امروز ۷ روزه ک زایمان کردم مادر شوهرم خونه منه مامانم میره خونش شام میزاره ب بابام داداشم آبجیم باز تا شب میاد خسته شدم خدایی بچم همش بغل مادر شوهرمه ی جوری میگیره گردنش مواظب نیس فقط بهم میده شیر بدم تمام تا شیر میخوره بغلم میخوابه میگه بده بزارم سرجاش😐 دیشب شوهرم‌گفت بریم حرم‌گفتم باش اون هم‌گفت باش بریم یعنی خودش ب راه انداخت ک منم ب مامانم گفتم شما هم بیا ب شوهرم گفتم کار هاشو میگه چی بگم بهش اخه شنبه انشاالله میری خونه مامانت دیگ تموم بیای خونت دیگ نمی‌آیند بیاین ی سر میزنن میرن خلاصه بچم ی زره زردی داره فقط صورتش اون هم خیلی کم ی موقع زرد میشه ی موقع هیچی نیس ب دکتر گفتیم قطره داد بهش نمیزاره من بدم خودش میده حالا این هم عب نداره سرش لخت میکنه بهش گفتم سرده روسری ازش گرفتم میگه چون زردی داره باید لباس تنش زیاد نباشه خب نباید ک با آستین کوتا باشه 😐 آلن با استین کوتا است بچم باز گرفتم پتو دور پيچ رو دورش پیچ دادم ت بغلمه بچم خوابیده میگه شیر نمیخوره بده بزارم سر جاش گفتم ن بیداره مخام چند دقیقه ای بغلم باشه خدایی چجوری این دو روز دیگ رو تحمل کنم آخه پیر هم نیس ۴۳ سالشه

۲۵ پاسخ

عزیزم این بچه نوه اون خانمم هست الان زایمان کردی حساس شدی ولی فکر کن که باز زحمت می‌کشه میاد پیشت ، این بیچاره ها چیکار کنن اگه میان اینجوری میشن مزاحم اگرم نمیان عروس گله می‌کنه که من بچه برا خونه پدرم که نیاوردم نیومدن یه سر بهم بزنن

عزیزم چرا اینقدر خودتو اذیت میکنی؟!خیلی راحت بگو میخوام بغلش کنم هر وقت خسته شدم میگم بزارید سرجاش اصلا جای بچه رو بغل خودت بزار ،چرا اینقدر با دیگران رودروایسی دارید😐🫤

عزیزم بچتو بغل کن نزار زمین بگو دلم میخواد بغلش کنم تا ولت کنه

سلام. بابا خداروشکر کن پیشته کمک میده، اگه تنها بودی تازه میفهمیدی چی به چیه. بعدم راست میگه، زردی داره نباید زیاد گرم بپوشونیش. زود میگذره این روزا، حساس نشو. تا کمک دستته استراحت کن

من خودم مجرد بودم خواهر تازه زایمان کرده بود دوست داشتم بچه ش را بغل کنم ولی خواهرم مثل شما رفتار می‌کرد هرچقدر شوهرم آبجیم میگفت توگوشش نمی‌رفت اصلا نذاشت بغلم کنم الان ۱۳ سال گذشته ولی یادم نرفته یکم از طرف دیدگاه مقابل هم نگاه کنیم

عزیزم سخت نگیر اونم خوشحاله ازاینکه نوه دار شده بعدهم بخدا تنهایی خیلی سخته خداروشکر کن و ازاین فرصت استفاده کن بگیر راحت بخواب اول واخر اون میره و شما میتونید وبچه تون اون وقت تاادلتون میخاد بغلش کنید

مادرشوهر منم پیر نیست یه شهر دیگه هستن میخان از روز اول بیان🥴خدا ب دادم برسه ک داستان ماهم شروع میشه هنوز نیومده واس خودش اسم انتخاب کرده

خدا صبر بده بهت 😂😩چقد فوضول
عیب نداره این دو روزم میگذره یه دل سیر بغلش کن

وای وای جدی چرا بعضیا اینجورین؟؟؟؟ اصلن ب مادر احترام نمیذارن
خداییش زنداداش من ک زایمان کرد خودشون گفتن صبح تا عصر مامانش بره پیش زنداداشم بعدش مامانش بره خونه مامانم پیشش باشه چندروز رفت مامانم تقریبا اخراش بود داداشم گفت ک زنش گفته مامانت نیاد با مامانم راحت ترم با اینکه مامانم همه کاراشو میکرد خلاصه چندوقت بعد زنداداشم‌اومد گفت ما رسم داریم برای کسی ک اومده کمک زائو کادو بخریم و واس مامانش کادو خرید فقط
ما اینجوریم مادرشوهرا مردمم اینحورین

