منم شش فروردین زایمان کردم به هفتهی مونه بود به زایمان که بدنم پر از جوش شد بود وای ورم داشتم وای اون حساسیت منو کشت نمیدونی چه عذابی بهم داد قرار بود پانزده فروردین زایمان کنم واسه حساسیتم رفتم دکتر بهم گفتن باید یه هفتهی اینجا بستری شی خلاصه پرستار امد که نوار قلب جنین بگیره گفت قلب بچه یکم ضیف میزنه آخه سه چهار روز بود که بچم تکون میمیخورد هم واسه رفته بودم دکتر هم واسه تکون جنین خلاصه دیدم که نوار قلب کلان خسخس میکنه چندتا دکتر کولی پرستار ریختن روسرم میگفتن بچه کلان قلبش کار میکنه منم آنقدر گریه کردم داده بيداد کردم اون دکتر هم هر کار کردن بچه تکون نخورد با عجله لباسمو عوض کردن سوند وسل کردن وی سوند خیلی درد داشت منو بردن اتاق عمل خداروشکر بچم در آوردن نمیدونی وقتی پرستار بچمو بهم نشون داده چقدر گریه کردم از خوشحالی اشک شوق بود اتاق عمل آنقدر سرد بود بعدش منو بردن زیر بخاری گرم شدم دیگه کمکم بدنم دردهای شورع شد از یه طرف درد زایمان از طرفی درد حساسیت منو بردن وای وقتی فشار دادن به شکمم آنقدر داده زدم از درد خلاصه اوردنم بخش باید شیر به بچه میدادم شیرم نبود پرستار اجازه شیر خوشک نمیدا د بچه رو یه کم اب قند سیر کردیم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.