۱۲ پاسخ

سختی شب بیداریش و بهونه گیریش یه هفتس ولی تا کامل یادش بره یماه طول میکشه حداقل

قربونت سوالی داشتی بپرس

غذای خودمون معمولا میدادم
برای خواب شب هم تا سه شب با تاب ریلکسی خوابوندم بعدش دیگه روی تشکش با لالایی عادت دادم بخوابه

من یک ماه قبل از تولدشون گرفتم و من از قبل وعده و حجمش کم کردم یه چند روزی سخت بود اما نه اونقدری که من می‌ترسیم
اگه غذای بود که میدونستم دوست دارن همون غذای خودمون اما اگه غذای بود که زیاد میل نداشتن یه چیزی دیگه براشون درست میکردم چیززهای بده که بچه شیر بشه

عدا جدا درست نمیکردم ..چب برق چسبوندم ب سیته همون شب اول چند بار ی کوچولو گریه کرد ..ولی شبای بعدش بیدار میشد ولی گریه نمی‌کرد فقط میگفت منو بزار رو پاهات بخوابون ....ی مدت گیر داده بود ازین های بای ک داخلشون کاکائو داره حتما باید صبح بیدار میشد ازونا می‌خورد ک الانم تقریبا همونا رو دوست داره ..دیگه الانم باید عدا خوراکی و میوه‌جات خونه باشه حتما ک هر نیم ساعت ی جیزی میخواد ...آها اینم بگم این ۱۸ ام میشه سه‌ماه ک از شیر گرفتم الان خیلی وقته شبا بیدار نمیشه فقط مگه اینکه پشه ادیتش کنه ...چند روز پیش بعد ابن همه مدت سینمو دید فقط بوس میکرد میگفتم بیا بخور قیافشو ی جوری میکرد میگفت نه نه 😂😂😂
در صمن من پسرمو یک سال و هشت ماه گرفتم خیلی هم راضیم ک تو این سن گرفتم چون دوتامونم ادیت میشدیم

خیلی بغلش کن بگو بیا بغلم می می بو شده یا هرطور که خودت میدونی فقط تماس عاطفی زیاد باشه

ولی چون خیلی عادت داشت دست بزاره تو یقه من به سینم یا حتی بازوهام دست بزنه خصوصأ شبا هنوز عادتش هست و وقتایی که از خواب بیدار میشه طبق عادت دست میزاره تو لباسم و گاهی هم میگه ام ام بعد قیافه متعجبمو میبنه میخنده بیخیال میشه. درکل اگه امادگی داشته باشن بنظرم سختیش دوسه روز

پسرم خیلی وابسته بود خیلییی دم به دیقه دهنش بود 24ساعت شبانه روز طوری که غول شده بود ازشیر گرفتن برام و دیدم با چندبار تلاش بی فایده نمیتونم به مرور بگیرم پس اول یه سینه رو گرفتم اینطوری هم ذهنش اماده میشد هم یدونه رو هنوز داشت بعد از حدود یک ماه که تقریبأ اولی خشک شد دومی رو شروع گرفتم و در ناباوری راحت بود

فردا یک ماه میشه که پسرمو از شیر گرفتم روز اول خیلی میومد سراغش ولی نق و بهونه نداشت ولی موقع خواب شب و نصف شب یکم نق میزد که وقتی یااوری میکردم بو شده کم کم تو بغلم راه میبردم اروم میگرفت که اونم هی هرشب کمتر میشد. وعده های غذاییش مثل همیشه میدادم فقط شبا بیدار میشد اب‌ و عاشق شیرینی نخودیه اونو میخواست یعنی تا قبل از قطع شیر امکان نداشت نصف شب اب یا غذا بخوره. نخودی رو با کره محلی درست میکنم خودم که مقوی باشه براش.

به نام خدا یک ماهه شروع کردم ولی هنوز موفق نشدم
جیغ میزنه می می بده
ندم بهش میزنه
تلخک زدم دست مو میگیره که بریم بشور

از شیر خشک میگیری عزیزم؟ سوال منم هست

سلام غذا که معمولا همون چیزی که خودمون میخوریم بهش میدم
شب بهش قبل خواب 150سی سی شیر پاستوریزه میدم
ولی بچه ها باهم فرق میکنند بعضیا زود فراموش میکنند بعضیا دیر ولی حدودا دو هفته طول می‌کشه تا بهانه شون کلا از بین بره

سوال های مرتبط