسیدگیشون واقعا عالی بود یعنی آدم واقعا همراه نمی‌خواست
پمپ درد داشتم
دردش واقعا قابل تحمله
بلند شدن از تخت اصلا سخت نبود من بدون کمک بلند شدم
مامان یزدان‌وآیهان مامان یزدان‌وآیهان ۱ ماهگی
تجربه زایمان دوم من بیمارستان ۱۷ شهریور با خانم دکتر موهبتی


سلام مامانا من برای ۳۱ نامه داد دکتر بستری شدم ۱ عمل شدم
ساعت ۷ نیم شب روز ۳۱ بستری شدم
فقط یک جفت دمپایی خریدم
ساعت ۵ صبح روز بعد سوند وصل کردن آنجوکت زدن
سوند فقط یکم‌سوزش داشت بعدش عادی شد ساعت ۷ نیم منو بردن
ساعت ۸ عمل شدم تا ۹ تو ریکاوری بودم
خانم دکتر بسیار با دقت با حوصله بود دکتر بیهوشی بسیار مهربون بود پرستارا هم خیلی مهربون بودن امپول بی حسی هم اصلا درد نداشت خداشکر
وقتی دکتر شکم رو فشار میداد بچه بیاد بیرون قشنگ می فهمیدم بعد بکه رو به صورتم مالیدن خیلی حس خوبی بود
من حین عمل حال تهوع گرفتم امپول زدن خوب شدم
تا ساعت ۹ تو ریکاوری بودم بعد بردنم بخش شکمم رو هم دو بار توی ریکاوری بی حس بودم فشار دادن
منو بردن بخش بچه رو هم آوردن بعد من
تخت های اتاق من ۵ نفره بود
یکبار دیگم هنوز یکم بی حسی تو بدنم بود شکمم‌رو فشار دادن درد داشت ولی میشد تحمل کرد ۸ عمل شدم سوند رو هم. ساعت ۳ کشیدن
همه چیز عالی بود راضی بودم
با بیمه تأمین اجتماعی رایگان شد
عمل دومم خیلی از عمل اولم بهتر اسون تر بود
بهمراه غذا نمیدادن ولی از شب اول همراه راه دادن ملاقاتی هم اصلا نداشت فقط میزارن بابای یچه بیاد از دم در بخش بیاد ببینش
انشالل قسمت همه چشم انتظارا 🥰🫀😍
خدایا شکرت من فقط خیلی استرس داشتم فشارم توی اتاق عمل رفت بالا ک بعدش خوب شد خداشکر
۳۸ هفته ۲ روز بودم
وزن بچه هم ۳۳۰۰
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 ۲ ماهگی
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان فسقلی هام ❤️ مامان فسقلی هام ❤️ ۱۴ ماهگی
میخام براتون از تجربه سزارین دوم بگم . من روز سه شنبه تاریخ ۱۷ تیر ۱۴۰۴ ساعت هشت صبح بستری شدم زایشگاه برای سزارین . همه چیز خوب بود تا شوند زدن خیلی سوزش داشتم یعنی تا بیست دقیقه بعدش سوزش داشتم . بعد سوند نیم ساعت بود صدا زدن اومدن دنبالم بریم اتاق عمل اونجا که رسیدم یهو بدنم لرز کرد . خلاصه رفتم نشستم رو تخت اتاق عمل بیحسی اسپاینال از کمر گرفتم . حس باحالی بود از کمر به پایین بدنم گرم شد و سر . ولی همچنان میلرزیدم بعد دیگه دکتر بیهوشی برای لرزم بهم یه گاز ترکیبی با ماسک زدن که رفتم تو عالم خواب و بیداری یعنی منگ شدم صدا ها اطرافم می‌فهمیدم ولی هیچ کاری نمیتونستم بکنم نه
حرف بزنم خلاصه بعد چن دقیقه ماسک رو برداشتن از دکتر پرسیدم چیشد شروع نکردین گفت کجایی تموم شد رفت بچت بردن ریکاوری 😂 سرکلاژ تم در آوردم تموم . خلاصه منم بردن ریکاوری این دختر ما از شدت گرسنگی بخش ریکاوری رو گذاشته بود رو سرش جیغ میزد 😂😂 ماما اومد کمک کرد بهش یکم شیر دادیم اروم گرفت . بعد از نیم ساعت بردنمون بخش . از اونجا بود که کم کم درد هام شروع شد درد وحشتناک کمر سوزش شدید جا بخیه از درد گریه میکردم فقط در صورتی که موقع پسرم اصلا همچین درد های رو تجربه نکرده بودم 🥺. اصلا وحشتناک بود دردعام ساعت هم اصلا نمی‌گذشت خلاصه دوتا شیاف دادن پرستار ها گذاشتم یکم بهتر شدم باز آمپول مسکن زدن . دردام کمتر و کمتر شد تا اینکه باز اثر مسکن ها می‌رفت باز شروع میشد بشدت بد بود ولی خداروشکر بچم سالم و سلامت بغل کردم . ولی واقعا فرق می‌کنه سزارین اپل و دوم من برا اولی اصلا حالیم نشد ولی این یکی جونم در اومد . ولی بازم شکرخدا😍😍😍
اینم تجربه سزارین دوم من ♥️
مامان آیماه 🌙💞 مامان آیماه 🌙💞 ۷ ماهگی