۲۰ پاسخ

تنها کمکی که بهت میتونن تو این شرایط بکنن اینه که دورتو خلوت کنن واقعا🥱🥱

چ بیشعورن بزن تو دهن بچه خواهرشوهرت مگه بچتو از سر راه آوردی😤

عزيزم حتما خنك نگهش دار خداي ناكرده زردي خيلي بالل بره ممكنه عواقب جبران ناپذيري داشته باشه باز همينا ميان ميگن ديدي بلد نبود مادري كنه رك و راست و تند برخورد كن سر بچت نه از كسي بترس نه رودر وايستي داشته باش تهش بهشون برميخوره اما ديگع دخالت نميكنن

خدایی نکرده چیزی بشه هیچکدوم گردن نمیگیرن که
تند تند شیر بده بچتو مرتب بزار زیر دستگاه هوای خونه متعادل باشه و ی لباس نازک تن بچه کن پتو که اصلا سمتش نبر چیزی میخوای بندازی روش ی پارچه نازک بنداز
چیزای خنک بخور که زودی زردی رو دفع کنه

چرا هیچی نمیگی بهشون ینی چی بچه زرده ببر بستریش کن خب هم ازونا راحت میشی هم از زردی

نگران نباشین زردی خوب میشه
جلوی خونواده همسرتون زنگ بزنین مرکزی که ازش دستگاه گرفتین
و بپرسین باید لباسش در چه حد باشه
و فلان

رو بلندگو هم بذارین یه طوری که مثلا خودتون دارین میپرسین و سوال پیش اومده براتون

عزیزم رک وراست حرفتو بزن بهشون بگو دخالت نکنین بچه ات وقتی زردی داره باید بمونه زیر دستگاه تا زردی اش برطرف بشه بعدش هم مگه از بچه خودت کسی مهمتره به خواهرشوهرت بگو لطفا از بچه ات مراقبت کن ک نیاد دست بکنه تو چشم نوزاد چه بیشعورن اینا من جای تو بودم دهنشون رو سرویس میکردم

واقعا آدم بعد از زایمان دوست داره تنها باشه
درکتون میکنم
به نظرم فقط یک نفر یا نهایتا دو نفر آدم کاری و کاربلد باشن کافیه
نباید انقدر شلوغ بشه مهمونی بشه

بخواب از جان بلند. نشو. بگو درد دارم تا خودشون کارا را کننن یا هم برن

واي چقدرسخته
اوف كاش برن زودتر
كمكشون كمتره اذيتابيشتر
عين ايناي ماعن
براماهم اينقدرسردخترم نزاشتن بزارم كه اخر زرديش تا٢/٥ ماه طول كشيد
اوف
بچه ومادر داغون ميشه اينجوري

ترنجبین و شیرخشت بخورید داخل شیرتون باشه ولی به بچه ندید من تازه متوجه شدم از دکتر پرسیدم چرا میگید مستقیم به بچه ندیم و... گفت چون گیاه رو خاکه و هرکار کنی و صافش کنید باز هم خاک داخلش هست برای همین مادر بخوره و... ولی من نمیدونستم یکم به دلانا داده بودم برای زردی خودمم میخوردم یکبار به دلانا دادم خودم بیشتر خوردم

حق داری و... اول به همسرت بگو و اینکه ببرش دکتر و خودت اگر بتونی اول برو داخل و بگو که شرایط اینه اطرافیان نمی‌ذارن برای زردیش کارمو انجام بدم جلو همسرت با جدیت از شرایط بچه بگه و... خودتونم رفتید خونه همین رفتار و داشته باشید جدی باشید و بگید خطرناکه و.... خدایی نکرده بچه زردی بره بالاتر خیلی اذیت میشه و...

من به بچم ترنجبین میدادم خودمم میخوردم . زردیش بهتر شد . خودم هم چیزای گرمی و آرد روغن و این داروهای گرمی گیاهی نمیخوردم .
با عرق کاسنی و شاتره بدن بچم میشستم .
میگن با آب برنج سفید هم بشوریش . خوبه

درکت میکنم منم دقیقا همین مشکل رو داشتم🥲
اونا هرچی میگن اصلا گوش نکن فقط بچسب ب سلامتی خودت و بچت

بچه رو باید خنک بگیری ک زردیش زیلد نشه...تو کار خودت رو بکن وگرنه خدایی نکرده باز میفرستن بیمارستان بخاطر زردی

اصن سر آدم ک تازه زاییده نباید کسی باشه تا طرف استراحت کنه درک فهم ندارن

طرف چقد بی شخصیته خودش باید عقلش بکشه نزار بچش اینکارا کن محکم بهش بگو نکن بزار ناراحت شه ازجون بچت ک عزیز نیس

اره برای کارخونه اصلا از جات تکون نخور
بچروهم از خودت جدانکن
زیادی هم نپوشون بچرو
گرما خیلی خوب نیس برای زردی
اه چندروزه اونجان برن دگ خب😒

منم خستم آخرهفته میشه ۴۰ ام شوهرم میگه بریم خونه مادرم اینا اونجام میریم مادرشوهرم پیره یکی میخوادبه اون برسه سختمه همچی پای منه بابچه شایدنرم والا

