تولد گل دختری
دو ماه زودتر از موعد به دنیا اومدی، فسقلیِ مامان… 🥹❤️
هنوز هم وقتی به اون روز فکر می‌کنم، دلم می‌لرزه. زایمان زودتر از موعد، با تمام ترس و نگرانی‌هاش شروع شده بود و من فقط به یک چیز فکر می‌کردم؛ اینکه نکنه هنوز برای اومدن به این دنیا خیلی کوچیک باشی…
اما سخت‌ترین لحظه، لحظه‌ای بود که به دنیا اومدی و من منتظر شنیدن گریه‌ات بودم…
اون چند ثانیه برای من اندازه‌ی یک عمر گذشت. نفس توی سینه‌م حبس شده بود، قلبم دیوونه‌وار می‌زد و هزار تا فکر ترسناک از سرم می‌گذشت. فقط دعا می‌کردم صدات رو بشنوم… فقط می‌خواستم بدونم نفس می‌کشی، سالمی و پیش منی.
و بعد… صدای گریه‌ات اومد. 🥹
همون صدایی که شاید برای خیلی‌ها فقط یک گریه‌ی نوزاد بود، برای من صدای دوباره نفس کشیدن خودم بود. انگار با اولین گریه‌ات، تمام ترس و اضطرابی که توی وجودم جمع شده بود، یک‌دفعه فرو ریخت.
دو ماه زودتر اومدی، اما از همون اولین لحظه نشون دادی چقدر قوی‌ای.
تولدت مبارک فسقلیِ مامان؛ تو قشنگ‌ترین دلیلِ اشک‌هایی هستی که آخرش به لبخند ختم شدن. 🤍🩷

تصویر
۱۰ پاسخ

دختر من هم امروز تولدش بود دلم میخواد یه کیک امشب براش بگیرم

وای ننه تولدت مبارک باشه خوشگل 😘😘

مرسی عزیزان از تبریکاتون ❤️❤️

ای جااان دلم مبارک باشه😍❣️

تولد گل دخترمون مبارک باشه 🥰🥰🥰
یادمه بارداریت با من بود ولی یهو زایمان کردی زودتررر
شهر خودت هم رفته بودی دیدن خانوادت درسته؟
خداروشکر ک الان صجیح و سالمن .انشالله همیشه سلامت باشن

تولدش مبارک😍😍 دختر منم دوماه زود بدنیا اومده ۳۰ هفته و من میفهمم چقدر بزرگ کردن یک‌نوزاد نارس سخته

تولدت مبارک عزیز دلم ماشاالله 😘😘😘

تولد دختر نازمون مبارک عزیز دلم

تولدت مبارک رها جون الهی دنیات همیشه شاد و رنگی باش عزیزکم😍❤

🥰🥰🥰گل دختررر

سوال های مرتبط

مامان رادمان مامان رادمان ۱۴ ماهگی
امروز تولد رادمانه... و تولد دوباره‌ی من. 🤍
یک سال پیش، درست همین روز، فقط یک پسر به دنیا نیومد... یک مادر هم متولد شد.
دوازده ماه پیش، وقتی صدای اولین گریه‌ات توی اتاق پیچید، انگار دنیا برای همیشه قبل و بعد از اون لحظه تقسیم شد. از همون ثانیه فهمیدم که دیگه هیچ‌وقت آدم سابق نمی‌شم.
یک سال گذشت... سالی که پر بود از شب‌های بی‌خوابی، نگرانی‌های بی‌پایان، اشک‌های یواشکی، خنده‌های از ته دل، اولین لبخندت، اولین دندونت، اولین قدم‌هایی که برای رسیدن بهش لحظه‌شماری کردم...
بارها خسته شدم... بارها به خودم شک کردم... اما هر بار که نگاهم به تو افتاد، دوباره جون گرفتم.
تو فقط بزرگ نشدی رادمان... من هم کنار تو بزرگ شدم. صبورتر شدم، قوی‌تر شدم، عاشق‌تر شدم.
امروز که یک ساله شدی، بیشتر از هر چیزی به خودم افتخار می‌کنم؛ نه چون بی‌نقص بودم... چون با تمام خستگی‌ها، ترس‌ها و سختی‌ها، هر روز تمام تلاشم را برای مادر خوبی بودن کردم.
تولدت مبارک، تمام دنیای من... ممنون که با اومدنت، به زندگی من معنی تازه‌ای دادی.
و تولد دوباره‌ی من هم مبارک... روزی که فهمیدم مادر شدن فقط به دنیا آوردن یک بچه نیست؛ تولد نسخه‌ای از خودته که تا قبل از اون روز، حتی نمی‌شناختیش. 🤍✨
با تاخیر
۱۴۰۴/۵/۱۶
مامان دایار💙 مامان دایار💙 ۱۵ ماهگی
یک سال پیش، درست همین ساعت، ساعت سه و نیم، صدای نفس‌های کوچولوت برای اولین بار توی دنیا پیچید و همان لحظه، دنیای من برای همیشه عوض شد.

