دخترمو دختر خاهرم تو اتاق بودن داشتن بازی میکردن یهو دیدم ساکت شدن رفتم یواش در اتاق دیدم رو تخت نشستن دخترم داره میگه ببینم خوصوصیتو لنا اونم بلیزشو میده بالا شکمش نشون میده،بعد دخترم میگه پشتتو ببینم بعد کمرش نشون میده بعد میگه خب دراز بکش رو تخت ب شکم دراز کشید رو تخت دخترم هی سعی داشت مای بیبیشو بده پایین ک یهو من وارد اتاق شدم گفتم چیکار میکنید خندیدن گفتن هیچی
دختر ابجیم ۲سال و نیمشه
زنگ ابجیم زدم گف بیرونم گفتم دخترت بهونه میگیره بیا ببر امد بردش،دخترمم زار زار گریه کرد و گفت ببخشید مامان پشیمونم اما من یکم دعواش کردم
انقد اعصبانیم دلم میخاد بگیرم دخترم کتک بزنم،بخدا خیلی اذیتم میکنه،بشدت لجبازه بشدت شلوغه
شاید بالای ۵تا کتاب اموزش خصوصی بدن داره ک من شبا میخونم براش از ۲سالگی ام ک از پوشک گرفتم بهش خصوصی بدن یاد دادم حتی از نوزادی تا الانم جلو کسی لباسش عوض نکردم ک حریم خصوصی یاد بگیره
شوهرمم همیشه پیش تو خونه بدون بلوزه حتی رکابی ام نمیپوشه،فقط ی شورت پاشه از این شورتا ک تا بالا زانوعه
رفتم تراس زنگ زدم ماجرا تعریف کردم گفتم خدا لعنتت کنه تقصیر توعه از بس تو خونه لباس نمیپوشی اینطور شده
چه رفتاری کنم واقعا؟

۱۹ پاسخ

ی چیزی بگم؟؟
من خودم وقتی بچه بودم
پارکینگ مون شیب خیلی بدی داشت
بعد بابام هربار رد میشد میگفت با دوچرخه ت ازینجا پایین نریااااا دست و پات میکشنه خطر داره
بعد من اصلا یادم نبود که همچین کاری میتونم انجام بدم
اینقدر بابام گفت
ی بار وایسادم بالا نگاه شیب کردم فکرش کردم گفتم ترمز که دارم از طرفی میتونم پامو بذارم زمین تا وایسم الکی میگه بابا و رفتم
از پارکینگ هم پله میخورد می‌رفت زیر زمین
من رفتم نتونسم وایسم بعد از پله ها هم رفتم پایین جاکفشی افتاد روم 🤣🤣🤣
شاید اگه پدرم هیچی نمیگف یا یکبار میگف هیچوقت انجامش نمیدادم ولی چون هردفععععهههه میگفت خاسم امتحان کنم

وا چه رفتار زشتی با همسر و فرزندتون داشتین.بچه ها کنجکاون مخصوصا وقتی زیادی روی یه چیزی تاکید یا منع کنید.اصلا عکس العمل نباید نشون میدادید فقط وقتی تنها میشدین بهش میگفتین مامان جان همونجور ک جای خصوصی مارو کسی نباید ببینه ماهم اجازه نداریم جای خصوصی کسیو ببینیم.

به نظرم تاکید و حساسیت زیادِ شما روی اون عضو نتیجه‌ی عکس داده و بچه بیشتر کنجکاو شده.

