این اتفاق برای من افتاد من با همسرم دعوام شد و ساعت ۱۲ شب گفت برو بیرون بدون بچه ها من مستقیم ۱۲ شب رفتم شهرستان پیش خانوادم ی شب بیشتر نتونستم تحمل کنم جاریم زنگ زد گفت دخترت داره از گشنگی میمیره هیچی نمیخوره ده ماهشه دخترم ... نتونستم تحمل کنم فرداش اومدم مشهد پدر شوهرم گفت طلاقت میدم مادرشم گفت منتظر طلاقت باش اومدم مشهد و جوری گوش شوهرمو کشیدم که به گوووه خوردن افتاد از خونه اون حرومیا رفتیم خونه خودمون و الان تقریبا دو ماهه نزاشتم بچه هامو ببینن اینارو گفتم بدونی فقط باید شوهررو به سمت خودت بکشونی اونارو هم محل سگگگگگ ندی اینجوری زندگیت به روال میشه
ناراحت نباش عزیزم خدای تو هم بزرگه
مطمین باش نمیتونن از پس سه تا بچه بدون مادر بربیان
هیچ زنی هم حاضر نیست سه تا بچه ی یکی دیگه رو بزرگ کنه
گلم نظر خانوادت چیه واسه این اتفاقی ک افتاده واست؟
آخرش بچه ها بزرگ شدن شد برای اونا
من شکستم هیچی پس عدالتت کو قربونت برم😭😭😭
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.