درست از همان ثانیه، قلبم برای همیشه بیرون از سینه‌ام شروع به تپیدن کرد...

وقتی گذاشتنت توی بغلم، زمان انگار ایستاد. تمام سختی‌ها، تمام انتظارها و تمام دعاهایی که برای داشتنت کرده بودم، توی همان چند ثانیه خلاصه شد.

تو فقط به دنیا نیومدی...
تو من رو دوباره متولد کردی. به من یاد دادی عشق یعنی بی‌قید و شرط دوست داشتن، نگرانی یعنی بیدار موندن برای نفس‌های کوچولوت، و خوشبختی یعنی فقط لبخند تو.

از همان لحظه‌ای که برای اولین بار در آغوشم گرفتم، فهمیدم دیگر هیچ‌وقت مثل قبل نخواهم بود؛ چون تمام دنیای من، تو شده بودی.

دایار عزیزم...
تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده؛ حاصل عشق من و بابایی، دلیل لبخندهای هر روزمان و قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌مان.

تولدت مبارک، تمامِ قلبِ مامان. 🤍

آرزو می‌کنم تا آخرین نفس، امن‌ترین جای دنیا برای تو، آغوش مامان باشد؛ همان آغوشی که اولین بار تو را در آن گرفتم و از همان لحظه، زندگی‌ام رنگ دیگری گرفت.

دوستت دارم، بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
تولدت مبارک، پسر کوچولوی مامان. 💙
مامان امیرعلی 💙 مامان امیرعلی 💙 ۱۲ ماهگی
پسرم ، تمام دنیای من
قشنگ‌ترین اتفاق زندگی من… 🥹❤️
یک سال گذشت…
یک سال از روزی که تو به دنیا اومدی و من دوباره متولد شدم؛ روزی که برای اولین بار چشم‌هاتو دیدم و فهمیدم قلبم می‌تونه بیرون از سینم بتپه…
روزی که با اومدنت، معنای عشق رو از نو فهمیدم و فهمیدم خوشبختی می‌تونه توی یه جفت دست کوچولو، یه لبخند شیرین و یه آغوش گرم خلاصه بشه. 🥹🤍
پسر قشنگم، تو هنوز یک سال بیشتر نیست که مهمون دنیای من شدی، اما انگار سال‌هاست که تمام قلبم به اسم تو گره خورده…
با خنده‌هات، دنیا رو برام قشنگ‌تر کردی؛ با گریه‌هات، یادم دادی عشق یعنی حتی وقتی خسته‌ای، باز هم با تمام وجودت بخوای آرومش کنی؛ و با نفس کشیدنت، بهم یاد دادی که بزرگ‌ترین معجزه زندگی، داشتن توئه. 🫂💙
هنوز باورم نمی‌شه همون نوزاد کوچولویی که یه روز با احتیاط توی بغلم می‌گرفتم، حالا یک ساله شده…
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار صدای گریه‌هات رو شنیدم، بوی تنت رو نفس کشیدم و با اشک شوق، خیره به صورت کوچولوت موندم…
چقدر زود گذشت، عزیز دلم!
تولدت مبارک، تمامِ جانِ مامان! 🎂👑
آرزو می‌کنم تمام روزهای زندگیت پر از سلامتی، آرامش، عشق و لبخند باشه؛ هیچ‌وقت دلت نشکنه، هیچ‌وقت احساس تنهایی نکنی و همیشه بدونی که چقدر با تمام وجودم دوستت دارم.
پسرم، تو فقط فرزند من نیستی؛ تو قشنگ‌ترین رویای به حقیقت پیوسته منی، دلیل خیلی از لبخندهام، آرامش قلبم و شیرین‌ترین معنای زندگی منی… ❤️ 🥹
دوستت دارم، بیشتر از تمام کلمه‌هایی که بلدم و بیشتر از تمام عشق‌هایی که می‌شه توی این دنیا تصور کرد…
از طرف مامانت؛
همون کسی که قبل از دیدنت عاشقت بود و تا آخرین نفسش، عاشق‌ترین آدم زندگی تو می‌مونه… 🫂❤️🎂
#تولد یک سالگی
#پوشک
#شیرخشک
مامان 💖مهرسانا💖 مامان 💖مهرسانا💖 ۱۷ ماهگی
مهرسانای عزیزِ مامان 🤍
یک سال از روزی که با آمدنت دنیای من رنگ دیگری گرفت گذشت…
یک سال از اولین نفس‌هایت، اولین گریه‌ات، اولین لبخند شیرینت 🥹✨
دخترکم…
تو فقط یک سال بزرگ نشدی،
من هم با تو مادر شدم، صبورتر شدم، عاشق‌تر شدم…
از همان لحظه‌ای که برای اولین بار بغلت کردم، انگار قلبم بیرون از وجودم شروع به تپیدن کرد…
تو فقط بچه‌ی من نیستی،
تو آرامشِ دلِ منی، دلیل لبخندهای منی، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی 🤍
این یک سال، با همه‌ی بی‌خوابی‌ها و خستگی‌هایش، شیرین‌ترین سال عمرم بود چون تو کنارم بودی…
هر خنده‌ات جان دوباره بهم داد، هر بغل کوچکت دنیایم را آرام کرد 🌱
امروز که یک ساله شدی،
من هنوز همان مادری‌ام که شب‌ها صورتت را نگاه می‌کند و خدا را برای داشتنت هزار بار شکر می‌کند…
الهی همیشه بخندی دختر نازم…
الهی هیچ غمی توی دلت ننشیند…
الهی من همیشه باشم تا پناه امن قلب کوچولویت بمانم 🤍
تولدت مبارک نفسِ مامان 🎂✨
دوستت دارم بیشتر از تمامِ دنیا…
مامان پناه💖 مامان پناه💖 ۱۴ ماهگی
امروز تو یک‌ساله شدی و من هنوز باورم نمی‌شه چقدر زود گذشت… 🥹❤️
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و با خودم گفتم: «یعنی من واقعاً مامان شدم؟»
از اون روز به بعد، همه‌چیز برای من شد تو…

