منم تا همین چند روز پیش شهر غریب زندگی میکردم(البته بماند اینجا هم انگار غریبم چون کلا اهل رفت و آمد نیستم .انگار عادت کردم ب تنهایی).همسرمم 12 ساعت روز کلا سرکار بود .خییییییلی سخت بود ولی خداروشکر با کمک همسرم تونستم بگذرونم اون دورانو
ولی اینقدر شبا ک نمیخواهید اعصابم خورد میشد و گریه میکردم
الان خب دیگ بزرگتر شده همه چیش بهتر شده نسبت ب قبل
درکت میکنم عزیزم واقعا خیلی سخته منم خیلی روزا کم آوردم ولی وقتی دخترم رو بغلش میکردم و بهم میخندید تموم خستگی هام یادم میرفت
منم مثل تو حتی هنوز کولیکش خوب نشده رفلاکس هم ک ادامه داره داغونم داغون
به سختی...تازه الان بهتر شده گاهی دلدرد داره اما شبا کلا بیداره تا ساعت۵صبح بعد میخوابه،هر کاری میکنم خوابش اوکی نمیشه
قطره کولیف خوبه خیلی
ماهایی که دوقلو داریم چی بگیم؟!🫠
پسرم کولیک داشت پوستم کنده شد تا بزرگش کنم
دخترم آرومتره
من درکت میکنم عزیزم
خیلی مهمه خوبه ینفر بیاد بگه بزار من کاراتو به عهده بگیرم تا استراحت کنی
متاسفانه منم سرپسرم که بهم وابسته شده بود اذیت شدم وامیدم ب مادرو خواهرم بود اما بیشتر خودم نگه میداشتم خواهرم میگفت من نمیتونم من کاردارم هرکس بچه خودشو بزرگ کنه افسردگی گرفته بودم دخترمم تا بارداریودم غذانخوردم برام نمیآوردم دعوتم نکردن حمایتم نکردن به دنیا هم که اومد باز خواهرم گفت من کاردارم باید برم وحای ناهار و شام و تغذیه مناسبی نداشتم مادرم بلد نبود وهمش میخوابید ومن خودم روز هفتم پاشدم وایسادم پای گاز آشپزی کردم
خیلی اذیت شدم دخترم ریزه میزه هست ولی خداراشکر سالمه
اینبار ک خونه پدرشوعرم بودم جاریم گفت تو بخواب من نگهش میدارم انگار دنیارا بهم داده بودن
این حرفو کسی بهم نگفته بود هیچوقت مادرمم نگه میداشت ولی نمیتونست کاراشو بکنه فقط نگه میداشت برای مدت کم وکوتاه
کاش من اونجا پیشت بودم
وکمکت میکردم عزیزم
خواهر من دوقلو دارم و دست تنها بودم همیشه .کسی جوری ک باید کمک میکرد نکرد و داغون شدم تازه دو هفته اس خوابشون یکم بهتر شده نفش میکشم انگار
دارو چه چیز هایی میدید شما؟؟
من خیلی وقتا کم آوردم و نشستم گریه کردم
زنگ میزدم شوهرم و میزدم زیر گریه و بهش میگفتم نه تو رو میخام نه بچتو
من خسته شدم
ولی شانس تا خودشو میروند خونه آرتین بیهوش بود قبل رسیدنش
و تا چند ساعت میخابید
ولی تو این راه ۹۰ درصد خودم بودم
و نه خانواده ای ن کسیو نداشتم
ولی شوهرم از لحاظ تامین غذا و اینکه هوامو داشته فقط بود
پس بی انصافی نشه
این ۳ ماه خودمو همسرم کوچیک تر ک بود کولیک داشت بیشترش و باهم بیدار بودیم
منم تنهام همیشه ۴۰ روزه یه ساعت نشده کسی این بچه رو نگه داره من راحت بخوابم الان سرم داره می ترکه شیاف گذاشتم
منم بچم رفلاکس داره هر کار میکنم جواب نمیده خودمم از پا در اومدم جون ندارم. ساعتها بیداری خواب نداره خیلی اذیته
وای منم مثل شما، پسرم کولیک وحشتاک داشت تا خوده صبح تا۳ماه با شوهر تو بغلمون راه میبردیم ولی باز گریه میکرد یکم که بهتر شد رفلاکس گرفت، الان رفلاکسش نمیزاره شب بخوابه🥲🥲
منم بچه اولم خیلی ی ی ی ی کولیک داشت و هیچی هم براش تاثیر نداشت هیچی...
نابود شدم هیچی از بچه و بچه داری نفهمیدم هیچ لذتی نبردم
اما بچه دومم خداروشکر بهتره و گاهی شکم درد داره و این قطره رو بهش میدم اوکی میشه خداروشکر
شما بچه اولته!؟
از ته قلبم میفهممت
هیچی، تحمل میکنم تحمل میکنم و یهو یجایی از روز میترکم و زار میزنم
بعدش دیگه اوکی میشم
تا گریهی بعدی(:
خیلی سخته خیلییییی
قطره کولیک ایز عالیه معجزه میکنه
هروقت دل درد داره و بهش میدمش نیم ساعت بعد تاثیر میذاره و آروم میکنه بچه رو
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.