مامانا دیگه واقعا ذهنم خسته شده میشه راهنماییم کنید فقط تورو خدا قضاوت نکنین از دید یه مادر که خودشم ممکنه این چیزا رو تجربه کنه راهنمایی کنید مخصوصا مادرای پسر دار منو بیشتر درک میکنن
پسر من خیلی لوس شده حرف گوش نمیده غذاشو خودش نمیخوره هر روز سر سفره دعواعه که بیاد غذا بخوره ماهم که میدیم یه ساعت طول میکشه انقد باید بگیم بیا بخور و میبریم غذاتو فلان که شاید بیاد بخوره
دسشویی نمیره انقد باید بگم که بره الانم دو سه باره چون من یادم میره بهش بگم خودشو خیس میکنه انقد که نمیره
وقتی میره تو دسشویی بعضی وقتا زود میاد ولی وقتایی که من میگم زود بیا انقد طولش میده و آب بازی میکنه تا دعواش کنم بلدم هست هم خودشو میشوره هم دستاشو با مایع میشوره
چندتا فوش یاد گرفته هرچی میگیم زشته نگو تکرار میکنه بعد میبینه دعواش میکنیم میگه به لولو گفتم یا دیگه نمیگم اما باز هی تکرار میکنه
قبلا با باباش خیلی باهم خوب بودن بازی میکردن شاید روزها اصلا دعواشون نمیشد ولی الان جدیدا انقد لجباز شده که شوهرم هی عصبی میشه سرش داد میزنه یا جدیدا یاد گرفته کتکش میزنه محکم نمیزنه میگه حواسم هست ولی بازم بچه است نباید کتک بخوره دیشب دیگه اعصابم خورد شد جلو مادر شوهرم و پدر شوهرم گفتم که میزنه بچه رو اونام از دیشب هی زنگ میزنن باهاش حرف میزنن که بفهمه کارش اشتباهه
ادامه اش رو تو کامنت میزارم

۱۱ پاسخ

عزیزم این دوران رو همه بچها دارن درست میشه نگران نباش وقتی حرف بد میزنه انگار نمیشنوی هیچ واکنشی نشان نده یا سر و صدا میکنه داد میزنه بگو صدات قرمز میشه منم نمشنوم چی میگی باید آروم حرف بزنی تل متوجه بشم اصلا باهاش لجبازی نکن این دوران بخوبی تموم میشه بعدا دلت تنگ میشه برای این روزا

پسربچه واقعا به یه هم بازی پسرونه احتیاج داره.انرژیش روبایدتخلیه کنه.بچه تنهاست

پسر من ۴سالشه دقیقا همینه اصلا برام قابل کنترل نیست بدون دعوا نه غذا میخوره نه دسشویی میره

ببین عزیزم اون تمام کاراش فقط به خاطر اینه که یه فرد جدید وارد زندگیتون شده و از اینکه تمام توجه تو به اون کوچولوعه این احساس میکنه هوو اومده سرش و داره با رفتاراش ازتون توجه میگیره و میبینه وقتی این کارارو میکنه شما بیشتر باهاش حرف میزنین حالا حتی شده دعواش کنینم اما اون بیشتر این کاراشو تکرار میکنه شما باید سعی کنین وقتی که آرومه باهاش بازی کنی و بهش بیشتر توجه کنی تا وقتی اذیت میکنه اون فهمیده وقتی آرومه کسی بهش توجهی نشون نمیده و شماام درگیر بچه ی کوچیکتون هستین اونم با لجبازی توجه شمارو جلب میکنه اصلن به فحشایی که میده توجه نکن چون بدتر میکنه وقتی ام که اذیت میکنه ام تا میتونی واکنشی بهش نشون نده ازش بخا باهات حرف بزنه ازش بخا برای بزرگ کردن خاهرش بهتون کمک کنه و بهش بفهمون چقد وجودش کمکتون میکنه چقد براتون مهمه کوچیکترین کارارو که میتونه انجام بده از اون خاهش کن کمکت کنه حتی شده یواشکی ازدور مواظبش باش اما در حد چند دقیقه بهش بگو مواظب خاهرت باش تا من فلان کارو انجام بدم اینجوری یکم مسئولیت پذیر تر میشه و لجبازیاشو کمتر میکنه عزیزم

من و پسرمم وضعیتمون همینه عزیزم

عزیزم حق داره مگ آدم چقد حوصله داره من خودم ک بشدت عصبیم بابت رفتارای دخترم ۴ سالشه دو روزه اسهال و تب شدید کل خونه رو باید دنبالش کنم تا داروهاشو بخوره ینی خیلی خستم میکنه خیلی منم عصبی دیگ نمیتونم کلی زدمش دارو اصن نمیخوره ب هر روشی ک انجام دادم نمیخوره حتا گفتم بیا میزارم زمین خودت هر وقت خاستی ور دار بخور بازم نمیخوره همشم اسهاله و تب هر دو دیقع ی بار اسهال

دقیقا منم مشکل شما رو دارم منم یه دختر ۴ساله دارم که تمام این مشکلات که گفتین رو دارم باهاش منم موندم چکار کنم