مامان دختر خوشگلم زیااادی در مورد خصوصی بهش گفتی اونم فکر کرده از طلاست گفته حتما چیزیه که نباید کسی ببینه کنجکاوش کردی بدتر برار راحت باشه بچه اصلا ربطی به پوشش نداره که

اصلا ارتباطی به پوشش لباس ها نداره عزیزم ک به همسرت دعوا کردی
اولا ک به خودت مسلط باش خیلی عصبی شدی
دوما با دعوا لجباز تر و حریص ترش میکنی
سوما باید تو روابط نشونش بدی مثلا با همسرت نقش بازی کنید اون بیاد همچین حرفی بهت بزنه شما بگی نه خصوصی ور نباید نشون داد و این حرفا
چهارما احتمالا ارتباط زن و شوهری چیزی از خودتون یا کسی دیده ک کنجکاو و اگاه شده

عزیزم با دعوا بدتر میشه .حساس تر میشه .باید با محبت بگی دختر گلم میدونی جای خصوصی یعنی چی .یعنی لینکه نبابد هیچ کس جز مامان ببینه ‌.چون عیبه زشته .من خیلی قشنگ توضیح دادم .دخترم اوکی شد .شوهرمم راحت میگرده تو خونه خودمم راحتم .سخت نگیر تو خونه راحت باش .هرچی حساس بشی بدتر میکنن

بچه ها کنجکاون

پسر من یه بار رفت تو اتاقش
یه تایمی افتاده بود رو مود دکتر بازی
بعد می‌گفت پیش من نیا
یواشکی نگاه کردم دیدم مثلا می‌ره زیر پتو مثلا خودشو دکتری می‌کنه همیشه با شکمش بود یه بار دیدم داره شلوارشو میده پایین
دعواش نکردم رفتم پیشش نشستم با بهترین اخلاقی که میتونستم گفتم چی بازی میکردی؟ مگه دکترا اجازه دارن به جای خصوصیت دست بزنن؟
مثلا چه احساسی داشتید وقتی این بازی رو انتخاب کردی
بعد گفتم مثلا اگر با جای خصوصیت ور بری چون دستامون آلوده س ممکنه اذیت بشی و اینا
البته ظاهراً جمله آخر نباید میگفتم درست نبود‌
ولی بعد از اون هم دیگه فقط گفتم جلو چشمم بازی کنه
حرفی هم نزدم دیگه
تکرارشم ندیدم بعد از اون
اما در کل خیلی طبیعی یه کنجکاوی طبیعی تو سن شونه

ربطی ب لباس شوهرت نداره بنظرم
شایذ پیش کسی این رفتارو دیده تکرار کرده نظر من اینه

پسر من یه مدت خیلی دست به خصوصی میزد منم اولا سعی کردم حواسش رو پرت کنم ولی جواب نداد
بعد دعواش کردم دیدم تا میبینه من میام میره پشت مبل دراز میکشه یا تو آشپزخونه با خصوصی بازی میکنه
هر چی بیشتر میگی حساس‌تر میشن متاسفانه

شاید اینقدر گفتی و تاکید کردی دخترت حساس و کنجکاو شده

عزیزم همسرت خصوصیش پوشیده س چیکار به همسرت داره اکثر مردا تو خونه با شرتن

بعنی چی رفتارتون اصلا خوب نبوده ن با بچه ن با شوهرت حالا کتابم زیادش خوب نیست که هی خودت تحریکش کردی بعدم تو این سن همه بچه ها این کنجکاوی رو دارن اصلا نباید به روش میاوردی این الان تا همیشه کوشه ذهنش میمونه

عزیزم سن کنجکاوی جنسیشه طبیعیه

اتفاقا اصلا نباید به رو‌ش میاوردی یا دعواش میکردی چون بیشتر کنجکاو میشه دوباره تکرار میکنه