وای ک من فک کردم این فقط تجربه تلخ روزای اول زایمان منه. پس همدرد زیاد داریم. منم مادرشوهرم ۸ روز پیشم بود. جوری رفتار میکرد انگار بچه خودشه. واقعا رو اعصابم بود. آخرم با قهر و دعوا رفت. چندبار بعدش اومد من محلش نزاشتم رفت دیگه پشت سرشم نگاه نکرد. حالا شوهرم میگه دلش برای بچه تنگ شده. هر روز گریه میکنه. قراره فردا یا اون بیاد یا ما بریم اونجا. از الان غصمه🤦‍♀️ راهش باز بشه باز میشه همون آش و همون کاسه. تو همه چیز دخالت میکنه و هر روز زنگ میزنه و پا میشه میاد

اییییییشه مادرشوهر منم دهن منو سرویس کرده بابا منم مامانم پیشم نیست شهر دیگه ست.چنروز پیشم بود رفت.از روزی ک مامانم رفته صب و بعداظهر روزی دوبار میاد اینجا میگه نه تو تا چهل روووز نباید اصلا تنها باشی😒😒😑زنیکه خرافاتیه نفهم.نمیگه اینم میخاد تو خونه خودش راحت باشه شاید با بچش اصا تنها باشه یکم.همینجوری روحیه ادم تغیر میکنه بعد زایمان اینچیزا هم ک بهش اضافه بشه دیگ واقعا سیستم ادم بهم میخوره.ادم بیشعور بی فرهنگ همه جا رو اعصابه دیگ

مادرشوهرا کلا رومخن این هم تحمل کردی این دوسه روزم روش
ولی بچتو مدام بغل کن باهاش حرف بزن بهش شیربده زیاد زمین نزارش ک اون بغل کنه
یکمم ازش کاربکش بهش بگو برام فلان غذارو درست میکنی یا فلان کارو میکنی ک سرگرم کاربشه
چاره چیه باید تحمل کرد

مادرشوهر من سر هردوتا بچم اولی از ۴ماهگی قهر کرد تا دو روز قبل از زایمانم اومدن ب لوس باد آشتی دادن ۴روز پیش من بود رفت
دوباره قهر کرد تا سه ماهگی
سر این بچمم از ۷ماه قهره انشاالله کلا دیگ آشتی نمیکنم راحت زندگی کنم بخدا از دستش😂

واااای ندهههه بچه رووو بگو نه میخوام بغلم باشه مادرشوهر منم هی گیر میداد نزار ب بغلت عادت کنه بزار زمین فلان کن من اصلا گوش نمیدادم

نزار انقد بچتو بغل کنه بعد خودش ک میره بچه بغلی میشه نمیتونی تکون بخوری از جات

وااا یعنی چی الان مگه وقت آستین کوتاهه آخه. برا زردیش هم شیر دهی رو زیاد کن بزار دفعش بیشتر بشه زردیش زود بره .خوب بگو بهشون دیگه

خدا صبر بده بهت. این دو سه روزم تحمل کن.. بخاطر همسرت. باز متوجه هس شوهرت

هی امان از،دست این مادر شوهرا
مادر شوهر من آمد ک کمکم کنه عین خیالش نبود میگرفت می‌خوابید تازه منتش هم میزاشت سرم

راس میگ گرم نگیرش زردیش میره بالا

خدا بهت صبر بده

مادرشوهر منم همین بود دیگه رفت گورشو گم کرد

خدا بهت صبر بده عزیزم

اوف انقد بدم میاد انگار اون زاییده بچه خودمه به تو چه اخه

عین منی بخدا منم دلم خونه شبا مادر شوهرم میاد پیشم میخابه با اینکه مامانم همسایمه‌ میگه من میام پیشت یه شب گفتم نمیخاد بیای فردا شبش اومد گفت من امشب خونتون بخوابم گفتم بزنم بمیره دلمو خون کرده بچه هام تا میخابه میاد با صدای بلند قربون صدقش میره بیدار میشن

وایی خدا صبرت بده 🥺🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان دایان و فندوق مامان دایان و فندوق هفته بیستم بارداری