این یک سال با تو فقط بزرگ شدنت نبود؛
منم با تو بزرگ شدم…
با اولین خنده‌هات خندیدم، با گریه‌هات دلم لرزید، با تب کردنت هزار بار مردم و زنده شدم، با هر قدم کوچیکت ذوق کردم و هر شب که خوابت برد، چند دقیقه فقط نگاهت کردم و خدا رو برای داشتنت شکر کردم. 🥹

گاهی دلم برای اون نوزاد کوچولویی که توی بغلم جا می‌شد تنگ می‌شه…
برای دستای کوچیکت، برای بوی تنت، برای روزایی که تمام دنیات آغوش من بود.
ولی از طرفی، دیدن بزرگ شدنت قشنگ‌ترین حس دنیاست. ❤️

پناهِ مامان…
شاید وقتی بزرگ شدی اینا رو بخونی و نفهمی مامانت چقدر برای بزرگ شدنت گریه کرده و ذوق کرده…
اما بدون از همون لحظه‌ای که اومدی توی زندگیم، یه تیکه از قلبم برای همیشه مال تو شد.
تولدت مبارک قشنگ‌ترین دلیلِ مادر شدنم…
یک ساله شدنت مبارک، تمامِ دنیای من. 🥹❤️❤️
مامان صدرا گُلی مامان صدرا گُلی ۱۲ ماهگی
صدرا جانم، پسرم، تمامِ دنیای مامان..

یک سال گذشت از روزی که تو به دنیا اومدی و من برای اولین بار معنای واقعیِ مامان بودن رو با تمام وجودم حس کردم..
یک سال از روزی که قلبم بیرون از سینه‌م شروع کرد به زندگی کردن.. قلبی کوچولو که حالا با هر خنده‌ش، با هر گریه‌ش و حتی با هر شیطنتش، تمام وجودم رو زیر و رو می‌کنه..

💙تولدت مبارک پسرقشنگم💙

کاش می‌شد زمان رو برای چند لحظه نگه دارم..
تو همین روزهایی که هنوز توی بغلم جا می‌شی، همین دستای کوچولوت، همین صورت شیرینت و همین صدایی که وقتی "مامان" رو صدا بزنی، مطمئنم قشنگ‌ترین موسیقیِ تمام زندگی من می‌شه..
بزرگ شو عشقم، بخند، بدو، آرزو کن و تمام دنیا رو زندگی کن..
من قرار نیست همیشه بتونم جلوی سختی‌های دنیا رو بگیرم، اما قول می‌دم تا جایی که جون دارم، آغوشم برای تو امن‌ترین جای دنیا باشه..

تولدت مبارک، اولین عشقِ مادرانه‌ی من، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌م، صدرا گلی جانم💙

"مامان تا همیشه دوستت داره، بیشتر از چیزی که بشه نوشت، بیشتر از چیزی که بشه گفت،بیشتر از تمام دنیا.."

#بیستُ‌چهارم‌مهرماه‌چهارصدوپنج