از هفته پیش که مامانم آش نذری داشت تا امروز من و مهراد و باباش شدید مریض شدیم، نمی دونم کی تو اون جمع مریض بوده قشنگ به همه منتقل کرده 😂 طفلی برادرزاده هامم مریض شدن...
خیلی ویرووس وحشتناکی ، من برای از همه سخت بود اصلا چند روز اول نفسم بالا نمی اومدم ، تپش قلب و تب و گلو درد و... هنوزم کامل خوب نشدم و خیلی احساس ضعف و سستی دارم ، خداروشکر مهراد و باباش بهتر شدن ، ولی منی که همیشه دو روزه خوب میشدم بیشتر از یه هفته ای اذیتم ، نمی‌دونم شاید چون اصلا استراحت نکردم 😩
آدم وقتی مریض میشه می فهمه ، چقدر روزمره گی ها نعمته ...
دلم میخواد زودتر سر حال شم باز کلی کار بریزم سر خودم و هی مهراد رو ببرم پارک ، هی بریم حیاط مامان آب بازی و....🤭
ولی خیلی زیاد شده باز مریضی و ویرووس ، خیلی مراقبت خودتون باشین.
حالا راهکاری دارین از این ضعف و سستی خلاص شم ، غذا هم خوب میخورما ولی انگار یهو بدنم خالی می کنه 😩

تصویر
۳ پاسخ

آیدی ثبت سفارش 👌👇
@SKD8XHS
آدرس:استان خوزستان ،اهواز بازار نادری
آرایشی آروین
(فروش حضوری و آنلاین)✅
فروش به صورت تک و عمده
ارسال به سراسر ایران
فروش محصولات آرایشی
فروش کیف کفش
فروش اکسسوری و عینک
لینک کانال :👇👇
@dbbjsdj

وای این ویروسو ما تو عید گرفتیم هر روز یه علایمی داشتم خوب نمیشدیم سرم زدم تا خوب شدم

دیشب معده درد داشتم همش نگران بودم نکنه ویروسه
وای ویروس فصل گرما خیلی سخته
ایشالا زود خوب بشین

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سلام مامانا ممنون میشم اگر منو و راهنمایی کنید و یه مادر رو از دیوانه شدن نجات بدین😂
دختر من از ۹ ماهگی بعد یه مریض شدن ساده ذائقه اش عوض شد، تا اون موقع خیلی خوش غذا بود و اصلا یه جورایی برای غذا دست و پا می شکست ولی الان اصلا هیچی نمی خوره به جز نون خالی، سیب زمینی، برنج. میوه اصلا نمی خوره حتی حاضر نیست امتحان کنه، قبلا که خوش غذا بود به عشق ماست غذا می خورد الان به زور هم ماست می ذارم دهنش زبونش رو بیرون نگه میداره و کریه می کنه که زبونش رو پاک کنم. مثلا مرغ و گوشت رو ببینه نمی خوره ولی اگر بین برنج قایم کنم می خوره یعنی مشکل از مزه اش نیست. من خودم فکر می کنم ممکنه مشکل حسی پیدا کرده باشه با غذاها ولی آخه چرا از اول این طور نبود. البته برادر همسرم هم بچگی همین طور بوده و حاضر نبوده غذاهای جدید رو امتحان کنه هنوز هم تقریبا همین طوره ولی من دوست ندارم دخترم بد غذا بشه و از طرفی این هیچی نخوردن ضعیفش می کنه. راستی تزئین غذا هم حتی جواب نمیده.ممنون میشم اگر تجربه ای دارین راهنماییم کنین یا اگر مشاوره تغذیه آنلاین یا حضوری تو کرج می شناسین بهم معرفی کنین.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مادر بودن برای من همیشه یه ترسِ کوچیکِ ته‌دل داشته: نکنه برای اینکه حق یکی رو ادا کنم، ناخودآگاه حق یکی دیگه رو نادیده بگیرم؟

بعد از به دنیا اومدن هیراد، ما خیلی سعی کردیم برای مهراد تایم‌های دونفره داشته باشیم. مثلاً من و مهراد با هم سینما می‌رفتیم، یا مهراد با باباش دوتایی استخر می‌رفت. می‌خواستیم با اومدن بچه‌ی دوم، مهراد حس نکنه دیگه مثل قبل وقت و توجه مخصوص خودش رو نداره.

اما امروز یهو به خودم گفتم: «پس هیراد چی؟» 🥺

هیراد از وقتی به دنیا اومده، همیشه کنار مهراد بوده. نه اینکه این بد باشه، اتفاقاً با هم بودن‌شون خیلی هم قشنگه؛ ولی شاید هیراد هم گاهی به یه تایم مخصوص خودش نیاز داشته باشه. یه وقت دوتایی با مامان یا بابا، فقط برای خودش.

امروز فرصت خوبی پیش اومد. بابای بچه‌ها خونه بود، عمه هم اومده بود و مهراد دوست داشت پیش عمه‌اش بمونه. پس من و باباش تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم دکتر، هیراد رو تنها ببریم پارک.

غریزه‌ی مادری‌ام هی می‌گفت: «کاش مهراد هم اینجا بود… کاش اونم بود و با هم خوش می‌گذروندیم.»
اما واقعیت این بود که مهراد هم با عمه‌اش بیرون رفته بود و بهش خوش می‌گذشت و ما هم داشتیم یه تایم مخصوص هیراد می‌ساختیم. 🤍

و این برای من خیلی ارزشمند بود و یه تلنگر خوب بهم زد.

فکر می‌کنم گاهی آن‌قدر حواسمون هست که بین بچه‌ی اول و دوم فرق نذاریم، که ممکنه ناخواسته بچه‌ی دوم بره توی حاشیه.

برای مهراد، بعد از به دنیا اومدن هیراد، آگاهانه تایم‌های دونفره ساختیم. فکر می‌کنم حالا وقتشه برای هیراد هم همین کار رو بکنیم.

از این به بعد می‌خوام تایم‌های دونفره‌ی مخصوص هیراد هم داشته باشیم؛ وقت‌هایی که فقط برای خودش باشه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس تب واکسن
مامان میعاد جان مامان میعاد جان ۱ سالگی