۹ پاسخ

آفرین چه مراقبتی داشتی بچه تا الان سرما نخورد من که بچه ام تا الان ۶ ، ۷ بار سرما خورد 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

عزیزممم..الان حالش چطوره؟؟
تن شویه و پاشویه کن🥹

مادر بودن یعنی قلبت بیرون از تنته🥹زود خوب میشه عزیزم💙

من بچم ماهی دوبار سرما میخوره مراقبت هم میکنم ولی خب سیستم بدنش ضعیفه

@labasforoshi02
خانمای گل لینک کانالمه .روبیکا عضو بشید برای دیدن مدل لباس هام،خیلی ازمحصولات تخفیف خوردن..ازتولیدی به مصرف ...تکی به قیمت عمده خرید کنید🌹😘
این هم شماره مه09168947617

وای دقیقا دختر منم دوماه پیش رفتم شهرستان اونجا برای اولین بار مریض شد من چقد حالم بد میشد اینجوری میدیدمش خداروشکر یه هفته ای خوب شد 🥲

چیزی نیست زود خوب میشه قطره بینی زیاد بزن براش
پسرمن که از چهل روزگیش سرماخورد اولین بار
ماشالله بهش چیکارا میکنی بدنش قوی شه؟

خوب میشه نگران نباش قطره بینی بریز با پوار خالی کن دارو اگه داره سر وقت بده میگذره
من که دیگه اب دیده شدم ولی خدایی هر بار که بچه ام مریض میشه تا خوب بشه من ۱۰ سال پیر تر میشم خیلی سخته

با پوار بینی اگه داری دماغشو خالی کن خیلی کمک میکنه
اب میوه بده بهش مخصوصا اب هویچ عالیه
اب سیب اگه میخوره دوست داره.
غذا های اب دار براش درست کن سوپ و مایعات زیاد بده تا بدنش شسته بشه پلاژین سر ساعت بده ایشالله خوب میشه ماهم تقریبا دو هفته پیش بود دخترم برای اولین بار سرماخورد روزای سختی رو گذروندیم اما با رعایت خیلی کارا خوبش کردم طی یک هفته شکر خدا.

سوال های مرتبط

مامان رها کوچولو♥️😘 مامان رها کوچولو♥️😘 ۱۳ ماهگی
تولد گل دختری
دو ماه زودتر از موعد به دنیا اومدی، فسقلیِ مامان… 🥹❤️
هنوز هم وقتی به اون روز فکر می‌کنم، دلم می‌لرزه. زایمان زودتر از موعد، با تمام ترس و نگرانی‌هاش شروع شده بود و من فقط به یک چیز فکر می‌کردم؛ اینکه نکنه هنوز برای اومدن به این دنیا خیلی کوچیک باشی…
اما سخت‌ترین لحظه، لحظه‌ای بود که به دنیا اومدی و من منتظر شنیدن گریه‌ات بودم…
اون چند ثانیه برای من اندازه‌ی یک عمر گذشت. نفس توی سینه‌م حبس شده بود، قلبم دیوونه‌وار می‌زد و هزار تا فکر ترسناک از سرم می‌گذشت. فقط دعا می‌کردم صدات رو بشنوم… فقط می‌خواستم بدونم نفس می‌کشی، سالمی و پیش منی.
و بعد… صدای گریه‌ات اومد. 🥹
همون صدایی که شاید برای خیلی‌ها فقط یک گریه‌ی نوزاد بود، برای من صدای دوباره نفس کشیدن خودم بود. انگار با اولین گریه‌ات، تمام ترس و اضطرابی که توی وجودم جمع شده بود، یک‌دفعه فرو ریخت.
دو ماه زودتر اومدی، اما از همون اولین لحظه نشون دادی چقدر قوی‌ای.
تولدت مبارک فسقلیِ مامان؛ تو قشنگ‌ترین دلیلِ اشک‌هایی هستی که آخرش به لبخند ختم شدن. 🤍🩷
مامان نیلا🐣💕🍒 مامان نیلا🐣💕🍒 ۱۵ ماهگی
دیروز نیلا رو برای چکاپ ماهانه بردم دکتر یه جمله گفت که هم ذوق کردم هم یه لحظه دلم گرفت🥹🫶🏻
گفت از این به بعد نیلا میتونه غذای سفره بخوره 🍕🍟

نمیدونم چرا ولی همین یه جمله انقدر برام بزرگ بود... انگار یکی رسما اعلام کرد اون نوزاد کوچولویی که برای هر قاشق غذاش استرس داشتم داره آروم آروم بزرگ میشه...🥲🤍

همون نیلایی که روزای اول برای چند قاشق پوره ذوق میکردم برای هر غذای جدید هزار بار تحقیق میکردم نگران رفلاکسش بودم نگران اینکه نکنه عق بزنه نکنه حساسیت داشته باشه نکنه سیر نشده باشه...🫠

