من تو اقدام به بارداری بودم شاه طوطی داشتم رد کردم
منم خیلی ناراحتی کردم براش
اوایل سخته بعد یادت میره ماهم توروستا یه سگ داشتیم خیلی وابسته بودیم وقتی مرد تا چند وقت بهم نگفتن میگفتن رفته بیرون نمیدونیم چرا نیومده بعدش ک فهمیدم خیلی گریه کردم الانم یادش هستم هنوز دلم براش تنگ میشه
کلن همینن انگار جابجا میشن افسرده میشن یا طوری دیگه نمیدونم تقصیر مادر شوهرم نیست آخه
مام داشتیم دخترم ب دنیا آمد بردم خونه خواهرم بیچاره اونم یه دوماهی نگه داشت بعدن گفت یه چند روز خیلی بیحالو حوصله بوده حتی دکترم برده بود اما خوب نشده و مرده
دکتره گفته بود به خواهرم اینا خیلی زود وابسته میشن ممکنه افسرده شده چون محیط تغییر کرده
یادت میره یه هفته بگذره.
ما یه گرینچیک داشتیم کلی دستی و بازیگوش بچم در اتاقو روش بست محکم گردنش شکست خودمو هلاک کردم از بس گریه کردم. ولی خب از یاد میره.
یه جوجه سار هم داشتم از نوزادی تا آخر عمرش باهام بود مرگشو دیدم خیلی جون کند عمرش تموم بود پیر بود.
منم مجبور شدم بفروشمش
من ۴تا عروس هلندی دارم خیلی دوستشون دارم🥺🥹
پیش مادرشوهرم بود معلوم نی چیکارش کردن مرده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.