۵ پاسخ

قدیما سبک زندگیا متفاوت بود

قدیما خونه ها نزدیک هم بود و همه به هم کمک میکردند

آیدی ثبت سفارش 👌👇
@SKD8XHS
آدرس:استان خوزستان ،اهواز بازار نادری
آرایشی آروین
(فروش حضوری و آنلاین)✅
فروش به صورت تک و عمده
ارسال به سراسر ایران
فروش محصولات آرایشی
فروش کیف کفش
فروش اکسسوری و عینک
لینک کانال :👇👇
@dbbjsdj

قدیما ب همدیگ کمک میکردن الان همه دست تنهایم

دقیقا شوهرمن سرده

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
#پوشک
#مولفیکس
#کودک
#بچه
این چند روز خیلی فشار روم هست جوری که هر لحظه میگم خدایا چی میشه چطور میشه گریه میکنم خیلی کم میارم خودمو دیگه بیخیال شدم فکرم فقط بچه هاست حتی دیگه غذا هم نمیخورم با یه چیزی خودمو سیر میکنم بلکه بتونم برای بچه ها چیزی بخرم گرسنه نموننن هیچوقت فکر نمیکردم به این روز بیوفتم منی که با ناز و نعمت بزرگ شدم دارم دخترمو به زور بزرگ میکنم با هزارتا درد و بدهی و فشار حس میکنم خیلی زود بود من بیوفتم به اینجور مشکلات واقعا کم اوردم دیگه خسته ام دارم نابود میشم استرس امونمو بریده.من یهو بزرگ شدم انگار ازدواجم یه قراردادی بود که گفته بودن مستقیم میری داخل مشکلات فشار باید تحملش کنی
هر روز میگم خدایا چرا تموم نمیشه این امتحان دیگه خسته ام ولی شاید باور نکنید هر روووز بیشترتر میشه
دیشب از استرس شیر پسرم خوابم نمیبرد میگفتم اگه تموم کرد چیکار کنم😭
من شیر دخترمو به همه میگم قطع کردم تا اسیب نبینه درحالی که پول نداشتم بخرم قطع کردم چطور باید جواب دخترمو بدم؟من خیلی کثیفم خیلی😭😭😭
مامان نیهان🩷گل پسر🩵 مامان نیهان🩷گل پسر🩵 ۱ سالگی
خانما بیاین میخوام یه چیزی بهتون بگم






من خیلی زود باردار شدم (بعد نیهان . وقتی دخترم ۴ماهش بود دایان تو شکمم بود )
و من خیلی به شوهرم گفتم بداندازیمش ولی از اونجایی که من در دوران بارداری پریود میشدم نفهمیدم که کی باردار شده بودم و وقتی رفتم سنو که اگه هنوز قلبش تشکیل نشده بندازیم که فهمیدیم ۳ماه باردارم و تصمیم گرفتیم که نگهش داریم و خیلی خیلی کار خوبی کردیم اما بارداری پشت سر هم خیلی به زن اسیب میزنه حتی اگه بچتون یک سالش باشه
این تاپیک گذاشتم به عنوان کسی که پشت سر هم بار دار شد بگم
هم خودتون هم بچتون و هم تو دلیتون خیلی اذیت میشه
و چالشاتون نسبت به بارداری اول بیشتر
من ماه اخر بارداری خیلی درد داشتم هر بار میرفتم ان اس تی بهم میگفتن درد زایمان نشون نمیده و میومدم خونه با کلی درد گریه میکردم تو ۳۶هفته دردم خیلی شدید شد و بازم دستگاه دردو نشون نمیداد اما من بیقرار و گریه زاری میکردم بیمارستان به شوهرم گفت اگه رضایت میدید تا سزارین کنیم شاید مشکل دیگه هست که درد داره و شوهرم رضایت داد موقعی مه دکترم داشت شکمم تیغ میزد بهم گفت خدا رحمتون کرده رحمت پاره شده دقیقا پشت جفت اگه نمیومدی جفت میوفتاد رو بچه و خودتو یچه میمردین


خواستم تجربمو بزارم چون من خیلی اذیت شدم خیلی ارزشش داشت اما اگه دایان به خواست خودم بود هرگز اینقدر زود نمیزاشتم که بیاد. امید وارم حرفام به دردتون بخوره😘❤️