حالا رسیدیم به جایی که دکتر میگه دیگه میتونه غذای سفره بخوره...🥹🍽️

شاید برای خیلیا یه جمله معمولی باشه ولی برای من یعنی یه فصل از کوچولویی نیلا تموم شد...💛

از این به بعد یه صندلی کوچولو کنار سفره داریم یه جفت دست کوچولو که میخواد از بشقاب مامان و بابا غذا برداره یه کوچولویی که قراره کنارمون غذا خوردن رو یاد بگیره 🥹🫶🏻

و من... دلم میخواد زمان فقط یه کم آروم‌تر بگذره...⏳🤍

البته هنوز با بافت غذاها دوست نشده و میدونم تا مثل ما غذا خوردنش یه کم زمان میبره ولی همین که دکتر گفت از نظر سنی دیگه محدودیتی نداره دلم قنج رفت...🥹🤍

اولین غذای سفره‌ای که بچه‌هاتون عاشقش شد چی بود؟🍭
مامان دایار💙 مامان دایار💙 ۱۵ ماهگی
یک سال پیش، درست همین ساعت، ساعت سه و نیم، صدای نفس‌های کوچولوت برای اولین بار توی دنیا پیچید و همان لحظه، دنیای من برای همیشه عوض شد.

درست از همان ثانیه، قلبم برای همیشه بیرون از سینه‌ام شروع به تپیدن کرد...

وقتی گذاشتنت توی بغلم، زمان انگار ایستاد. تمام سختی‌ها، تمام انتظارها و تمام دعاهایی که برای داشتنت کرده بودم، توی همان چند ثانیه خلاصه شد.

تو فقط به دنیا نیومدی...
تو من رو دوباره متولد کردی. به من یاد دادی عشق یعنی بی‌قید و شرط دوست داشتن، نگرانی یعنی بیدار موندن برای نفس‌های کوچولوت، و خوشبختی یعنی فقط لبخند تو.

از همان لحظه‌ای که برای اولین بار در آغوشم گرفتم، فهمیدم دیگر هیچ‌وقت مثل قبل نخواهم بود؛ چون تمام دنیای من، تو شده بودی.

دایار عزیزم...
تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده؛ حاصل عشق من و بابایی، دلیل لبخندهای هر روزمان و قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌مان.

تولدت مبارک، تمامِ قلبِ مامان. 🤍

آرزو می‌کنم تا آخرین نفس، امن‌ترین جای دنیا برای تو، آغوش مامان باشد؛ همان آغوشی که اولین بار تو را در آن گرفتم و از همان لحظه، زندگی‌ام رنگ دیگری گرفت.

دوستت دارم، بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
تولدت مبارک، پسر کوچولوی مامان. 💙
مامان نیلا مامان نیلا ۱۳ ماهگی
یک ساله شدی نیلای من… 🥹🤍
باورم نمیشه همین یه سال پیش، یه کوچولوی ریزه‌میزه اومد توی بغلم و از همون لحظه، همه‌ی دنیام شدی.

این یه سال با تو برای من پر بود از همه چی…
از شبای بی‌خوابی و نگرانی، تا خنده‌های شیرینت، بغل کردنت، اولین دندونت، چهار دست‌وپا رفتنت و کلی لحظه‌ی کوچیک و بزرگی که دلم می‌خواست هیچ‌وقت تموم نشن. 🥹

ماه به ماه بزرگ شدنت رو دیدم و هر بار با خودم گفتم:
«مگه میشه این بچه از اینم دوست‌داشتنی‌تر بشه؟»
و تو هر بار جوابمو دادی و بیشتر از قبل دلمو بردی. 🤍

حالا رسیدیم به اولین تولدت…
آخرین ماهیه که هنوز می‌تونم بگم «نوزاد من»…
از فردا دیگه یه دختر کوچولوی یک‌ساله‌ای. 🎂🎀

نمی‌دونم این یک سال خیلی زود گذشت یا من انقدر محو تماشای بزرگ شدنت بودم که نفهمیدم چطور گذشت…

فقط می‌دونم از وقتی اومدی، یه تیکه از قلبم دیگه بیرون از خودم زندگی می‌کنه.
تو شدی قشنگ‌ترین دلیل خندیدن من، قشنگ‌ترین نگرانی من و شیرین‌ترین قسمت زندگی من. 🥹❤️

نیلای من،
تولدت مبارک دختر کوچولوی مامان.
آرزو می‌کنم همیشه سالم و خوشحال باشی، بخندی، شیطونی کنی و من هم همیشه کنارت باشم و تک‌تک بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی عشقم…
ولی برای من همیشه همون کوچولویی می‌مونی که یه روز گذاشتنش توی بغلم و زندگی من برای همیشه عوض شد. 🤍

تولدت مبارک تمامِ دنیای مامان. 🎂🩷
۱۴۰۵/۰۷/۰۱