۱۰ پاسخ

اول از همه خودت یه چیزی بخور که اعصابت ضعیف نشه من روزایی که هیچی نخورم خودم خیلی عصبی ترم بچمم اذیت میکنم اینجوری حوصله شو ندارم ولی وقتی چیزی بخورم خیلی با حوصله ترم

الهی من که بعد زایمان افسردگی گرفته بودم تازه یکم بهتر شدم بچه ها مامان اولی هستم واسه فرنی و سوب لطفا راهنماییم کنید تابفهمم از کی باید فرنی بدم امروز واکسن ۴ماهی زدم

سخته عزیزم منم همینم با این تفاوت که سه تا دارم ۵ ساله ۳ساله و۵ماهه ولی خب سختیاشم قشنگه🥰

اشکال نداره عزیزم میگزره بخاطر همین بهشت زیر پای ماهست خدا بهت سلامتی بده منم ازصبح الان چای بادوتا شیرنی دارم میخورم این شد صبحونم بچمو حموم کردم خوابوندمش ظرفای دیشبو الان شستم شوهرمم نگهبانه فقط پنشنبه جمه میاد خودم تنها بادختر ۴ساله یه پسر ۴ماه

درکت میکنم عزیزم
میگذره همش

کاش ی دوستی ی کسی اونجا داشتی چند ساعتی کنارش وقت میگذروندی خیلی روی حالت تاثیر مثبت میذاره ...
خانواده همسر ک هیچی اونارو بیخیال

حق داری میخوام بدونی تنها نیستی 🫂 بچه ها ما رو به زندگی برمیگردونن وقتایی ک امید ب زندگی نداریم و این خیلی قشنگه

حالا ول کن اونارو خواهر همه مثل همیم🙃
تو سوپش چیا میریزی؟

واقعا همینه ، یه وقتایی از زندگی سیری ولی مادری ، یه وقتایی حوصله ی غذا خوردن نداری ولی باید بهش غذا بدی ، حوصله ی غذا درست کردن نداری ولی باید برای اون درست کنی ، حوصله ی خودتو نداری ولی باید اونو هندل کنی

الهی بگردم
اره واقعا راست میگی با جون و دلم درکت میکنم

سوال های مرتبط

مامان آدرین مامان آدرین ۱۷ ماهگی
دیشب پسرم خیلی نق میزد ،ساعت خوابش بود و نمیخوابید ،من بودم و کلی ظرف نشسته و پسرم که گریه میکرد ،شوهرم از خستگی دراز کشیده بود و نگاه میکرد ... میدونم واقعا خسته بود ،آرایشگره و از صبح تا ۸ شب سر‌پا و دست تنهاست تو مغازه. ولی من از دستش شاکی بودم ،توقع داشتم‌بیاد بچه رو بگیره که من به کارمم برسم و هم اینکه خسته نشم از گریه هاش. شوهرم پاش درد میکرد و تنهایی داشتم حرص میخوردم ،خیلیییی عصبی شدم و یه مامان عصبانی بودم که هی غر میزدم که پسرم بخواب ،خسته شدم ،ای بابا و فلان... با پسرم بداخلاقی کردم تا اینکه گفتم بابا لامصب بیا بگیر بچه رو یه کم مغزم آروم‌بشه من از صبح دارم باهاش کلنجار میرم. اومد بچه رو گرفت یه کم اروم‌شدم‌،بعد میگم خب میدونم خسته ای ولی وقتی میبینی دارم عصبی میشم و خسته ام‌بیا بچه رو بگیر چند دیقه کافیه تا اروم‌بشم. حالا ایناش هیچی ، اصلا با همسرم مشکلی ندارم و درکش میکنم و اونم همیشه درک میکنه منو ،فقط نمیدونم چرا دیشب انقدر عصبانی شدم و از اینکه با پسرم بد اخلاقی کردم و هی غر زدم ناراحتم و عذاب وجدان دارم