۴ پاسخ

این اتفاق برای من افتاد من با همسرم دعوام شد و ساعت ۱۲ شب گفت برو بیرون بدون بچه ها من مستقیم ۱۲ شب رفتم شهرستان پیش خانوادم ی شب بیشتر نتونستم تحمل کنم جاریم زنگ زد گفت دخترت داره از گشنگی میمیره هیچی نمیخوره ده ماهشه دخترم ... نتونستم تحمل کنم فرداش اومدم مشهد پدر شوهرم گفت طلاقت میدم مادرشم گفت منتظر طلاقت باش اومدم مشهد و جوری گوش شوهرمو کشیدم که به گوووه خوردن افتاد از خونه اون حرومیا رفتیم خونه خودمون و الان تقریبا دو ماهه نزاشتم بچه هامو ببینن اینارو گفتم بدونی فقط باید شوهررو به سمت خودت بکشونی اونارو هم محل سگگگگگ ندی اینجوری زندگیت به روال میشه

ناراحت نباش عزیزم خدای تو هم بزرگه
مطمین باش نمیتونن از پس سه تا بچه بدون مادر بربیان
هیچ زنی هم حاضر نیست سه تا بچه ی یکی دیگه رو بزرگ کنه

گلم نظر خانوادت چیه واسه این اتفاقی ک افتاده واست؟

آخرش بچه ها بزرگ شدن شد برای اونا
من شکستم هیچی پس عدالتت کو قربونت برم😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۲ سالگی
خدایا شکرت شکرت شکرت همیشه شکرت میکنم
مادرم همیشه پشتمون بوده چه بچگی چه مجردی چه الان که ازدواج کردیم
از وقتی شوهرم پیگیر ما نشده مادرم پشتم بوده بهم میکه اصلا نگران نباش ته این ماجرا چه طلاق باشه چه نباشه من پشتت هستم شوهرم داره با نخریدن پوشک و شیر خشک منو اذیت میکنه
امروز مادرم تا دید شیر دخترم یه دونه مونده رفت باز پنج تا قوطی شیر خریده اورد
خواهرامم اون روز خواهر بزرگم دو بسته پوشک اورد خواهر کوچیکمم شبش اومد با ماشین بچه هارو بردیم بیرون یه عالمه هم خوراکی خرید برای بچه ها
داداشمم از یه طرف میوه و تنقلات و خلاصه دست خالی نمیاد خونه
درسته زندگیم رو ابه ممکنه به طلاق برسه یا هم درست بشه ولی خودمو از لحاظ روحی برای هردو اماده کردم و توکل کردم به خدا
درسته ۶سال اون خانواده شوهرم مادرشوهرم خود شوهرم خون به دلم کردن اونارو سپردم به خدا جواب بدی هاشونو حتما این دنیا ببینن
ولی از یه طرف دوباره خداروشکر میکنم که درسته ۶سال از زندگیم به بطالت گذشت ولی حداقلش دوتا بچه داده بهم هردو عین ماهن
فرزندپروری دورهمی انومالی بارداری و زایمان