حقیقتا راه حلی ندارم من خودم الان استرس همین دوران رو دارم
فقط میدونم رفتار بچه طبیعیه
و برای جلب توجه این کارو می‌کنه

شما اگر به نوزاد توجهت مثلا ۱ باشه به بچه اولت باید ۱۰ باشه



خیلی کار سختیه آدم کلافه میشه ولی خب چاره ای نیست

نمبتونی روزی یه ساعت ببری پارکی چیزی انرژیش تخلیه بشه؟

چندسالشه

شوهرم خیلی خوبه خیلی مهربونه خیلی بچه هارو دوست داره بازی میکنه بغلش میکنه حرفایی میزنه بهش که به من حسودیم میشه هرچی بخواد میخره براش چه اسباب بازی چه خوراکی ولی چون روزی ۱۵ ۱۶ ساعت سرکاره کم اعصاب شده یهو عصبی میشه پسرمم روزه روز داره رفتاراش بدتر میشه دیگه کم آوردم نمیدونم چیکار کنم که این چرخه لجبازی و عصبی شدن تموم بشه نمیخوام بچم با یه عالمه تروما و مشکلات روحی بزرگ بشه اما اصلا همکاری نمیکنه هرچی حرف میزنیم باهاش جایزه میدیم تشویق میکنیم فقط یه دیقه تاثیر داره خیلی خیلی هم انرژی داره اگه حتی یه نفر بیاد خونمون انقد شیطونی میکنه که همه رو کلافه میکنه
تورو خدا اگه کسی تجربه داره یا راه حلی بده بهم بگه

سوال های مرتبط

مامان نون خامه ای مامان نون خامه ای ۹ ماهگی
سر صبح دلم میخواد نفرین کنم مادرشوهری که انقدر از سر بی فکری حرف میزنه،هربار شوهرمو میبینه هی میگه من وقتی بچه شیر میدادم انقدر شیرم زیاد بوده که میدوشیدم میریختم جلو حیوونا،یااینکه مثلا هی از جاریم میگه که آره اون انقدر شیر داره که بچه اش تپل شده و هی شیر از سینه اش میریزه و مجبوره حوله بزاره زیر سینه اش،اونوقت شوهر من هی میاد به من گیر میده که تو شیر نداری و این بچه گرسنه مونده و....در حالی که از روز اول دکتر من گفت تو حتی به عنوان روز اول آغوز هم خیلی خوب داری ،شیرمم که بچه ام خداروشکر توی 14 روژ اول 700 گرم اضافه کرده و بهداشت گفت خیلی خوبه،شوهرم هی میره قرص و قطره شیر افزا گرفته ،هی منو مجبور میکنه با شیر دوش برقی الکی شیرمو بدوشم،حتی خودش میاد سینه هامو فشار میده،میگم بابا مکش بچه بااین جور که تو فشار میدی فرق میکنه،دیشب باز تهدید کرده که میرم شیر خشک میگیرم براش ،تو شیر نداری ،اینو هربارم اون مادر شوهر ....میبینه میگه بهش اونم باز از گذشته دروغین خودش میگه،واقعا سر این موضوع خسته شدم،نمیدونم چجوری حالی کنم شیرم خوبه برا بچه ام
میگم کسی بوده همینجور شیرش از اول تا آخر معمولی بیادو خوب باشه؟؟ آخه من تب شیرم نکردم
مامان انس ومروه مامان انس ومروه ۳ ماهگی
خانما پسرم 3ساله 8ماهشه. دخترمم یه ماهشه، همش داره اذیت دخترمو میکنه دستشو میکشه یا با حالت تند رو صورتش دست میکشه. هر چیم با ارامش میگم نکن گناه داره یا ببین تورو اذیت نمیکنه توام اذیتش نکن، یا دردش میاد... ولی اصلا براش مهم نیست تا فرصتی ببینه میره سراغش.. بعضی وقتام دیگه اعصابم نمیکشه ازش عصبانی میشم یا میزنم رو دستش.. ولی اصلا گریه نمیکنه با خنده نگام میکنه. اینش منو میترسونه که نکنه رو پسرم تاثیر بد بزاره. گاهی وقتا میگم ای کاش فعلا نمیزاشتم بچه دوم بیارم. ولی حالا که هست باید چیکار کنم. پسرم قبل بارداریم خیلی اروم بود اصلا دعوایی نبود ولی حالا با بچه های دیگه هم نمیسازه. میترسم تو روحیش بمونه این جنگی بودن. بعد خیلی وقتا هم خودمم میزنه یا چنگم میگیره. مثلان من دارم نازش میکنم یا میبوسمش ولی پسرم چنگم میگیره یا یه کاری میکنه که دردم بگیره. کافیه بخندی اینقد اذیت میکنه. منم بیشتر رو ترش میکنم که نکنه، اخه هرچی تذکر میدم هی تکرار میکنه. مجبورم رو ترش کنم ازش، چیکار کنم بنظرتون میدونم کارم اشتباه ولی واقعا اعصاب نمونده برام. اصلا به حرفم گوش نمیده