واتوزایمان کردی بگوخودشون غذادرست کنن پانشو بگونمیتونم کارکنم بخواب برات غذادرست کنن

سوال های مرتبط

مامان لیانا خانم 😍 مامان لیانا خانم 😍 ۱۳ ماهگی
برای اولین بار می‌خوام اینجا درد و دل کنم
شمام رو بچهاتون حساسین ؟!
من خونواده خودم اصلا بچمو نمیبوسن چون میدونن دوست ندارم فعلا کسی بوسش کنه
ولی خونواده شوهرم چند بار بوسش کردن اصلا اهمیت نمیدن بهم
مادر شوهرم وقتی میاد اینجا بچم داره شیر میخوره هی میگه از دهنش در بیار بدش من ، آروغ می‌خوام بگیرم میگه نمیخاد بگیری بدش من ، یبار دادم دستش بچه بالا آورد تو حلقش ، خوابه بلندش میکنن ، یبار هم که نذاشتن شیر بخورع بچم انقد گریه کرد از چشاش اشک میومد
الان هم خواهر شوهرم سرماخورده ، میگه دو روزه خوب شد امروز همه خونه مادر شوهرم هستن گفته بیا اونجا من میترسم برم بچم سرما بخوره ، چون تازه خوب شده و کل خونوادش مریض بودن حالا هی شوهرم میگه تو خیلی حساسی
تازه مادر شوهرم همیشه به من می‌گفت عکس بچه رو بفرست این سری زنگ شوهرم زده که عکس بفرست شوهرمم گفته خب برو ببینش گفته زنت حساسه من دوست ندارم برم اونجا ، از اون روز شوهرم همش میگه آره تو حساسی تو عقده ای تو فلانی بیساری
خیلی دلم گرفته 🥲
الانم می‌دونم برم اونجا همه بوسش میکنن تو خواب بلندش میکنن نمیزارن درست شیر بخوره
مامان نی نی🥹💕🦋🍫 مامان نی نی🥹💕🦋🍫 ۳ ماهگی
9 ماه بچمو گذاشتم سر دلم ویارای شدیدشو تحمل کردم ک الان بگن بچه دلش نمیخاد بیاد بغل تو،گفتن تا چله تنها نمون شوهرم گف چندروز خونه ما باش چندروز خونه مادرت تا میام اروغ بچه رو بگیرم یا عوضش کنم مامانش میگه بده من شبا میزارش تو بغل خودش خب معلومه بچه بوی اونو میگیره و بغل من نمیوایسه امروز شیرش دادم میخام آروغشو بگیرم جیغ میزنه بمن میگه تو هورمونات مشکل داره بدنت داغه بچه نمیاد پیشت برو دکتر آخه ینی چه هی میگن استرس داری بخدا ندارم میگه تلقین میکنی ک نداری شبا میخابونش پیش خودش بمن نمیدش هرچی میگم بریم خونه خودمون شوهرم نمیاد دخترمم ملوم نیس چشه یکماه هیچ جوره جا نمیگیره اسهال شدید داره میگن تو دس دستش کردی میگه شیرش دادی یکساعت بشین بالا سرش شیر نیاره بالا نمیزاره تو گهوارش بخوابونمش میگه خفه میشه دلم میخا برم خونمون خستم خیلی خستم از حرف شنیدن و اینکه اصن شوهرم محلم نمیزاره😔😔😔
بارداری بارداری بارداری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان شایلین ماهلین🌙 مامان شایلین ماهلین🌙 ۳ ماهگی
خانوما کار از ۱۵ روز دیگه زایمانمه
مادرم فوت شده خواهر گفت برای روز بیمارستان میام ده روز هم میام خونت جمع کنه منو بچه رو ولی ی پسر ۸ ساله داره ب شددتتتت شره خیلییی بی خودی بهونه میگیره از دختر چهارسالم ..دخترم خیلی آروم مهربون خیلییی ..ولی پسر اون با دختر من نمیسازه بهش گفتم آبجی تو روز بیمارستان بیا اون ده روز شوهرم دم مغازش می‌بنده خونه پیشمونه شوهرم خیلی دست ب کمک خیلی ..تازه خانواده شوهر خوبی هم دارم مادر شوهرم طفلی ۷۵ سالشه خیلی دوست داره بیاد جمعمون کنه ولی ازش توقعی ندارم بهش گفتم ن مامان همین ک بیای بهمون سر بزنی خودش ی دنیا محبتتونه می‌رسونه خواهر شوهرم روز اول میاد خونمون شب میمونه پیشم روزای دیگه تا ده روز میاد بهم سر میزنه
پس تا ده روز اول تنها نیستم ولی بعدش تنها میشم خیلی میترسم🥺😞تا چهلم میگن نباید تنها باشه زن زاچ آخه من سر دخترم ۱۶ سالم بود هنوز چهلم تموم نشده بود تو عکس گرفتم از خودم دوتا پا مرد بالا سر من بچه بود بقیش تو عکس نیافتاده الان ۲۱ سالم شده ولی هنوز اون ترس دارم🥺😞😓🚶🏻‍♀️