۱۱ پاسخ

به نظرم اول خودتون و درمان کنید

حتما باید ببری مشاوره.
هم خودت و شوهرت و پدرت هم باید برید .
کی یه بچه کوچیک رو کتک میزنه .
در روش مینده فردا میتونی چقدر تو روحیش تاثیر داره.
خیلی اعصبانی،شدم پیامت خوندم.
کاش اولی برای این پدرومادری میکردین بعد میزاشتین دوباره بچه دار بشید

وای طفلی بچت هنوز بهش محبت نکرده یه بچه دیگه آوردین

اون لجبازی و گریه هاش‌ بخاطر‌ اینه که هنوز حرف نمیزنه میخواد با اینکارا جلب توجه کنه توروخدا نزنش ببرش گفتار درمانی معجزشو میبینی پسر‌۵ ساله دیدم با ۶‌ماه‌گفتار درمانی کامل زبون باز‌کرد در صورتی قبلش هیشکی نمیفهمید چی میگه اذیت میشد و اذیت میکرد‌
همینکه حرف زدنش خوب بشه بچه‌ازین رو به اون رو میشه بهت قول میدم‌

خودتون نیاز به درمان دارید وگرنه اون فقط یه بچه دو ساله ست هیچ درکی از زندگی و کاراش نداره اگه هر رفتاری داره مقصرش خودتونید.مخصوصا همسرتون خیلی نیاز به درمان داره

خب عزیزم همین کارارو به بچه ی دو ساله کردید که تاخیر گفتار گرفته وقتی تو این سن کتکش میزنید حالا باباش یا شما چه فرقی داره و در رو به روش میبندین انتظار دارین بچه خوب باشه
نمیدونی چه استرسی به جون بچه تون میافته وقتی درو به روش میبندین
عزیزم حتما هم خودت هم شوهرت یه روان درمانگر برین اول بعد بچه رو دکتر ببرین مشکل از شماست نه بچه برای این بچه جدید هم بهتره

تخم کفتر برای اینکه بچه زود حرف بزنه عالیه من امتحان کردم شاید باورتون نشه بچه ده ماه میگفت ماما بابا دایی تا عدد ده شمارش می‌کرد

مال منم سه سالشه مثل هم سنوسالاش حرف نمیزنه اونقد کتک میخوره دیگه کتک جوابگو نیس براش میزنمش میخنده میاد منو میزنه
.
ببرش گفتار درمانی خبه من بردم ولی پسرم همکاری نکرد همه چیو ت خنه نشون میداد ولی اونجا نه.. دیگه نبردم سپردم دست خدا

نکن اینکارروبابچت گناه داره خدانکرده اتفاقی واسش بیوفته بعدخودت عذاب میکشی نزاربچتوکسی بزنه حتی اون نفرپدرت یاشوهرت باشه پشت بچت باش

پسرتون تاخیر گفتار داره
نه اینکه چیز بدی باشه نه یعنی سرعت رشد کلامش از سنش کمتره نمیتونه حرف بزنه منظورش و احساسش و بگه بیشتر عصبی و پرخاشگر میشه
به حرف اینا که میگن تا فلان سال حرف نزنه اشکال نداره نکن
برای آرامش پسرت هم که شده ببر گفتار درمانگر کودک خوب تا حرف زدنش راه بیفته
اینکه به کوچیکه حسودی کنه طبیعیه ولی رفتار پدرتون هم بسیار اشتباهه اجازه ندین کسی به پسرتون ظلم کنه و حس سرخوردگی بهش بده
فقط پسر شما نیستا تقریبا همه بچه ها با فاصله سنی کم همین چالشا رو دارن مثل دخترم بعد به دنیا اومدن داداشش
الان دخترم دو سال و نیمس و پسرم دو ماهه منم مجبور شدم از مشاور کمک بگیرم
ولی حتی اگه شرایط مشاور گرفتن نداری از هوش مصنوعی چت جی پی تی استفاده کن اونم کم از مشاور نداره مشکل روابط بچه ها رو میگی میگه چطوری با پسرت برخورد کنی حساسیتی هاش کم بشه
ولی بدون چاره اش محبت و همدلی بیشتر با پسرته نه کتک زدن!

می‌دونی پسرت الان بیشترازهرموقعی به شما نیاز داره
بغلش کن تمام وقتتو برای نی نی جدید نزار باهاش حرف بزن
اون درسته کوچیکه ولی همچیو متوجه میشه توسن حساسیه توروخدا ازش غافل نشو

سوال های مرتبط

مامان امید و پناه ❤️ مامان امید و پناه ❤️ ۳ ماهگی
مامانا دیگه واقعا ذهنم خسته شده میشه راهنماییم کنید فقط تورو خدا قضاوت نکنین از دید یه مادر که خودشم ممکنه این چیزا رو تجربه کنه راهنمایی کنید مخصوصا مادرای پسر دار منو بیشتر درک میکنن
پسر من خیلی لوس شده حرف گوش نمیده غذاشو خودش نمیخوره هر روز سر سفره دعواعه که بیاد غذا بخوره ماهم که میدیم یه ساعت طول میکشه انقد باید بگیم بیا بخور و میبریم غذاتو فلان که شاید بیاد بخوره
دسشویی نمیره انقد باید بگم که بره الانم دو سه باره چون من یادم میره بهش بگم خودشو خیس میکنه انقد که نمیره
وقتی میره تو دسشویی بعضی وقتا زود میاد ولی وقتایی که من میگم زود بیا انقد طولش میده و آب بازی میکنه تا دعواش کنم بلدم هست هم خودشو میشوره هم دستاشو با مایع میشوره
چندتا فوش یاد گرفته هرچی میگیم زشته نگو تکرار میکنه بعد میبینه دعواش میکنیم میگه به لولو گفتم یا دیگه نمیگم اما باز هی تکرار میکنه
قبلا با باباش خیلی باهم خوب بودن بازی میکردن شاید روزها اصلا دعواشون نمیشد ولی الان جدیدا انقد لجباز شده که شوهرم هی عصبی میشه سرش داد میزنه یا جدیدا یاد گرفته کتکش میزنه محکم نمیزنه میگه حواسم هست ولی بازم بچه است نباید کتک بخوره دیشب دیگه اعصابم خورد شد جلو مادر شوهرم و پدر شوهرم گفتم که میزنه بچه رو اونام از دیشب هی زنگ میزنن باهاش حرف میزنن که بفهمه کارش اشتباهه
ادامه اش رو تو کامنت میزارم
مامان مارال 🧚‍♀️🍄 مامان مارال 🧚‍♀️🍄 ۱۴ ماهگی
خانما نمیدونم کس دیگه ای هم مثل من هست ۲۶ روز از زایمانم میگذره الان تو خونم با یه نوزاد نه از چیزی سر در میارم خودمم با بخیه که استرس خوب شدنشو دارم به کارای خونه نمیرسم مادرمم دوره کسی نیست کمکم کنه شوهرمم اونقدر که در توانش هست مایع نمیذاره بچه گریه میکنه پرخاشگری میکنه به بچه من عذاب وجدان میگیرم میگه گریه نکنه جیش نکنه اذیت نکنه دوسش دارم اینا رو میشنوم از بچه اوردنم پشیمونم ازینکه تو خلق یه انسان دست داشتم که هیچ پناهی جز مادر و پدر نداره حالا هم که شوهرم اونقدر که باید بهش توجه نمیکنه عذاب وجدان دارم ناراحتم نگرانم نکنه اونجور که باید نتونم ارامش و رفاه بدم بهش نکنه فردا بچم بد رفتاری پدرشو ببینه خیلی تحت فشارم روزا شده بچم خوابه تنها پشت سرش میشینم گریه میکنم میگم ببخشید که به این دنیا اوردمت نمیدونم با این همه فشار چیکار کنم شوهرمم بیشتر ازینکه پشتم باشه هی میگه نیاز جنسی دارم تو مریضی زود خوب شو واقعا تحت فشارم حس میکنم زندگیم داره میپاشه چسکار کنم موندم
مامان دلارا مامان دلارا ۱ ماهگی