۳۰ پاسخ

من حتی زایمان کردم موندم خونه خودم
به مامانم گفتم تو بیا .هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
۳ ماه خونه مادرشوهرم نرفتم و کلا نمبرم

روانت پودر بشه که یه وعده غذا برات درست کنن نمی ارزه

من بودم یه لحظه هم اونجا نمیموندم.خونه خودم و تنها راحت تر میشه مواظب بچه بود

بنظرم فرار کن از اونجا هنوز ک بچت سالمه😅😑

حق داری پاشو برو خونت فکر اعصاب خودت و سلامتی بچه باش

منم دقیقا شرایط شما داشتم اصلا بچه من نبود انگار،سه بار باهاش دعوام شد از بس سر به سرم میذاشت،بعد میرفت برای شوهرم مظلوم نمایی میکرد،اصلا درک نمیکرد منم دارم درد میکشم نباید اینقد چرت و پرت تحویلم بده،خوشحالم که تا ده شب بیشتر گفته ممیمونم

به شوهر بگو بروخونه مادرت بگو مهمان داریم میان دیدن بچه دوستام میخوان بیان برو به یه بهانه ای .
بعدم تند تند بگو زنگ دکتر گفت بچه رو نپیچونید گرمشه.دکتر فلان گفته و... باید یک هفته انجام بدم تا به دکتر بگم

منم از روز اول تنها بودم دخترا میرفتن مدرسه شوهرم سر کارش اینم بگم بچه رو باید زود زود شیر بدی بخاطر زردیش واینکه اصلا شاید شیررت سیرش نمیکنه گریه میکنه جاش نباید گرم باشه بعدش برا چی هی بوس میکنن پاشو برو خونت اگه شد بگو مامانت بیاد پیشت

عزیزم تو اولین دلیل منطقی که باید از اون خونه بزنی بیرون سرماخوردگیشون و بچه تو سیزده روزه هست فوق العاده خطرناک بچه ای که زردی داره تا جایی که میخوره باید بهش شیر بدی که دفعش زیاد شه و زردیش دفع شه
به هیچ وجه بچه ای که زردی داره رو نه گرم بپوشون نه قنداق کن به دلایل دخالت بی جهت بزن بیرون
زردی رو اصلا دست کم نگیر خیلی خطرناک

متنفرم از هر چی مادر شوهره
خودشونو صاحب بچه میدونن من ارتباطم باهاشون قطع کرده بودم الان که نزدیک زایمانمه رفت و امد رو دوباره شروع میکنن و میدونم که قراره اذیتم کنن

فرار کن خواهرت تادیونه نشدی

چه آدمای بی درکی هستن مادرشوهر و پدر شوهر من فقط یه بار اومدن خونمون اونم چون مهمونی داشتیم بعد اونم فقط یه بار مادرشوهرم اومده دیدن من موقعی که رفته بودم خونه مامانم
بوسش هم نمیکنن و حتی نمیزارن کسی بوسش کنه از اون روز رفتن نیومدن که بزار 40 امتون رد شه بعد یه وقتی مریض میشین یا صدامون می‌افته رو سرت
اونم حالا یکیش 75 سالشه یکیش 73
بخدا برم قدرشونو بدونم😅😂

خداروشکر ک مادرشوهر ندارم خدا بیامرزه🤭🤭🤭

من خودم خونه خودم میام بعد زایمان
مادرم اومد اومد نیومد هم سرش سلامت
مادر شوهرم هم میدونم مث مهمونا میاد یکی دو شب اگه بمونه بعدش میره

پاشو برو خونتون والا مجبورنیستی تحمل کنی
زنیکه مزخرفو

نه عزیزم شما حساس نیستی منم تصور میکنم تو اون شرایط باشم برام حس خفگی داره. بنظرم کم کم جمع کن برو.

برو خونه خودت به مامانت بگو بیاد پیشت🫠

اووو بیکاری کی بعد زایمان میره خونه مادرشوهر بمونه معلومه داستان پیش میاد.اگه میتونی برگرد خونه مامانت اگه نه برو خونه خودت.

من اصن نمیرم خونه مادرم و مادرشوهرم هر چند اینجوری نیستن ولی بازم نمیرم خونه خودم راحتم

برو خونت مگه ببخشیدا مغز خر خوردی اونجا بمونی هم اعصاب روانت بهم می‌ریزه هم بچت اذیت میشه

من نمیفهمم ادم چرا باید بره خونه مادرشوهرش بخوابه اخه دختر ۱۰روزت گذشته رو به بهبودی هستی جمع کن برو خونه خودت تو خلوت خودت بچتو بزرگ کن اینجوری بری افسردگی بعد زایمان میگیری حرصم میخوری شیرت قطع میشه

چقد اذیت می‌کنن اه

من بودم بچه رو برمیداشتم و فرارررر

برو خونت .منکه گفتم هیشکیو نمیخام خودم دارم بچمو بزرگ میکنم راحت .

پاشو برو خونت مراقبت نخواستی

یاااا خدا
دختر بلندشو برو خونه خودت
یعنی چی این حرکت ها

بچت تند تند باید شیر بخوره زردیش بره من جات بودم اصلانمیدادم بغلشون چون دخالت دارن میکنن بعدشم من اصلا خونه مادرشوهر نمیرفتم ک حرصم بخورم

حق با توی چرا نمیری خونه خودت

برو خونه ی خودت

جای تو بودم فرار میکردم🥴😬😂

سوال های مرتبط

مامان ت دلی😍♥️ مامان ت دلی😍♥️ ۸ ماهگی
امروز ۷ روزه ک زایمان کردم مادر شوهرم خونه منه مامانم میره خونش شام میزاره ب بابام داداشم آبجیم باز تا شب میاد خسته شدم خدایی بچم همش بغل مادر شوهرمه ی جوری میگیره گردنش مواظب نیس فقط بهم میده شیر بدم تمام تا شیر میخوره بغلم میخوابه میگه بده بزارم سرجاش😐 دیشب شوهرم‌گفت بریم حرم‌گفتم باش اون هم‌گفت باش بریم یعنی خودش ب راه انداخت ک منم ب مامانم گفتم شما هم بیا ب شوهرم گفتم کار هاشو میگه چی بگم بهش اخه شنبه انشاالله میری خونه مامانت دیگ تموم بیای خونت دیگ نمی‌آیند بیاین ی سر میزنن میرن خلاصه بچم ی زره زردی داره فقط صورتش اون هم خیلی کم ی موقع زرد میشه ی موقع هیچی نیس ب دکتر گفتیم قطره داد بهش نمیزاره من بدم خودش میده حالا این هم عب نداره سرش لخت میکنه بهش گفتم سرده روسری ازش گرفتم میگه چون زردی داره باید لباس تنش زیاد نباشه خب نباید ک با آستین کوتا باشه 😐 آلن با استین کوتا است بچم باز گرفتم پتو دور پيچ رو دورش پیچ دادم ت بغلمه بچم خوابیده میگه شیر نمیخوره بده بزارم سر جاش گفتم ن بیداره مخام چند دقیقه ای بغلم باشه خدایی چجوری این دو روز دیگ رو تحمل کنم آخه پیر هم نیس ۴۳ سالشه
مامان لیانا خانم 😍 مامان لیانا خانم 😍 ۱۴ ماهگی
برای اولین بار می‌خوام اینجا درد و دل کنم
شمام رو بچهاتون حساسین ؟!
من خونواده خودم اصلا بچمو نمیبوسن چون میدونن دوست ندارم فعلا کسی بوسش کنه
ولی خونواده شوهرم چند بار بوسش کردن اصلا اهمیت نمیدن بهم
مادر شوهرم وقتی میاد اینجا بچم داره شیر میخوره هی میگه از دهنش در بیار بدش من ، آروغ می‌خوام بگیرم میگه نمیخاد بگیری بدش من ، یبار دادم دستش بچه بالا آورد تو حلقش ، خوابه بلندش میکنن ، یبار هم که نذاشتن شیر بخورع بچم انقد گریه کرد از چشاش اشک میومد
الان هم خواهر شوهرم سرماخورده ، میگه دو روزه خوب شد امروز همه خونه مادر شوهرم هستن گفته بیا اونجا من میترسم برم بچم سرما بخوره ، چون تازه خوب شده و کل خونوادش مریض بودن حالا هی شوهرم میگه تو خیلی حساسی
تازه مادر شوهرم همیشه به من می‌گفت عکس بچه رو بفرست این سری زنگ شوهرم زده که عکس بفرست شوهرمم گفته خب برو ببینش گفته زنت حساسه من دوست ندارم برم اونجا ، از اون روز شوهرم همش میگه آره تو حساسی تو عقده ای تو فلانی بیساری
خیلی دلم گرفته 🥲
الانم می‌دونم برم اونجا همه بوسش میکنن تو خواب بلندش میکنن نمیزارن درست شیر بخوره