خداروشکر ک ب اخلاقت اگاهی چون خودش ی قدم پیشرفت حتما رو خودت کار کن تو این موقعیت ها بتونی بهترین رفتار رو داشته باشی یکم خونسرد تر باش چون بچه هنو پنج سالشم نیست این رفتارشما بیشتر بره بچه ده سال بود ن این سن... بعد این ک احتمال داره زیاده روی تو همین مورد خصوصی اینا و کتاب های زیاد بچه رو بیشتر کنجکاو کنه البته منظور بتده ستی هست ک شما فرمودید وگرنه بچه های بزرگتر ک عاقل تزن و وارد جامعه میشن رو بله باید یادشون داد... من بره بچم غقط سه سالگی کلیپ راجب خصوصی اینا گفتم بااین ک میدونست بعدها فلان ماش خصوصی بازم حواسش نبود از دسشویی ک میومد لخت اگ کسی نگاهش میکرد نمیفهمید..تا امسال ک چهارو نیم شده اگ با شلوار تره با دست میگیره اوتجاشو مگر حواسش پرت باشه...و راحبش تا حالا کتابی نگرفتم راستش. فقط مجدد ی دوتا کلیپ دان کردم ک خوشش اومد ک تگ کسی ب حای خصوصیش دست زد جیع بزنه و بگه اجازه نداری و ب مامان بابا بگه...ب نظرم تا همین خد کافیه بعدم ما موظفیم در همه حال کنارشون باشیم حداقل تا قبل مدرسه ک وارد اجتماع نشدن پ نیازی ب توضیحات اضافه نیست این ذات انسان ک زیادی بهش بگی بدتر لج میکنه انگار..شمام در قالب شعر و کلیپ براش دان کن بزار دیگ مستقیم بهش نگو ی مدتی تا خودش کم کم بفهمه فقط مواظب رفتارش باش همین

بنظرم انقد رو این مسأله تاکید داشتی که بچه کلا حساس شده که چیه چرا انقد مامانم هی کتاب میخونه ازش و تاکید می‌کنه بهش بیخیال باش بزار بچه هم بیخیال بشع نه کنجکاو

والا من کلی کتاب برای پسرام خوندم کلا پشیمونم که خوندم چون نمیدونستن این کارها رو شاید انجام نمیدادن بچه های منم همین کارها رو میکنن منم میگم با بدنتون ور نرید والا مریص میشید دل درد میشید اون موقعه یکم می ترسن ولی بعد دوباره همینن میرن تو اتاق لخت میشن منم هر بار در میزنم بعصی وقتا یهو میرم ببینم چیکار میکنن

بنظرم بدون دعواباداستان یادش بده

سوال های مرتبط

مامان دنیز و متین🌱🤍 مامان دنیز و متین🌱🤍 ۴ سالگی
خانوما توروخداراهکار بدین من با این بچه چیکارکنم
دخترم۵سالشه
خیلییی بچه ی ساده ای هس بخدا همسنوسالاش گرک
این اینجوری ساده
مثلا تو پارک هرچی میگم باغریبه ها حرف نزن کسیو نمیشناسی پیشش نرو یا میگم با بچه غریبه حرف نزن ک اژت بزرگن
تو خونه میگم قبل رفتن ب پارک میگه چشم
میریم اونجا باز رفتارای احمقانشو انجام میده میگم تو خونه چی گفتی ب من میگه ب تو چ ربطی داره دوس دارم، میاد منو میزنه!
محبت پحبت هم هرچی میکنم فایده نداره
حرفای چرتو پرت میزنه از خودش حرف در میاره
اونروز رفتیم خونه مامانم بابام میگه سلام دنیز دستشو دراز میکنه دست بده این پاشو میاره جلو میگه بیا دس بده
خدایاااا اخه این چ حرکتای مسخره ایه بخدا هرچیییی میگم نکن عیبه زشته گوش نمیکنه جایی میریم همسنو سالاشو هرچی صدا میکنه میگه بیا بازی کنیم از جلوی مامانشون جم نمیخورن حتی با دخترم حرفم نمیزنه دختر طرف
بعد دختر من چی، میشینه گریه میکنه ک چرا نمیاد باهاش دوس بشه بازی کنه!
مامانمم هرجا میشینه میگه تربیت نداره دخترت، ادم بدتر میسوزه
من چ کردم مگه چ کم کاری ای کردم!
توروخدا بگین من چیکارکنم
مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی