۲ پاسخ

47 تا وی آی پی؟😮

منم داشتم به این فکرمیکردم که یبوست دارم از الکی بگم معدم کارکرده که ولم کنن بیام خونه😂

سوال های مرتبط

مامان فاطمه مامان فاطمه ۶ ماهگی
تجربه زایمان توی کلینیک اصفهان یا بیمارستان اصفهان( پارت دوم)
چیزهایی که راضی نبودم : اتاق های عمومی بیمارستان به شدت کوچیک بودن و فضای خیلی کمی داشتن تو هر اتاق ۲ نفر بود ما با اینکه از اول اتاق خصوصی میخواستیم و از روز قبل هم این موضوع رو گفته بودیم اما چون خیلی کم اتاق خصوصی داشتن اولش بهمون ندادن کلا ۲ تا اتاق خصوصی داشتن و یدونه اتاق خصوصی تزئین شده و به ما هرچی گفتیم بدین اتاق رو اون روز ندادن تا بلاخره انقدر پیگیری کردیم که دادن به زور بهمون ، من پمپ درد چندین بار گفتم از قبل که می‌خوام و بهم گفتن تو اتاق عمل بگو اونجا هم ازم پرسیدن و گفتم بهشون که میخوام اما در آخر هم بهم ندادن و من سر همین خیلی خیلی ناراضی بودم چون بعد عمل به شدت درد داشتم و پمپ درد واسم نیاوردن هیچی هم واسم جواب گو نبود تا در آخر یدونه آمپول عضلانی زدن تا آروم شدم، باید چندین بار به پرسنل می‌گفتیم یه کاری رو انجام بدن تا بلاخره بیان و انجام بدن، برای تمیز کاری اتاق ها فقط مرد بود و هربار مجبور میشدیم حجاب بگیریم، تخت داخل اتاق ها کاملا قدیمی بود و داخل دستشویی پدال گذاشته بودن برای باز کردن شیر و این فوق العاده اذیت کننده بود چون برای ماهایی که سزارین هستیم این خیلی اذیتم کننده هست که بخوایم پامون رو تا این حد باز کنیم تا برسه به پدال، اینکه همسرم بخواد بیاد پیشم رو خیلی سختگیری میکردن و قبلش گفته بودن مشکلی نداره تا قبل از رسیدن به بخش همسرم پیشم باشه اما همون پایین بهش اجازه ندادن بیاد بالا و دیگه به زور و با مخفی کاری پرسنل همسرم تونست بیاد بالا بچه رو ببینه وگرنه اصلا بهش اجازه نمیدادن تا زمان ملاقات و کلا همه آقایون هم سر همین از پله ها میومدن که جلوشون گرفته نشه
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد
سلام تجربه ی زایمان توی بیمارستان سعدی اصفهان و میزارم شاید به کسی کمک کنه.
اول اینکه صبح که برای پذیرش رفتیم بیمارستان بی نهایت شلوغ بود کلی معطل شدیم و زایشگاهم خیلی شلوغ بود تخت نبود به من گفت بشین روی صندلی.
توی گهواره گفته بودن پمپ درد نمیزاره بیمارستان ولی من توی ریکاوری گفتم درد دارم با اینکه نگفتم پمپ درد برام بزارین گفتن همراهم خرید و برام وصل کردن واقعا مثل معجزه بود و دیگه کلا درد نداشتم بعدش.
سوندم برام وصل نکردم کلا هر کس توی زایشگاه بود براش سوند نزاشتن اون روز.
بیهوشی هم انتخابی بود خود دکتر گفت چه روشی میخوای گفتم بیهوشی کامل و کامل بیهوش کردن.
ولی پرسونل خیلی حرفه ای بودن با وجود شلوغی کاملا سریع کارا رو انجام میدادن.پرستار از موقعی که از ریکاوری اومدم تو اتاق تا موقع ترخیص خودش همه کارای من و انجام داد جوری که اصلا نیاز به همراه نبود.
اتاق هم اول میخواستیم خصوصی بگیریم ولی خیلی کوچیک بود برای همین اتاق  خصوصی توی بخش وی ای پی گرفتیم ولی هیچ آبشنی نداشت برای همین قیمتش خیلی با اتاق خصوصی معمولی فرقی نداشت فقط توی بخش وی ای پی بود و کمی بزرگ تر. یه سری اتاق ها بود که بهش میگفتن اتاق وی ای پی اون هزینش خیلی بالاتر بود و آبشن های زیادتری داشت و خیلی هم بزرگ تر بود
مامان آرام مامان آرام روزهای ابتدایی تولد
زایمان سزارین تو بیمارستان نیکان حکیمیه (پارت ۳)
دیگه اومدم تو بخش و تو یه اتاق دوتخته و بعد چند ساعت منو بردن تو اتاق یه تخته خصوصی و این بین تخت منو کوبیدن تو دیوار که واقعا درد وحشتناکی توی شکمم داشتم اون لحظه که باعث شد کلی گریه کنم ،البته اون خانمه کلی معذرت خواهی کرد اما خوب کاری بود که شده بود !
بعد که دخترم اومد گفتن شب باید بره و یه نفر همراه داشته باشید
درصورتی که قبلاً موقع درخواست اتاق خصوصی من بهشون گفته بودم که شرایطم اینطوریه و برای همین اتاق خصوصی میخوام ! همه ام گفته بودن اوکی !
حالا اومده بودن میگفتن باید اتاق وی آی پی بگیرید که بتونی دخترت رو همراهت داشته باشی و خوب چون دیگه شب شده بود و فردا ظهر هم ترخیص می‌شدیم اصلا به صرفه نبود اون همه هزینه
منم دخترمو نگه داشتم اما پرستار شب کلی باهامون لج کرد و همش میومد اذیت میکرد که واقعا این رفتار آزاردهنده بود واسم اون موقع
کاش یکم درک بیشتری داشتن برای مادری که تازه زایمان کرده و خودش کلی درد داره و کلی هورمون و تغییر و از اینطرف هم بچه ای که به شدت اضطراب جدایی داره!
خلاصه که گفتن هزینه ی دوتا همراه رو حساب میکنیم و اینطوری رفع شد
من چون چسبندگی داشتم بخاطر همین دردم هم بیشتر بود ،اما هر وقت میخواستم میومدن مسکن میزدن و شیاف هم میزاشتن
خیلی زیاد درد نداشتم و قابل تحمل بود. اون موقع بود که گفتم همون بهتر که پمپ درد نگرفتم

#زایمان #سزارین #بارداری #نوزاد
مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت دوم سزارین
خب ادامه…دیروز رفتیم پرونده تشکیل دادیم کلا ی ربع طول نکشید هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی اول کار یه۴۲میشه حالا طبق چیزایی که استفاده میشه تو اون شبی که بستری هستین برای فردا هزینه نهایی مشخص میشه که تسویه میکنید مرخص میشید مثلا شما۴۲میدی پرونده تشکیل میشه میری برا زایمان اگه تو اتاق عمل بگی پمپ درد برات بزنن یا وقتی میری زایشگاه اتاقی که میگیری بگی خصوصی یا وی ای پی باشه این هزینه ها اضافه میشه و موقع ترخیص حساب میشه من یه انژوکت خراب شد موقع رگ گیری یکی دیگه زدن حساب کردن😂خب درمورد هزینه های اتاق خصوصی بگم اتاق معمولی بیمارستان اصفهان همشون دو تخته بودن اکثرا اتاق خصوصی داشت هزینش شبی۴بود واتاق وی ای پی که تزئین شده بودشبی۱۵ولی اینجا یه نکته ای بگم بهتون من دوستم ماه پیش عسگریه سزارین شد اتاق خصوصی گرفت شبی۲۵ولی هرچندتا که میخواست از همون اول میومدن تو اتاق پیشش شب نمیزاشتن مرد بمونه ولی دوتا همراهو میراشتن بمونه ولی اصفهان اینجوری نبود فقط ساعت دوونیم تا چهار تایم ملاقاتی بود اتاق خصوصیم فقط اون تایم میشد بیان دیدنت فقط فرقش این بود دوتا همراه میراشتن پیشت بمونه علنن نمیصرفید اتاق خصوصی بگیری چون همسر هم شب نمیتونه بمونه اصلا اپشنی نداشت خلاصه من‌میخاستم خصوصی بگیرم که خونواده ها ازول باشن ولی دیدم اینجوری نیست اتاق معمولی گرفتم دوتخته بود ولی خب اتاقاش کلا کوچیک بود جای کمی داشت گل اینا ک میارن برا ملاقات اصلا جا نبود بزارم و بعد ساعت ملاقات مجبور شدم همه رو بدم همسرم ببره یکیشم نمونه ادامشو تو‌پارت بعدی میگم
مامان کایان🩵👶🏻 مامان کایان🩵👶🏻 ۸ ماهگی
تجربه زایمان پارت دوم✨

وارد اتاق عمل شدم سؤال‌های مربوطه رو پزشکای اتاق عمل و پرستارا کردن و رفتیم برای عمل آمپول اسپاینال اصلا درد نداشت مثل آمپول زدن عضلانیه شاید کمتر باید شل نگهداری خودتو بعد اسپاینال هم گفتن بخواب فقط یه مسئله ای که بود من قشنگ سر نشده بودم دیدم دارن شروع میکنن به لایه لایه باز کردن شکمم بهشونم میگفتم چرا میفهمم میگفتن این حسه ولی در صورتی که بچه میخواست بیاد فشارهایی که بهم وارد کردن واقعا دردم میگرفت دیگه من آستانه صبر و تحملم از اونجایی که خیلی بالاست دردشم تحمل کردم ولی شما به این موضوع خیلی دقت کنید من پزشک بیهوشیم فکر کنم خیلی ناشی بود ساعت ۸:۴۷ دیقه بود پسر قشنگم به دنیا اومد با وزن ۳/۳۰۰ خلاصه که همه دردا فدای یه تاری از موی پسرم بعدشم که دیگه بخیه زدن و رفتم ریکاوری دردام قابل تحمل بود پمپ درد گرفتم ولی به نظرم لازم نبود با شیاف و قرص مسکن هم دردا اوکی میشه ساعت ۱۰/۳۰ دیقه بود که بردنمون بخش تا هشت ساعت که بهم چیزی ندادن بعدشم فقط مایعات خوردم نسکافه زیاد مصرف کنید که سر درد نگیرید و اصلا سرتون رو تکون ندین و صحبت نکنید
هزینه بیمارستانم آزاد ۵۰ میلیون شد ۳ تومن اتاق خصوصی ۳ تومن پمپ درد ۷/۵۰۰فیلمیرداری عکاسی روز زایمان و روز بخش و دکور و دیزاین اتاق ۵ میلیونم دکترم دستمزد گرفت
مامان آر‌وید🥹♥️ مامان آر‌وید🥹♥️ ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت چهارم♥️
بعد یه نفر از گروه فیلمبرداری اومد و برای فیلمبرداری و بادکنک آرایی صحبت کردیم و سریع منو آماده کردن برای زایمان اومدم بیرون با همسرم عکس گرفتیم و فیلمبرداری کردن نماینده رویان هم رسید و رفتیم اتاق زایمان اونجا بهم آمپول بی حسی زدن زیاد درد نداشت یعنی قابل تحمل بود ولی فضای اتاق عمل برای دلهره اور بود آروید رو بدنیا آوردن و گذاشتن رو صورتم و عکس و فیلم گرفتن و بردنش بعد من حالم خیلی بد شده بود یه آقایی بالا سرم بود بهش گفتم حالم خیلی بده حس میکنم دارم میمیرم گفت میخوای بخوابی با ذوق گفتم اره بعد یه آمپول به سرمم زد و نفهمیدم چی شد که با صدای یه آقای دیگه بیدار شدم و فهمیدم تو ریکاوری هستم گفت میخوام ببرمت بخش باید بیدار باشی ک اجازه داشته باشیم ببریمت دیگه بیدار شدم و رفتیم تو بخش
راستی سوند هم تو حالت بیحسی تو اتاق عمل بهم وصل کردند
از قبل به همسرم گفته بودم ک صد در صد اتاق خصوصی باید بگیره اگ گیر نیاورد وی ای پی بگیره
چون ما اورژانسی بودیم همه اتاق های خصوصی و وی ای پی پر شده بودند اینم گفته بود من نمیدونم اتاق عمومی بدید زنم پدرمو در میاره😅😅 دیگه اتاق هتلینگ گرفته بود که خب گرون بود ولی ارزشش رو داشت
مامان نی نی مامان نی نی ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین پارت پنجم
بعد از این که به هوش اومدم و تونستم خیلی ناواضح حرف بزنم سراغ پمپ درد را گرفتم که متوجه شدم شوهرم یادش رفته بگه پمپ درد میخام. کلی گریه و التماس کردم. گفتم درد دارم و توروخدا پمپ درد واسم بزارید ولی گفتن پزشک بیهوشی رفته و دیگه نمیتونیم.😑

با درد زیاد منتقل شدم بخش. چون قبل از سزارین هپارین میزدم خونریزیم زیاد بود. و مرتب ماساژ رحم انجام میدادند. دوبار داخل ریکاوری- یکبار حین تحویل از اتاق عمل به بخش - چهار بار مامای بخش - فردای عمل هم یکبار دکترم.
بدون پمپ درد واقعاً دردش غیر قابل تحمل بود. از چیزی که تصور میکردم طولانی تر و شدیدتر بود. و برای مسکن فقط شیاف و 1cc آپوتل بهم زدند.😑 درصورتی که بیمارستان دولتی شهرمون همون اول که بیمار از اتاق عمل وارد بخش میشه پتدین به بیمار میزنند. ولی خصوصی فقط پمپ درد داشت که شوهرم یادش رفته بود به پذیرش اتاق عمل بگه و رضایت بده. با هر بار ماساژ رحم من داد و بیداد میکردم و التماس میکردم که بسه دیگه.برای این که دست ماما را نگیرم مادر شوهرم دوتا دستام را محکم می‌گرفت و ماما ماساژ رحمی انجام میداد و من جیغ میزدم😭... برای من مثل شکنجه بود.
مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی
مامان محیا جان🤱🏻 مامان محیا جان🤱🏻 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲

توی راهرو همه خانوادم بودن و همسرم با خوشحالی گفت خیلی خوشگله میخوای عکسشو ببینی؟ نشونم داد و با گریه و درد میگفتم چقد خوشگله و زدم زیر گریه. تا قبل اون با خودم میگفتم اولی و اخریم بود. ولی وقتی عکس رو دیدم گفتم خب خداروشکر می ارزید. بقیه اعضای خانوادم هم گریه میکردن هم به خاطر وضعیت من که فاجعه بودم هم خوشحالی.
بردنم روی تخت اتاق خصوصی( خیلی کار خوبی کردم اتاق خصوصی گرفتم شبش واقعا اتاق‌های معمولی سخت میشد چون هم اتاقیای اتاقای دیگه اه و ناله زیاد داشتن و علت‌های دیگه)

تا ۹ شب از تخت نذاشتن بیام پایین. ۹ شب اومدم پایین یکم راه رفتم. سخت بود؟ میسوخت بخیه‌هام. به چسبم حساسیت داده بودن تاول زده بود. گفتن دکتر گفته تا شکمش کار نکرده چیزی ندید بخوره. ساعت ۲ شب یه پرستار گفت بخور یواشکی عیب نداره من ولی گوش ندادم. چون دکتر بسیار درجه یکی داشتم و قبولش داشتم حتی اب هم نخوردم. یک ساعت بعدش شکمم کار کرد. و مساله حل شد.
از بیمارستان و‌دکتر هم راضی بودم
اما سزارین روز اولش خیلی خیلی سخت بود. واقعا نمیدونم طبیعی بهتر از اینه یا نه. سزارین که خیلی سخت بود روز اولش. بعد شکم کار کردن و ادرارهای فراوان بهتر شدم. الانم پاهام وحشتناک ورم دارن هنوز.